یادداشت جاناتان ویلسون: آیا تیم‌های آسیایی در این جام جهانی در حال نزدیک شدن به سطح اروپا هستند؟

جاناتان ویلسون، نویسنده و روزنامه‌نگار در گاردین نوشته است:


گل تساوی دیرهنگام دایچی کامادا برای ژاپن مقابل هلند در روز یکشنبه، فقط باعث نشد که نتیجه نهایی بازی بازتاب دقیق‌تری از جریان مسابقه باشد؛ بلکه باعث شد تعداد بازی‌های بدون شکست تیم‌های کنفدراسیون فوتبال آسیا مقابل تیم‌های اروپایی در این تورنمنت به چهار مسابقه برسد. البته این آمار تا حدی می‌تواند حاصل شرایط و اتفاقات مقطعی باشد و هیچ‌کس نباید بر اساس هفته نخست جام جهانی به نتیجه‌گیری‌های قطعی برسد. با این حال، اگر قرار باشد تغییری در توازن قدرت فوتبال جهان در حال رخ دادن باشد، احتمالاً چیزی شبیه به همین صحنه‌ها خواهد بود.

روند در این رقابت‌ها از همان روز اول، با پیروزی کره‌جنوبی مقابل جمهوری چک، شکل گرفت. شاید برای کسانی که دیدار نیمه‌نهایی پلی‌آف انتخابی چک برابر ایرلند را دیده بودند، عملکرد کند و سنگین چک‌ها چندان هم غافلگیرکننده نبود؛ تیمی که ظاهراً بیش از هر چیز دیگری تنها ارزش ضربات ایستگاهی، اوت‌های بلند و استفاده از توپ‌های مرده را می‌دانست. اما با این حال، سهولتی که کره‌جنوبی با آن توانست با پاس‌کاری‌های خود ساختار این تیم را از هم باز کند و در اطراف آن‌ها گردش توپ داشته باشد، چشمگیر بود. اگر سون هیونگ مین همان بازیکنی بود که سه یا چهار سال پیش می‌شناختیم، پیروزی کره‌جنوبی می‌توانست بسیار قاطعانه‌تر و پرگل‌تر رقم بخورد.

دیگر پیروزی ای‌اف‌سی مقابل اروپا، برد استرالیا برابر ترکیه بود. باز هم کمتر کسی می‌تواند ادعا کند که این تیم ترکیه، که با پیروزی‌های ۱-۰ مقابل رومانی و کوزوو در پلی‌آف‌های یوفا به سختی جواز حضور در مسابقات را به دست آورد، واقعاً نماینده افتخارات فوتبال اروپا بوده است. همچنین نمی‌توان گفت که استرالیا کاملاً بر بازی مسلط بوده و حریفش را از میدان به در کرده است. ترکیه ۳۰ شوت به سمت دروازه زد، اما با دروازه‌بانی الهام‌بخش به نام پاتریک بیچ روبه‌رو شد که هشت مهار موفق داشت. با این وجود، استرالیا با برنامه‌ای حساب‌شده وارد میدان شد و همان برنامه به‌خوبی جواب داد؛ بنابراین این پیروزی آن‌قدر هم «سرقتی» و خلاف جریان بازی نبود که آمار و ارقام ممکن است نشان دهند.

تساوی قطر برابر سوئیس نیز کمتر حاصل نبوغ تاکتیکی بود. قطری‌ها عقب نشستند، به نظر می‌رسید تنها به پایین نگه داشتن نتیجه رضایت دارند و در نهایت هم از فرصت‌سوزی‌های پیاپی سوئیس جان سالم به در بردند. حتی تنها گل سوئیس ــ پنالتی بریل امبولو در نیمه نخست ــ نیز جنجال‌برانگیز بود؛ چرا که ظاهراً سیستم آفساید نیمه‌خودکار در همان لحظه حساس دچار اختلال شده بود. گل به خودی میرو موهایم در وقت‌های تلف‌شده یک امتیاز به قطر هدیه داد، اما این امتیازی نبود که در طول بازی به نظر برسد واقعاً در آستانه کسب آن باشند. سوئیس ۲۶ شوت داشت و قطر تنها شش شوت؛ و اگر روز دیگری بود، سوئیسی‌ها می‌توانستند با اختلاف سه یا چهار گل پیروز شوند. بنابراین باز هم دشوار است که این نتیجه را نشانه‌ای از برتری فوتبال آسیا بدانیم.

