عملکرد تیم ملی جای نقد بسیار داره. اما نمی‌شه کتمان کرد که این تیم با همه فشارهای درونی و بیرونی روبه‌رو بود. با کارشکنی میزبان (که البته صرفا مختص تیم ایران نبود). با بدشانسی و خیلی چیزهای دیگه. اما واقعا تبانی؟…
به لطف اینترنتی که اگر همیشه وصل باشه خیلی ها داستان بازی اتریش و آلمان و رسوایی خیخون رو فهمیدند. روزی که باعث شد قانون برگزاری بازی آخر مرحله گروهی برای همیشه عوض بشه.
حالا شاهد یادآوری اون روز و مقایسه‌اش با بازی اتریش و الجزایر هستیم.
شاهد دیالوگ‌های خیلی عجیبی هم بودیم. از نفهمیدن اینکه چی شد؟ تا خواهش و تمنا به زبان عربی و بعد تاکید موکد بر این که اتریش و الجزایر با هم بسته بودند!
هر جور بود دنیا دست به دست هم داد، غنا به کرواسی باخت، کنگو ازبکستان رو برد، اتریش و الجزایر هم مساوی کردند، تا تیم ملی با شانس بیش از نود درصد( به گفته رسانه اتلتیک) از صعود به مرحله بعدی باز بمونه. بیاید فرض بگیریم همه جهان برعلیه تیم ملی باشه.
ولی چرا ضعیف ترین تیم جام رو تو اولین بازی نبردیم؟ چرا وقتی انگوی ناشیانه تو بازی دوم اخراج شد، سه دقیقه عقب نشستیم و کادر فنی حتی در الفبای تاکتیکیش توی نقشه Z هم برنامه‌ای برای ۱۰ نفره شدن حریفش نداشت؟ چرا تو بازی سوم این ریسک رو برداشتیم که از دقیقه هشتاد به بعد برای زدن گل برتری تلاش کنیم؟ چرا حسین‌نژاد، آزمون، طاهری و خیلی‌های دیگه که می‌تونستند به تیم کمک کنند همراه تیم نیستند؟ روزبه مصدوم و اکرتی که نفهمیدیم از کجا پیداش شد کنار تیم چه کار می‌کردند؟ سوالهای خیلی زیادی مطرحه و جوابی هم براشون نیست.
چون دیر شده…
تبانی اما ، آخرین دستاویز طرفداران افراطی تیم ملی ماست. ما سال‌هاست که یاد نگرفتیم از بهانه‌هامون قوی‌تر باشیم. هر جا نشد یا گردن دیگری انداختیم یا قضا و قدر!
اگر از این مرحله صعود هم می‌کردیم سوال‌های بالا همچنان سر جایش بود. این تیم علی‌رغم نمایش‌های مقطعی خوب، دل کسی رو به دست نیاورد و این پایان یک نسل پرادعا خواهد بود که بدون هیچ دستاورد خاصی و در دوره اون‌ها برای اولین بار در تاریخ فوتبال ایران بین تیم ملی‌اش و هوادارانش شکافی به بزرگی یه گسل وجود داشت.

پیمایش به بالا