کشتن اژدها سخت بود، سخت
زیبای بیرحم. فوتبال مگر میتواند اینقدر زیبا و اینقدر بیرحم باشد. کشوری باشی که وقتی وارد آمریکا میشوی خیلیها نه نامت را شنیده باشند و نه تلفظ نامت را بدانند اما در حالی از جام خارج بشوی که در یک قدمی حذف آرژانتین بزرگ و قهرمان دوره قبل رفته باشی. این زیبایی فوتبال بود اما بیرحمی آن یک گل به خودی بود که همه زیبایی فوتبال را فروریخت. هیچ کس بیشتر از بورخس بازیکن کیپورد نمیداند که چقدر فوتبال بیرحم است. او چند روز پیش در مصاحبهای با مارکا گفته بود:«ما یک شعار داشتیم: ۱ درصد شانس، ۹۹ درصد ایمان. این همان شعاری است که ما را تا اینجا رسانده. اگر به برد ایمان نداشتیم، بدیهی است که حتی پا به زمین مسابقه هم نمیگذاشتیم. ما باور داریم که غافلگیر کردن آرژانتین ممکن است. یک معجزه غیرممکن نیست.» بورخس حتی تصورش هم نمیکرد که آن یک درصد بدشانسی و آن یک قدمی که تا معجزه کم میآید شاید گل به خودی خودش باشد. شاید جامجهانی داستان تیمهایی باشند که برنده میشوند و جام را بالای سر میبرند اما داستان آنهایی که هفتخوان رسیدن به جام را جذابتر و سختتر میکنند به همان اندازه جذاب است و ارزشمند. کیپ ورد یکی
کلمبیا رکورد خلق موقعیت خودش را شکست
کلمبیا را میتوان به عنوان نمونه یک تیم کامل در جامجهانی بررسی کرد. تیمی که همانقدر که میتوان از انسجام و قدرت دفاعیاش گفت از زهر حملات و خطرناک بودن بازی هجومیاش هم حرف زد. شاگردان لورنزو در بازی مقابل غنا آمار ۲.۱۹ (xG) را ثبت کردند. این بالاترین آمار آنها در یک بازی مرحله حذفی در تاریخ جام جهانی و دومین آمار برترشان در کل مراحل تاریخ جام جهانی بوده است. آن ها این آمار را در حالی که خامس رودریگز بین دو نیمه تعویض شده بود ثبت کردند. بازیکنان کلمبیا فقط در جام ۲۰۱۴، مقابل ژاپن توانستند امید گل ۲.۶۱ را مقابل ژاپن ثبت کنند. بازیکنان کلمبیا در تعداد شوت در میان ۲۰ تیم برتر قرار ندارند اما در تعداد شوت در چارچوب سوم هستند.
رکوردهای چهل سالگی
رونالدو برای رکوردشکنی و تاریخسازی نیاز به کار خاصی ندارد. این بازیکن حتی پیش از آنکه توپ در بازی مقابل کرواسی به جریان بیفتد تاریخساز شد و به نخستین بازیکنی تبدیل شد که در سن ۴۱ سالگی یا بالاتر در مرحله حذفی این تورنمنت به میدان میرود. البته این فقط قبل از شروع بازی بود. با شروع بازی آن چیزی که او سالها انتظارش را میکشید اتفاق افتاد. بازی با کرواسی نهمین بازی او در مرحله حذفی جامجهانی بود اما اولین گل ملی او در این مرحله ثبت شد. گلی که از نقطه پنالتی به ثمر رسید و یکی از صفرهای کارنامه او را پاک کرد. شاید این عملکرد در ابتدا برای فوق ستارهای مثل رونالدو خوب به نظر نرسد اما او با همین آمار تنها بازیکن بالای ۴۰ ساله و ۳ گله جامجهانی است. مجموع گلهای تمام بازیکنان ۴۰ سال به بالا در تاریخ این رقابتها تنها یک گل (توسط روژه میلا) بوده است.
