جدای از نچسبی های جام بیست ششم، برهم زدن قوانین بازی، وقفه رقتانگیز آبخوری، بازرسیهای پلیسی از تیمها، ویزا ندادنها، نمایشهای قبل و بین و بعد از بازی، این تورنمنت روی اعصاب آخرین ضیافت حضور ستارههای زیادیه که ما باهاشون بزرگ شدیم. بازیکنای زیادی احتمالا این آخرین جام جهانیشون خواهد بود. اما تعدادیشون مسبب شکل گرفتن زیباترین تصاویر فوتبالی ذهن ما هستند. مودریچ، پرشیچ، فندایک، نیمار، کاسمیرو، سون، کیدیبی، نویر ،کانته، خیلیهای دیگه که احتمالا الان به یاد ندارم و براش شماتت خواهم شد و سرآمد همه اسمها دو ابراسطوره: مسی و رونالدو. خیال خامیه اگر فکر کنیم چهار سال دیگه هم کریس و لئو میتونن تو زمین راه برن تا دَه نفر دیگه براشون موقعیت بسازن و اونا گلش کنن. اما ما نسلی خواهیم بود که روزی برای بچههامون ازشون خواهیم گفت. از رونالدویی که وسط هجده قدم پرواز کرد و با برگردون دروازه یکی از بهترین گلرای جهان رو باز کرد و توسط هواردای رقیب تشویق شد. از پسربچه آرژانتینی که یه تیم رو دریبل کرد و وسط یکی از پرشورترین استادیومهای جهان همه رو به سکوت دعوت کرد. از نیماری که با توپ جادو میکرد. از مودریچی که مترونوم تیم بود و تیمش با تمپوی اون بازی میکرد. از…
میشه تا صبح از این جملات قصار نوشت. همیشه حسرت خوردم. حسرت ندیدن یاشین، گارینشا، پله، دیاستفانو، پوشکاش، بکنبائر، کرایف…
شاید بگید میشه فیلم بازیهاشون رو تماشا کرد. دیدم! ولی زندگیشون نکردم. برعکس این موضوع در مورد ستارههایی که اسمشون رفت صدق میکنه. ما این لعنتیها رو زندگی کردیم.
وسط دعوای رونالدوفنها و مسیفنها باید یه گوشه نشست، لبخند زد، و به این فکر کرد که چقدر ما خوششانس بودیم که بازی این ستارهها رو دیدیم. امیدوارم فوتبال باز هم نوابغی مثل این لعنتیها رو به خودش ببینه. تا اون روز ما فخرهای زیادی برای فروختن به نسل بعدی خواهیم داشت…
برای آیندگان…