خود ویرانگر اروپایی
«پسری از گیتسهد که انگار توپ فوتبال به پاش چسبیده بود، اما مغزش مدام علیه خودش کودتا میکرد. وقتی پا به توپ میشد انگار یه جادوگر مست داره روی طناب راه میره هر لحظه ممکن بود سقوط کنه، اما تا وقتی روی طناب بود زیباترین منظره جهان رو خلق میکرد.» این جملات بخشی از متن سیاوش ولیپور در توصیف پل گاسکویین است، مردی که بسیاری او را با اشکهایش در نیمهنهایی تاریخی جام جهانی ۱۹۹۰ به یاد میآورند.