بازی آرژانتین و انگلیس توی یکچهارم نهایی جام جهانی ۱۹۸۶ فقط یه مسابقه فوتبال نبود؛ انگار ادامه جنگی بود که چهار سال قبل بین دو کشور سر جزایر مالویناس (فالکلند) اتفاق افتاده بود. سال ۱۹۸۲ آرژانتین برای پس گرفتن این جزایر با بریتانیا وارد جنگ شد، اما شکست خورد. صدها نفر کشته شدند و اون شکست، یه زخم عمیق برای مردم آرژانتین شد. برای همین وقتی قرعه دوباره این دو تیم رو روبهروی هم قرار داد، خیلیها توی آرژانتین این بازی رو یه فرصت برای «انتقام فوتبالی» میدیدن. وسط این فضای سنگین، دیهگو مارادونا نمایشی اجرا کرد که تاریخ فوتبال رو عوض کرد. اولین گلش همون گلی بود که با دست زد؛ داور ندید و گل قبول شد. بعداً خودش گفت: «یه کم با سر مارادونا بود، یه کم هم با دست خدا.» برای انگلیسیها اون گل هنوز نماد تقلبه، اما برای خیلی از آرژانتینیها نشونه زرنگی و غلبه بر حریفی بود که چهار سال قبل توی جنگ شکستشون داده بود. اما فقط چهار دقیقه بعد، مارادونا کاری کرد که حتی انگلیسیها هم نتونستن چیزی جز تحسین بگن. توپ رو از وسط زمین برداشت، پنج بازیکن انگلیس و دروازهبان رو یکییکی جا گذاشت و گلی زد که بعدها به اسم «گل قرن» معروف شد. مارادونا سالها بعد گفت این بازی برای مردم آرژانتین فقط فوتبال نبود. خودش هم قبول داشت که بردن انگلیس برای خیلی از مردم کشورش یه جور انتقام نمادین از شکست جنگ مالویناس بود؛ هرچند همیشه تأکید میکرد منظورش بیاحترامی به سربازهایی که توی جنگ کشته شدن نبوده. شاید برای همینه که هنوز هم وقتی اسم آرژانتین و انگلیس کنار هم میاد، همه اول یاد اون دو گل میافتن؛ یکی با «دست خدا» و یکی با پاهای مردی که انگار اون روز تصمیم گرفته بود به تنهایی تاریخ رو عوض کنه.
دوازده سال بعد از اون روز معروف مکزیک، انگلیس و آرژانتین دوباره تو جام جهانی ۱۹۹۸ به هم خوردن. انگار تاریخ دوباره داشت همون پرونده قدیمی رو باز میکرد؛ پروندهای که هنوز نه انگلیسیها ازش گذشته بودن، نه آرژانتینیها. از همون قبلِ بازی معلوم بود این فقط یه مسابقه فوتبال نیست. انگلیسیها دنبال این بودن که خاطره تلخ «دست خدا» و حذف سال ۸۶ رو پاک کنن، آرژانتینیها هم میخواستن نشون بدن برتریشون اتفاقی نبوده. بازی هم دقیقاً همون چیزی شد که همه انتظارش رو داشتن؛ پر از هیجان، درگیری و اتفاقهای عجیب. مایکل اوونِ ۱۸ ساله یه گل استثنایی زد؛ از وسط زمین راه افتاد، چند نفر رو جا گذاشت و یکی از موندگارترین گلهای تاریخ جام جهانی رو به ثمر رسوند. اما آرژانتین دوباره برگشت و بازی به پنالتی کشید. وسط همه این اتفاقها، یه صحنه همهچیز رو عوض کرد. دیوید بکام بعد از خطایی که روش شد، وقتی روی زمین افتاده بود، با پا ضربهای به دیهگو سیمئونه زد. سیمئونه هم با یه واکنش اغراقآمیز خودش رو روی زمین انداخت و داور هم بدون تردید کارت قرمز رو از جیبش درآورد. هنوز هم خیلیها اون صحنه رو یکی از جنجالیترین اخراجهای تاریخ جام جهانی میدونن. انگلیس با ده نفر تا آخر جنگید، اما باز هم سرنوشت این تقابل به پنالتی گره خورد؛ جایی که آرژانتین برنده شد و انگلیس دوباره با حسرت زمین رو ترک کرد. بعد از بازی، فشار وحشتناکی روی بکام اومد. رسانهها و حتی بخشی از هوادارهای انگلیس، حذف تیم رو گردن اون انداختن. بکام بعدها گفت ماهها با این اتفاق زندگی کرده و یکی از سختترین دورههای عمرش رو پشت سر گذاشته. اگه بازی ۱۹۸۶ با «دست خدا» و شاهکار مارادونا تو تاریخ موند، بازی ۱۹۹۸ با گل رویایی اوون، اخراج بکام و یه شکست تلخ دیگه برای انگلیس، فصل بعدی یکی از داغترین و شخصیترین رقابتهای تاریخ جام جهانی رو نوشت.
حالا کلی از اون روزا میگذره. انگلیس و آرژانتین باز هم به هم رسیدن و قراره نیمه نهایی جام ۲۶ رو برگزار کنن. تو این مدت نه تنها جام به خونه برنگشته، بلکه یه بار هم رفته آرژانتین. آلبی سلسته میخواد از قهرمانیش دفاع کنه و یه خداحافظی با شکوه برای جانشین بر حق دیگو بگیره، انگلیس هم میخواد محصول سرمایه گذاری این سالهاشو برداشت کنه و طلسم رو بشکنه. با احترام به سوئیس و نروژ، حیف نبود این بازی رو نبینیم؟
انتقام جزایر فالکلند، لگد بی موقع بکس و نیمهنهایی جام ۲۶