برای آیندگان…
جدای از نچسبی های جام بیست ششم، برهم زدن قوانین بازی، وقفه رقتانگیز آبخوری، بازرسیهای پلیسی از تیمها، ویزا ندادنها، نمایشهای قبل و بین و بعد از بازی، این تورنمنت روی اعصاب آخرین ضیافت حضور ستارههای زیادیه که ما باهاشون بزرگ شدیم. بازیکنای زیادی احتمالا این آخرین جام جهانیشون خواهد بود. اما تعدادیشون مسبب شکل گرفتن زیباترین تصاویر فوتبالی ذهن ما هستند. مودریچ، پرشیچ، فندایک، نیمار، کاسمیرو، سون، کیدیبی، نویر ،کانته، خیلیهای دیگه که احتمالا الان به یاد ندارم و براش شماتت خواهم شد و سرآمد همه اسمها دو ابراسطوره: مسی و رونالدو. خیال خامیه اگر فکر کنیم چهار سال دیگه هم کریس و لئو میتونن تو زمین راه برن تا دَه نفر دیگه براشون موقعیت بسازن و اونا گلش کنن. اما ما نسلی خواهیم بود که روزی برای بچههامون ازشون خواهیم گفت. از رونالدویی که وسط هجده قدم پرواز کرد و با برگردون دروازه یکی از بهترین گلرای جهان رو باز کرد و توسط هواردای رقیب تشویق شد. از پسربچه آرژانتینی که یه تیم رو دریبل کرد و وسط یکی از پرشورترین استادیومهای جهان همه رو به سکوت دعوت کرد. از نیماری که با توپ جادو میکرد. از مودریچی که مترونوم تیم بود و تیمش با تمپوی اون بازی
پرتغال – کرواسی، ژوتا اینجاست
پرتغال- کرواسی، این بازی ژوتاست. انگار همه چیز دست به دست هم داده است تا بازی با کرواسی به یاد ژوتا برگزار شود و پرتغال۱۲ نفره بتواند از پس این بازی سخت برآمده و به مرحله یک هشتم نهایی صعود کند. یک سال و یک روز پیش در چنین روزی دیهگو ژوتا شوک بزرگی به پرتغال و جامعه فوتبال وارد کرد. حالا یک سال بعد در همان روز پرتغال قرار است با کرواسی بازی کند. این اما تنها اتفاقی نیست که یاد ژوتا را برای این بازی زنده میکند. ۵ سپتامبر ۲۰۲۰، شادی او مقابل کرواسی جشن اولین گلی ملیاش بود. بازی با کرواسی در سالگرد ژوتا همه چیز را برای یک صعود دراماتیک آماده کرده است. پرتغال ۱۲نفره راهی شانزده تیم برتر جهان خواهد شد؟ ژوتا در مصاحبههایش گفته بود که بزرگترین آرزوی فوتبالیاش گرفتن جام قهرمانی ۲۰۲۶ و اهدای آن به رونالدوست. آیا شاگردان مارتینز او را به آروزیش خواهند رساند؟
تفاوت انگلیس و آلمان، ژرمنها کین ندارند!
در بازیهای باشگاهی مربیان توانستهاند به ستارگان بزرگ تیمهایشان تبدیل شوند. در باشگاه شما میتوانید بدون مسی و رونالدو و با انریکه و گواردیولا تاریخساز شوید اما در تیم ملی فرق میکند. این را ژرمنها به خوبی ثابت کردند. تفاوت انگلیسی که صعود کرد و آلمانی که حذف شد نه در آمار تیمی و نه در توانایی فنی مربیان که در توانایی فردی بود. ناگلزمن هری کین نداشت. بهترین بازیکن آلمان در این بازیها اونداف و هاورتز بودند؛ بازیکنانی که با وجود شایستگیهای بالای فنی، یک ابرقهرمان نیستند. آنها بازیکنانی نیستند که به یکباره ورق بازی را به نفع تیمشان برگردانند. این شاید مشکل آلمان در این چند سال است. در سالهایی که نیمکت این تیم قبل از ناگلزمان، یواخیملو و هانسی فلیک را قربانی کرده است. شاید وقت آن رسیده است که ژرمنها متوجه بشوند مشکل از نیمکت نیست؛ از ستارههاست.