اما واقعاً جذاب‌ترین مسابقه، همان تساوی ژاپن و هلند بود. ژاپن حتی بدون سه بازیکن کلیدی خود؛ یعنی کائورو میتوما، واتارو اندو و تاکومی مینامینو، یکی از مدعیان جدی محسوب می‌شود و دقیقاً نشان داد چرا چنین جایگاهی دارد. تا اینجای جام جهانی، دو تقابل بزرگ و سنگین برگزار شده است: برزیل مقابل مراکش و هلند مقابل ژاپن. هر دو مسابقه با تساوی به پایان رسیدند. در هر دو بازی، این تیم‌های در حال ظهور بودند که احتمالاً اندکی عملکرد بهتری داشتند. و در هر دو مورد، این تیم‌های نوظهور بودند که سبکی از فوتبال را ارائه کردند که معمولاً آن را به حریفان‌شان نسبت می‌دهیم.

مراکش با روانی و سرزندگی بازی می‌کرد؛ در مالکیت توپ اعتمادبه‌نفس داشت و پاس‌هایش نرم و دلنشین بود. ژاپن نیز مدام جای بازیکنان را تغییر می‌داد و با اینکه تنها ۴۰ درصد مالکیت توپ را در اختیار داشت، حملاتش هدفمند و دقیق بود؛ کیفیتی که یادآور بهترین نسخه‌های فوتبال هلند بود. اما مهم‌تر از همه این که، هیچ نشانی از احساس حقارت در عملکرد ژاپنی‌ها دیده نمی‌شد.

این همان نکته‌ای است که هاجیمه موریاسو، سرمربی ژاپن، طی چند ماه گذشته بارها بر آن تأکید کرده است. او نگران است که تیمش از نظر ذهنی در عبور از مرحله یک‌هشتم نهایی دچار نوعی سد روانی شده باشد و برای مقابله با این مسئله، از تیمش به‌عنوان مدعی بالقوه قهرمانی سخن گفته است. شاید این تنها یک ترفند روان‌شناختی برای عبور دادن بازیکنانش از مانع مرحله یک‌هشتم باشد؛ اما از طرف دیگر، اگر هلند را می‌توان مدعی قهرمانی دانست، چرا ژاپن نتواند چنین جایگاهی داشته باشد؟

کیتو ناکامورا، وینگ‌بک چپ ژاپن که گل نخست تیمش را به ثمر رساند، یکی از دو بازیکن اصلی ژاپن بود که دقت پاس بالای ۹۰ درصد ثبت کردند؛ دیگری مدافع این تیم، هیروکی ایتو، بود. کامادا در مرکز میدان باهوش و جنگنده ظاهر شد. جونیا ایتو پس از ورود از روی نیمکت، خلاقیت بیشتری به حملات تیم بخشید. زایون سوزوکی ۲۳ ساله نیز شاید همان‌گونه که پیش‌بینی می‌شود، به بهترین دروازه‌بان تاریخ ژاپن تبدیل شود. اگر قرار باشد به نکته‌ای ناامیدکننده اشاره شود، آن بازیکن آیاسه اوئدا، مهاجم نوک تیم، بود که نتوانست تأثیرگذاری همیشگی خود را داشته باشد؛ هرچند فصل گذشته در فاینورد نشان داد که تا چه اندازه می‌تواند مهاجمی مؤثر باشد.

شاید تیم‌های AFC در گذشته در برابر حریفان اروپایی از کمبود اعتمادبه‌نفس رنج می‌بردند، اما دیگر چنین نیست. ژاپن گل تساوی را همان‌گونه جشن گرفت که هر تیمی پس از نجات یافتن از شکست و گرفتن یک امتیاز جشن می‌گیرد؛ اما ناامیدی و ناراحتی آن‌ها هنگام عقب افتادن در نتیجه نیز کاملاً آشکار بود. تیم‌های اول و دوم این گروه در مرحله بعد به مصاف تیم‌های دوم و اول گروه برزیل، مراکش، اسکاتلند و هائیتی خواهند رفت. همین موضوع نشان می‌دهد که مراکش و ژاپن تا چه اندازه پیشرفت کرده‌اند؛ تا جایی که اصلاً مشخص نیست رویارویی با آن‌ها آسان‌تر از بازی مقابل برزیل یا هلند باشد.

چهار مسابقه، به‌هیچ‌وجه برای صدور احکام کلی و نتیجه‌گیری‌های بزرگ کافی نیست؛ اما شاید بتوان گفت که بهترین تیم‌های آسیایی بیش از هر زمان دیگری در حال نزدیک شدن به سطح فوتبال اروپا هستند.

پیمایش به بالا