زیبای بیرحم. فوتبال مگر میتواند اینقدر زیبا و اینقدر بیرحم باشد. کشوری باشی که وقتی وارد آمریکا میشوی خیلیها نه نامت را شنیده باشند و نه تلفظ نامت را بدانند اما در حالی از جام خارج بشوی که در یک قدمی حذف آرژانتین بزرگ و قهرمان دوره قبل رفته باشی. این زیبایی فوتبال بود اما بیرحمی آن یک گل به خودی بود که همه زیبایی فوتبال را فروریخت. هیچ کس بیشتر از بورخس بازیکن کیپورد نمیداند که چقدر فوتبال بیرحم است. او چند روز پیش در مصاحبهای با مارکا گفته بود:«ما یک شعار داشتیم: ۱ درصد شانس، ۹۹ درصد ایمان. این همان شعاری است که ما را تا اینجا رسانده. اگر به برد ایمان نداشتیم، بدیهی است که حتی پا به زمین مسابقه هم نمیگذاشتیم. ما باور داریم که غافلگیر کردن آرژانتین ممکن است. یک معجزه غیرممکن نیست.»
بورخس حتی تصورش هم نمیکرد که آن یک درصد بدشانسی و آن یک قدمی که تا معجزه کم میآید شاید گل به خودی خودش باشد. شاید جامجهانی داستان تیمهایی باشند که برنده میشوند و جام را بالای سر میبرند اما داستان آنهایی که هفتخوان رسیدن به جام را جذابتر و سختتر میکنند به همان اندازه جذاب است و ارزشمند. کیپ ورد یکی از سختترین هفتخوانهای این جام بود. «کشتن اژدها سخت بود، سخت.»