پایان یک دوران با آخرین سیو یک افسانه

تصویر دیشب نویر و حذف در این مرحله از جام جهانی یادآور رازهای دردناک خیلی از دروازبان‌های تاریخ بود. این پایان یک دوران بود. دورانی که پایان‌بخش بیش از ۱۲۰ بازی ملی برای کسی بود که فقط قهرمانی یورو رو در سطح ملی تجربه نکرد. فستیوالی از عناوین فردی و یک قهرمانی جهان کارنامه مانوئل نویر در این دوران بود. پسری که از شروع دوران فوتبال تو شالکه تا همین حالا، هرگز خاک آلمان رو در سطح باشگاهی ترک نکرد و کل حرفه‌اش به دو باشگاه بایرن و شالکه خلاصه می‌شه. دوران شکوهمندی که با سختگیری می‌شه فقط جای خالی توپ طلا برای یک دروازبان رو درش خالی دید! من یاشین رو ندیدم. دینو زوف رو هم همینطور. ولی کان، کاسیاس، چک، اشمایکل، ون‌درسار و جی‌جی بوفون کسانی بودند که با حیرت بهشون نگاه می‌کردم؛ فوق‌العاده بودند. نویر برام با همه‌شون فرق داشت. فوتبال مدرن برای من به قبل و بعد نویری تقسیم می‌شد که در موقع حمله تیمش، دست به کمر بی‌محابا وسط زمین ایستاده بود. جایی که لازم بود سوئیپر بود و جایی که لازم بود کیپر. شاید جادوی جی‌جی روی خط دروازه به عملکرد نویر بچربه ولی هم از نظر ویترین افتخارات هم عملکرد بازی با پا نویر تو یه سطح دیگه‌ای قرار داره. دیشب برای آخرین بار هم ناجی دروازه مانشافت شد اما کافی نبود و تاه پنالتی‌اش رو به آسمون زد. این آخرین قاب از قهرمانیه که هر گلر باکیفیت و بااستعدادی اومد جاش فقط پشت سرش و روی نیمکت بود. اسم نویر برای همیشه کنار بزرگانی چون مایر و کوپکه و کان قرار میگیره و شاید بشه گفت اون بهترین ماشین دروازبان سازی تاریخ آلمان بوده. بدرود مانو. تو ادامه راه موفق باشی…

پیمایش به بالا