داستان ناتمام سنگال و پنالتی، چطور تاب آوردی؟
سنگالیها چطور تاب میآوردند؟ مگر میشود همه شایستگیهای یک تیم با یک پنالتی به هیچ تبدیل شود. آن هم نه یکبار که دوبار. فینال جام ملتهای آفریقا یک پنالتی مشکوک علیه سنگال جام را به نزدیکیهای مراکش رساند اما همان پنالتی مشکوک هم از دست رفت (از عمد یا اشتباه براهیم دیاز) ولی باز هم خارج از زمین مسابقه جام را از آنها گرفتند. آنها به امریکا آمدند تا خاطرات تلخ را به دست فراموشی بسپارند اما روی بیرحم فوتبال دست بردار نبود. سنگال تیم شایسته میدان بود؛ نه به واسطه دو گل بلکه با امید گل نزدیک ۴، بازی منسجم و برتر بودن در اکثر آمار بازی. در نهایت اما باز هم پنالتی؛ کابوس شروع شده بود. این بار دیگر خبری از دیاز هم نبود تا با بازی جوانمردانه کمی از درد آنها را کم کند. پنالتی. تیلمانس، گل و حذف. به همین سختی تا دقیقه ۱۲۰ آمدند و به همین راحتی حذف شدند. درست مثل فینال جام ملتها. سنگالیها چطور تاب میآورند؟
چرا فوتبال؟
اگر از شما پرسیدند چرا فوتبال؟ به جای توضیحات طولانی و مثالهای زیاد شاید توصیه دیدن فقط همین بازی بلژیک و سنگال کافی باشد. یک بازی از جامجهانی در کمتر از نیمساعت مروری از زندگی را به نمایش گذاشت. همه چیز از درگیری تروسارد و تیلمانس در وقت استراحت نوشیدن آب نیمه دوم شروع شد. تروسارد به تیلمانس اعتراض کرد که چرا به جای این که توپ را به لوکاکو بدهد که آن را از دست داد، توپ را به او پاس نداده است. این بحث نزدیک بود به درگیری فیزیکی هم کشیده شود. در دقیقه ۹۰ اما هیچکدام از آن اتفاقات وجود خارجی نداشت. لوکاکو با یک گل امید را به تیم برگردانده بود تا دیگر پاس دادن به او باعث دعوا نشود؛ تروسارد و تیلمانس هم با همکاری همدیگر گل زده و تیمشان را نجات داده بودند. چند دقیقه بعد هم بلژیک با حذف سنگال به مرحله بعد جامجهانی ۲۰۲۶ صعود کرده بود. همینقدر دراماتیک و همینقدر اعجابانگیز. این بازی همه چیز داشت تا جواب این سوال را بدهد که چرا فوتبال؟
تو یه جادوگری هری!
یعنی کنگو هم یه ایسلند دیگه میشه؟ یعنی بازم قراره مثل نیم قرن گذشته بعد از گل خورده حذف بشیم؟ هیچ شانسی نداریم؟ اینا احتمالا سوالای طرفدرای انگلیس در جریان بازی دیشبشون با کنگوئه. اونا تو بازیای که نمایش درخشانی هم نداشتند، خیلی زود شوکه شدند و روی غفلت کونسا و اسپنس دروازهشون باز شد تا دوباره بحث فولبک راست تیم ملی انگلیس و غیب آرنولد حسابی داغ بشه. دیشب انگلیس خوششانس بود که بعد از گل اول بازی، شوت ویسا به تیر نشست وگرنه چوب جادوی کپتن کین هم کارساز نبود. اما تو روزی که پیکفورد گل بدی خورد، رشفورد تو جیب کوچیک عنکبوت سابق یونایتد گرفتار شده بود، رایس خاموش ترین ستاره زمین بود و جود تحت پرس شدید کنگوئیها، باز هم کین به داد سهشیرها رسید. بعد از چند موقعیت جدی و نصفه نیمه این کاپیتان انگلیس بود که گل تساوی رو زد. ولی هم خودش و هم هم تیمیهاش میدونستن که این کافی نیست... شوت کین که منجر به گل دوم سهشیرها شد، ۱۰۷.۳ کیلومتر بر ساعت سرعت داشت و ۰.۰۶ امید گل. کین یکبار دیگه انگلیس رو نجات داد. انگلیس روی فوتبالش سرمایهگذاری جدی کرده و به نظر میرسه تا سالهای سال ستارهای زیادی رو
اوه کپتن مای کپتن!
