پرتره

قسمت هفتم: معمار لاماسیا

«هنوز هم هر جا توپی به گردش درمیاد و چشمی به دنبال زیبایی می‌گرده، سایه بلند اون پیرمرد لجباز با پیراهن شماره چهارده روی سر زمین سنگینی می‌کنه. به ما یاد داد چطور در دنیایی که همه می‌دوند، ما بایستیم، فکر کنیم و فضا رو لمس کنیم.»
این جملات بخشی از متن سیاوش ولی‌پور است در توصیف یوهان کرایوف؛ مردی که تیم ملی هلند و بارسلونا به قبل و بعد از او تقسیم می‌شوند.

قسمت ششم: کفشش بوی آزادی می‌داد

«دکتر سوکراتس؛ کسی که ثابت کرد یه پزشک می‌تونه گل بزنه و یه فوتبالیست می‌تونه فیلسوف باشه. اون نباخت، فقط زمین رو به سمت ابدیت ترک کرد. هر کسی پاس پشت پا بده و در مقابل ظلمی فریاد بزنه، سوکراتس قطعا اونجا در کنارش ایستاده، با سربندی که روش نوشته شده: دموکراسی.»
در ایستگاه ششم جاده ۲۶، سیاوش ولی‌پور پرتره فیلسوف بزرگ فوتبال را به تصویر کشیده، فوتبالیستی که هیچ گاه تکرار نشد.

قسمت پنجم پرتره:‌روبرتو باجو

قسمت پنجم: روبرتو باجو؛ تو زیباترین اثر هنری ایتالیایی

«وقتی اون توپ در آسمان لس‌آنجلس گم شد، گویی تمام جهان دچار یه آلزایمر دسته‌ جمعی شد. کسی باره‌سی و ماسارو رو حتی به یاد نیاورد. عدالت فوتبال توی اون لحظه به خواب رفته بود. تقدیر مقدر کرده بود که تمام سنگینی شکست، تمام حسرت یه ملت و تمام تلخی نایب قهرمانی فقط و فقط بر شانه‌های ظریف مردی قرار بگیره که دم اسبی موهاش حالا شبیه به ریسمون دار شده بود.» سیاوش ولی‌پور‌ آخرین ضربه پنالتی فینال ۱۹۹۴ و حسرت ابدی روبرتو باجو را توصیف کرده. انتخاب تصاویر و تدوین این آیتم را جعفر صادقی انجام داده. موسیقی را هم خود سیاوش ساخته.

قسمت چهارم پرتره

قسمت چهارم: رائول گونزالس؛ ستاره پیش از جشن

«رائول گونزالس در تمام عکس‌های قهرمانی‌های اسپانیا غایب است، اما در تمام قلب‌هایی که آن روزهای سخت را به یاد دارند تنها کسی است که هنوز ایستاده و به نشانه احترام انگشترش را می‌بوسد.»
در ایستگاه چهارم جاده ۲۶، سیاوش ولی‌پور پرتره ناکام رائول را با تصاویر آرشیوی و تدوین جعفر صادقی به تصویر کشیده است.

قسمت سوم پرتره: الیور کان

قسمت سوم: اولیور کان؛ تنهایی یک مرد

«او به ما یاد داد که دروازه‌بان بودن، یعنی ایستادن در برابر تمام جهان. امروز اگر به استادیوم‌های قدیمی آلمان بروید و گوشتان را روی چمن ورزشگاه بگذارید، شاید هنوز صدای فریادهای او را بشنوید که به مدافعانش نهیب می‌زد. تایتان مردی بود که در مستطیل سبز هرگز نمی‌خندید؛ چون می‌دانست در دنیای او هر لبخند، یعنی شکاف در دیوار و دیوار هرگز نباید ترک بخورد.»
این جملات، بخشی از آیتم پرتره، نوشته سیاوش ولی‌پور در توصیف اولیورکان، دروازه‌بان افسانه‌ای آلمان است. ایستگاه سوم پرتره را از دست ندهید.

قسمت دوم پرتره: زیدان

قسمت دوم: زین‌الدین زیدان؛ تجسم محض ظرافت

«با سری به زیر افکنده پله‌پله از معبد فوتبال پایین اومد. از کنار جام طلایی گذشت. حتی چشماش رو هم به سمت جام نچرخوند. راهرو تاریک دهان گشود و اسطوره رو بلعید… »
در اپیزود دوم جاده ۲۶، سیاوش ولی‌پور، پرتره زیدان افسانه‌ای را به تصویر کشیده است. از زندگی فقیرانه در محله کاستلان بندر مارسی تا تاج‌گذاری در جام جهانی.
موسیقی این آیتم هم کار خود سیاوش ولی‌پور است.

قسمت اول: او فوتبال بود

«انسان تضاد ابدی نور و سایه است و دیه‌گو زیباترین سایه روشنی که تاریخ به خود دید. ممنون که به ما یاد دادی حتی در اعماق تاریکی هم می‌شه خیره کننده بود.»
این توصیف از مارادونا، بخشی از اولین قسمت آیتم پرتره است.
به قلم سیاوش ولی‌پور‌‌ و تدوین و تصاویر آرشیوی جعفر صادقی.

پیمایش به بالا