تقابل دو قسمت برابر با مسیرها و نسبت‌های کاملا متفاوت

فرقی نمی‌کند شما از کدام نقطه زمین و از بین چه تعداد انسان و به چه نحوی مقابل حریف قرار می‌گیرید. در نهایت وقتی آرنا می‌رسید، 11تا از ما مقابل 11تا از حریف قرار می‌گیرند. پس هر اتفاقی می‌تواند بیافتد. مثل گل مساوی کوراسائو یا عراق حتی برای دقایقی قبل از رخ دادن فاجعه مقابل آلمان و نروژ یا رخ دادن شگفتی کیپ ورد. چون به هر حال در لحظه مسابقه، 11 به 11 هستیم. اما مسیرها چطور است؟ فکری که حین تماشای نروژ و عراق مثل گولدن اسنیچ (در سری فیلم‌های هری پاتر) در مغزم می‌چرخید، این بود که مسیر نروژ و عراق تا رسیدن به بوستون چقدر متفاوت بود. عراقی که سایه جنگ به ندرت از سرش کم می‌شود در مقابل نروژی که کمتر چیزی آرامشش را به هم می‌زند. عراقی که سه روز تا رسیدن به بولیوی در راه بود در مقابل نروژی که غرق در امکانات است. یا احتمالا بازیکنان لاروخا نتوانند حتی تصور بکنند که برق‌کاری خانه خود را انجام بدهند، چه برسد برای امرار معاش این حرفه را به عنوان شغل برگزینند؛ مثل گلری که 90 دقیقه در باز کردن دروازه‌اش ناکام ماندند. اصلا چند فوتبالیست در کیپ ورد و کوراسائو و عراق وجود دارد که 26 نفر از بین آن‌ها برگزیده می‌شوند؟ چه امکاناتی برای پرورش آن‌ها وجود دارند؟ چقدر دست مربی برای دعوت نکردن تام بیشوف‌ها یا دین هاوزن‌ها یا کاماوینگاها و پالمرها باز است؟ اگر فرم بازیکنی خوب نباشد، فوتبالیست دیگری در حد جام جهانی وجود دارد؟
نمی‌دانم بقیه هم به این موضوعات فکر می‌کنند یا هری پاتر ذهن من به تعطیلات رفته و گولدن اسنیچ آزادانه و بی مقصد در سرم می‌چرخم.

پیمایش به بالا