صحنه درگیری تروسار و تیلمانس در بازی دیشب یکبار دیگر بحث بازوبند کاپیتانی شیاطین سرخ رو پیش کشید. قبل از شروع بازیها هم به این انتخاب رودی گارسیا ایرادهای زیادی گرفته میشد. لوکاکو عموما غایب بود. کی دی بی اصرار داشت بیشتر روی بازی متمرکز باشه تا کاپیتانی تیم. کورتوآ هم بعد از درگیری با تدسکو و غیبت نسبتا طولانی در تیم ملی در بازگشتش تمایلی به بستن بازوبند نداشت. پس تصمیم سرمربی بازیکنی جوون ولی با تجربه بالا بود: یوری تیلمانس. دیشب اما درگیری با تروسار صحنه زشتی رو رقم زد. در حالی که بلژیک دو هیچ عقب بود، توپ و تشر تروسار به تیلمانس داشت به درگیری کشیده میشد که با دخالت بازیکنان خودی و غیر خودی موضوع فیصله پیدا کرد. چه بسا اگر کسی بینشون قرار نمیگرفت شاهد یک راند فایت به سبک و سیاق بویر-دایر میبودیم! کمی بعدتر روی ارسال خود تروسار و ضربه سر تیلمانس بلژیک به گل تساوی رسید و در نهایت با پنالتی خود کاپیتان هم به مرحله بعد رفتند، اما تصویر این درگیری حتما از ذهن هوارادان بلژیکی پاک نمیشه. جایی که به نظر میرسه کاپیتان تیم اتوریته لازم رو نداره و تو لحظات حساس ممکنه کار دست تیم رودی گارسیا بده.
یک برد خوب، یک آمار بد
حتی خوشبینترین هوادار انگلیس با مدل بازی این تیم در نیمه اول امید زیادی به صعود تیمش به مرحله بعد نداشت. آنها خود را برای تیزترین انتقادات به توماس توخل و شاگردانش آماده میکردند. اولین ضربه به سمت دروازه کنگو را در دقیقه 30 بلینگهام زد یعنی تا قبل از آن انگلیس گویا در بازی حضور نداشت. ضربه سر جود بلینگام در دقیقه ۳۰ طولانیترین زمان انتظار برای ثبت اولین اقدام به شوتزنی توسط این تیم در یک بازی جام جهانی است. البته بعد از آن هم تا زمان رفتن به رختکن اوضاع خیلی تغییر نکرد. فقط 2 شوت در چارچوب به شوت بلینگهام اضافه شد. 2 گل هری کین در نیمه دوم همه آمار منفی را پاک کرد اما تیم توخل حتی در نیمه دوم هم به غیر از 2 گل کین، فقط یک شوت در چارچوب ثبت کرد. آماری که با وجود برد هواداران را برای بازی با مکزیک نگران میکند.
اودگارد، رهبر وایکینگها
در جام ۲۰۲۶ بازیکنان آرسنال درخشش ویژهای دارند. مارتین اودگارد نروژی هم یکی از این بازیکنان است که در کنار هالند از عوامل صعود تیمش به مرحله یک هشتمنهایی است. او از معدود بازیکنانی است که در طول تاریخ جام جهانی موفق شدند در سه بازی پی در پی پاس گل بدهند. میشاییل بالاک، درک کویت و بلانف در این لیست بودهاند. نقش او در موفقیت نروژ فراتر از آمار است و رهبری او در زمین، جریان بازی این تیم را کاملاً تغییر داده است. درخشش او فقط در فاز هجومی نیست. در فشارهای دفاعی اعمال شده اودگارد آمار جالبی دارد و ۱۲۳ بار در اعمال پرس بر حریف مشارکت داشته و ۱۱ بار به صورت مستقیم این فشار باعث تغییر مالکیت توپ شده است. همچنین او با ۱۴ پاس خط دفاعی حریف را شکسته و در این زمینه هم بهترین بازیکن وایکینگهاست.
