بدرود نِی جِی
برزیل هر نسل یه ابرستاره به فوتبال جهان معرفی میکنه. گزاره ای که توی این چند سال گذشته به بازیکنی مثل اندریک اطلاق میشه که مسیر خیلی طولانی برای اثباتش پیش رو داره. اما روزگاری که نیمار با موهای تاج خروسیش توی سانتوس میدرخشید و با رقص پا وسط لیگ برزیل همه رو مجنون خودش کرده بود، میشد گفت که واقعا فوتبال دنیا میتونه منتظر یه رونالدو یا رونالدینیهوی دیگه باشه.
نیمار خیلی زود پلههای ترقی رو طی کرد. بعد از بازی جلوی مسی با پیراهن سانتوس، بهش توی بارسلونا ملحق شد و کنار هم تمامی عناوین ممکن رو درو کردند. نیمار تو اوج بود و زندگی به بهترین شکل ممکن پیش میرفت، اما یه جای کار اشکال داشت. برعکس کریستیانو که برای رفتن به سطح بالاتر چمدونش رو بست و از اولدترافورد به برنابئو رفت، نی جی فهمید که زیر سایه مسی بودن تا ابد اونو توی همین سطح نگه میداره. پس پاریس رو انتخاب کرد. یه پروژه جاهطلبانه با منابع لایتناهی مالی. تبدیل به گرونترین فوتبالیست تاریخ شد و پیراهن قهرمان فرانسه رو پوشید. کنار امباپه تا فینال لیگ قهرمانان رفت، ولی نشد. وقتی دیدند نمیشه حتی سراغ مسی هم رفتند و اونو دوباره همبازی نیمار کردند. اما باز هم نشد. تو یه تصمیم جنجالی نیمار پاریس رو به مقصد ریاض ترک کرد. تصمیمی که به نظر بیانگر این بود که شاید خسته شده، شاید نمیخواد یا شاید دیگه تصمیم نداره بجنگه. تو عربستان بیشتر شبیه یه توریست بود و از عکسش بیشتر از خودش استفاده شد. چون دائما مصدوم بود و هربار که برگشت خیلی زود دوباره مصدوم شد. برگشت خونه. سانتوس آغوشش رو روی اسطوره باز کرد و بهش فرصت داد تا شاید بتونه یه بار دیگه توی جام جهانی بازی کنه. به لطف تصمیم نهایی کارلتو این اتفاق افتاد و نیمار مصدوم به جام جهانی رسید. اما باز هم نشد. دیشب اون از دقیقه شصت و هفته به زمین رفت و استادیومی که اولین بازی ملیش رو انجام داده بود تبدیل به آخرین استادیوم بازیهای ملیش شد. گل کردن پنالتی لحظه آخری نیمار شاید هدیه خدایان به اسطورهای بود که میتونست خیلی فراتر از اینها بره ولی نشد، شاید خسته شد، شاید نخواست…





