داستان هزار و یک شب برای ما یک پیام دارد: داستان، نجاتدهنده بشریت است، نجاتدهنده انسانها از جنگ و خشونت و کشت و کشتار است. به همین راحتی میتوان فقط با قصه گفتن برای هزار و یک شب (نماد ابدیت) بشریت را نجات داد. این داستان شباهت عجیبی به فوتبال دارد (ما در این دوره بیش از همیشه این شباهت را درک میکنیم)، فوتبال هم قصهای است که ۹۰ دقیقه دنیا را از خشونت و فقر و هر چه بدی است دور و با خودش همراه میکند. تیمها به میدان میروند و ادای جنگ را درمیآورند تا شاید این نبرد نمادین، غریزه جنگ و خشونتشان را تسکین داده و زندگی بهتری را تجربه کنند.
حالا این دو به هم رسیدهاند. در بازی ژاپن و تونس قصه فوتبال به قسمت هزارم میرسد و بعد داستان هزار و یک شروع میشود. چه کسی باور میکند که با یک توپ و ۲۲ بازیکن بتوان این همه قصه گفت و تکراری نشد و روز به روز جذابتر وشنیدنیتر شد. بازیهای جامجهانی به عدد هزار میرسد و چه خبری نجاتدهندهتر از این که حکایت همچنان باقیست؟