آمادهترین تیم از لحاظ بدنی، حذفشده بزرگ
آمادهترین تیم از لحاظ بدنی در جامجهانی از جام حذف شد. آلمان از لحاظ فاکتورهای بدنی بهترین تیم جام بوده است. تیمی که حدود ۵۱۰ کیلومتر در کل جام دویده و با اختلاف زیاد نسبت به تیم دوم یعنی پاراگوئه در صدر قرار گرفته بود. آنها از لحاظ سرعت هم حرف اول را میزنند. بالاترین سرعت دویدن برای یک تیم که میزان فشاری که به بازیکنان وارد میشود را نشان میدهد برای شاگردان ناگلزمان عدد ۵۹۹۱ را نشان میدهد که باز هم اختلاف زیادی با تیم دوم یعنی کانادا دارد. در میانگین سرعت تیمی با اختلاف کمی نسبت به چک در رده دوم قراردارند. میانگین سرعت تیمی آنها حدود ۶.۳۰ کیلومتر برساعت بوده است. البته این آمادگی بدنی خیلی هم برای آلمان بیفایده نبوده است. آنها تیمی هستند که تا این مرحله بیشترین شوت و شوت در چارچوب را داشتهاند. آماری که البته دیگر هواداران آلمان را خوشحال نمیکند. حذف، همه این آمار را برای آنها بیمعنی میکند.
فرانسه؛ تلویزیون را خاموش کنید!
فرانسه، تنها تیم حاضر در این جام جهانی که ممکن است باعث شود بسیاری از هواداران فوتبال تلویزیونهای خود را زودتر خاموش کنند. با حضور فرانسه و ستارههایش ریتم و بازی تیمی حریف از همان دقایق ابتدایی بازی میپاشد و همه بازی را فرانسه در دست میگیرد. فرانسه دشان اولین تیم در تاریخ این رقابتها است که در پنج بازی متوالی سه گل به ثمر رسانده است. مالکیت توپ، فشار بر حریف و قدرت تهاجمی به حدی است که این سوال به وجود میآید که آیا تیم مقابل اصلا فرصتی برای بازگشت به بازی پیدا میکند؟کیفیت فردی بدون شک در سطح بالایی است اما تفاوت واقعی در نظم جمعی، برتری فیزیکی و توانایی کنترل هر لحظه از بازی نهفته است. فرانسه نه تنها حریف خود را از نظر روانی با نتیجه بازی از مسابقه حذف میکند، بلکه با تسلط بر بازی نیز این کار را انجام میدهد و تاکنون، در تبدیل شدن به تیمی که غالبترین تصویر را در این تورنمنت ارائه میدهد، موفق بوده است.
اولیسه گل میخواهد
در بازی با فرانسه با یک مشکل بزرگ مواجه میشویم. از کدام بازیکن و رکوردها و عملکردش باید بگوییم. معمولا اولین انتخاب امباپه است و این بزرگترین ناعدالتی فوتبال است. در تیمی که اولیسه به اندازه یک تیم کامل در زمین میدود و عملکرد مثبت دارد کمتر گفتن از او ناعادلانه است. عکس بالا حضور او در زمین را نمایش میدهد که به اندازه یک تیم کامل در کل زمین حضور داشته است و با ۵ شوت و ۲ پاس گل هم بیشترین عملکرد را به نام خودش ثبت کرده است. مشخص است که اولیسه در این بازی تمام عزم خود را برای زدن گل جزم کرده بود و میخواسته اولین گلش در جام را به ثمر برساند اما به هر حال او هنوز بهترین پاسور جام است.
ستارهای با صفر گل و پاس گل و یک اشتباه
اشرف حکیمی با این که برعکس بازیهای قبلی جام جهانی در گلهای مراکش در بازی هلند اثرگذار نبود و حتی پنالتی آخر بازی را از دست داد همچنان یکی از درخشانترین بازیهای خود را به نمایش گذاشت و بهترین نمرات را از سایتهای استخراج داده گرفت و یکی از بهترینهای مراکش بود. با وجود اثر نگذاشتن بر گلهای بازی تاثیر او در روند بازی مراکش را نمیتوان نادیده گرفت. او ۳ بار دروازه هلند را با خطر جدی مواجه کرد و با اینکه موفق به زدن گل نشد اما مالکیت توپ و خطرناک بودن مراکش را حفظ کرد. اشرف با امید گل و پاس گل ۰.۵۰ دومین بازیکن خطرناک تیمش بود. بیشترین لمس توپ را در محوطه جریمه حریف داشت. ۱۷ پاس به یک سوم دفاعی حریف فرستاد و بیشترین لمس توپ و شرکت در بازی را داشت. حکیمی در مجموع این جام، ۳۰ لمس توپ در محوطه جریمه داشته است که بیشترین تعداد لمس توپ یک بازیکن مراکشی در تاریخ جامجهانی است. همه آمار حکیمی در میان بهترینها قرار داشت و او را به چهره اول بازی تیمش تبدیل کرد.
