تو همان پایان باشکوهی

پایان باشکوه

بعضی از بازیکنان بار زمین را بر دوش می‌کشند و زمین را سبک‌تر می‌کنند. بازیکنانی که با درخشش و گل‌هایشان باعث می‌شوند در دقایق زیادی از دوران حضورشان هواداران فوتبال از شادی و خوشحالی به آسمان بپرند و بابت این همه نبوغ و درخشش در آسمان‌ها سیر کنند. دروغ است اگر بگوییم جام قهرمانی ارزشی ندارد حتی اگر این جمله را در مورد رونالدو به کار ببریم. برای بازیکنی که حتی اگر در تورنمنتی دورهمی در تعطیلاتش شرکت کند قهرمان‌ شدن مهم است جای خالی جام «جهانی» حسرتی آزاردهنده است.

اما دروغ نیست اگر بگوییم او برای ابرستاره بودن نیازی به این جام نداشت. رونالدو جام نگرفت اما تا ابد زمانی که بخواهیم از عصر فعلی فوتبال نام ببریم می‌گوییم دوران مسی و رونالدو (برخلاف بقیه دوران‌های فوتبال که یک اسطوره داشتند؛ عصر مارادونا، عصر کرایف). رونالدو برای ما همانی است که می‌توانیم با او زندگی کنیم. او مثل خود ماست با همه شکست‌ها و پیروزی‌ها و تلاش‌ها و فراز و نشیب‌هایمان. نه در سرزمین فوتبال زاده شده بود، نه به بهترین مدرسه فوتبال دنیا رفت، نه همه عمرش را در بهترین تیم فوتبال دنیا گذراند. او مثل ما بود. نسل ما او را به یاد می‌آورد که چطور از یک بازیکن ترکه‌ای لاغر بی‌افتخار تبدیل شد به این رونالدویی که اشک‌هایش دنیا را تکان می‌دهد. او به هر چه رسید فقط و فقط و فقط با تلاش رسید. درست مثل ما. در آخرین گام هم نرسید. تو خودخواه می‌شدی مثل ما. گاهی منفور مثل ما. همین مثل ما بودنت ما را عاشق تو می‌کرد. ما اشتباه می‌کردیم که دنبال یک پایان باشکوه برای افسانه پرتغالی می‌گشتیم. درست است که یک پایان زیبا مانند خامه روی کیک بود اما تو خودت همان شکوه افسانه‌ای هستی. تو نیازی به یک پایان باشکوه نداری.

پیمایش به بالا