از این استودیو به آن استودیو، افاضلی و بیرانوند وکیلمدافعان این روزهای امیرخان شدهاند. تکلیف بیرو سالهاست که روشن است؛ اما هومن، جایگزین الهویی شده که انگار ژنرال از دفاعیات او بعد از ناکامی جام ملتها چندان راضی نبود. افاضلی بهتر حرف میزند، شوخطبعی ناگواری در لحنش دارد، با غیر منطقی جلوه کردن مشکلی ندارد و طلبکار بودن را خوب بلد است. کارنامه هومن کولهباری از شکست است به همراه یک نقطه روشن؛ تمجید برانکو. تاییدیه پروفسور که باشد، یعنی هومن باهوش است، فوتبال را بلد است. برعکس ما عوام نادان، بیلداپ میشناسد، حتی شاید کانترپرس و هافاسپیس هم از بر باشد و فرق هایبلاک و هایپرس را هم حفظ کرده باشد؛ حتی اگر در عمل چندان به کارش نیامده باشد. هومن تاریخ فوتبال را هم بلد است، جام جهانی ۲۰۱۸ و ۴ امتیاز از گروه اسپانیا، پرتغال و مراکش را به یاد دارد. هومن میداند ۳ تساوی دستاورد نیست، میداند گل آفساید شمرده نمیشود، میداند به کسب پنالتی امتیاز نمیدهند، میداند ۴ سال فرصت از دست رفته بازی دادن به جوانان جز محافظهکاری و جام جهانیدوستی آقای سرمربی به هیچ چیز برنمیگردد و بهتر از همه میداند اگر دنیا برنگردد، بدون نیاز به دستاوردسازی چند ماه دیگر باز هم روی نیمکت تیم ملی خواهد بود، هومن همه را خوب میداند. اما آقای مربی یک چیز را فراموش کرده است؛ تیم ملی، ارث مردم است. نه برای قلعهنویی است، نه تاج و نه با تاکید فراوان هیچ فرد و گروهی، دقیقا و کاملا، متعلق به تمام ملت است، همان فوتبالنفهمان بیسواد. هومن نمیداند، در این جایگاه جز خدمتگزار مردم هیچ نیست و بیمنت، به عنوان کوچکترین عضو آن گروه، باید عذرخواه ناکامی باشد، عذرخواه آن که تیم ملی، پس از سه دوره پیاپی، در جمع ۳۲ تیم برتر نبود. هومن باید بداند، صحبتهای قلدرمآبانهاش نه فاصله عموم مردم با تیمشان را کم میکند، نه به کادر فنی اعتبار میدهد. صحبتهایی چنین و ژستهایی چنان، تنها نمک بر زخم است و جز دوری بیشتر مردم و یک تجربه جمعی تلخ دیگر، هیچ نتیجهای ندارد.