سوتی کسب و کار من است
دنیلو لوئیز داسیلوا. مدافع ۳۴ ساله با سابقه بازی برای پورتو، رئال مادرید، منچسترسیتی و یوونتوس. برنده پریمیرا، لالیگا، پرمیرلیگ و دو لیگ قهرمانان اروپا. اینها فقط بخشی از دستاوردهای دفاع راست دیشب برزیل برابر ژاپنه. اما اگر همین حالا از طرفدارای فوتبال برزیل بپرسید که حاضرند دنی آلوز رو با یه پرواز مستقیم از کلیسا به استادیوم بیارند احتمالا جواب همهشون مثبته. کارنامه قهرمان دو دوره لیگ قهرمانان پر از سوتیهای ریز و درشته. کسی که با این ویترین پر از زرقوبرق باید هایلایتش تو ذهم صحنههای موندگاری باشه. ولی من پنالتی جلوی کرواسی رو به یاد میارم. یا اشتباهش تو فینال کوپادلری که عملا یه سهگانه رو از مادریدیها گرفت. یا سوتی وحشتناکش تو پیراهن یووه برابر ساسوئولو. و همینطور نمایش ضعیفش تو فینال کوپاآمریکا ۲۰۲۱ در فینال. شب گذشته هم با یک پاس اشتباه مقدمات گلزنی سانو رو فراهم کرد و بازی برای سلسائو گره خورد. برزیل به بازی برگشت و تونست با گلهای کاسمیرو و مارتینلی به مرحله بعد صعود کنه، اما هر بار توپ به دنیلو رسید تک ضرب و رو به عقب کار کرد. انگار نه انگار که تو این سن و سال باید سمبل اعتمادبهنفس و الگوی جوونترها توی زمین باشه. دنیلو تو
پایان یک دوران با آخرین سیو یک افسانه
تصویر دیشب نویر و حذف در این مرحله از جام جهانی یادآور رازهای دردناک خیلی از دروازبانهای تاریخ بود. این پایان یک دوران بود. دورانی که پایانبخش بیش از ۱۲۰ بازی ملی برای کسی بود که فقط قهرمانی یورو رو در سطح ملی تجربه نکرد. فستیوالی از عناوین فردی و یک قهرمانی جهان کارنامه مانوئل نویر در این دوران بود. پسری که از شروع دوران فوتبال تو شالکه تا همین حالا، هرگز خاک آلمان رو در سطح باشگاهی ترک نکرد و کل حرفهاش به دو باشگاه بایرن و شالکه خلاصه میشه. دوران شکوهمندی که با سختگیری میشه فقط جای خالی توپ طلا برای یک دروازبان رو درش خالی دید! من یاشین رو ندیدم. دینو زوف رو هم همینطور. ولی کان، کاسیاس، چک، اشمایکل، وندرسار و جیجی بوفون کسانی بودند که با حیرت بهشون نگاه میکردم؛ فوقالعاده بودند. نویر برام با همهشون فرق داشت. فوتبال مدرن برای من به قبل و بعد نویری تقسیم میشد که در موقع حمله تیمش، دست به کمر بیمحابا وسط زمین ایستاده بود. جایی که لازم بود سوئیپر بود و جایی که لازم بود کیپر. شاید جادوی جیجی روی خط دروازه به عملکرد نویر بچربه ولی هم از نظر ویترین افتخارات هم عملکرد بازی با پا
مراکش، هلندیتر از هلند
تعجب نکنید. مراکش بود که مالکانه بازی میکرد و هلند بود که توپ را در اختیار حریف گذاشته بود. مالکیت ۳۰ به ۷۰ که این عدد در بعضی از بازههای زمانی حتی به ۱۵ به ۸۵ هم رسید از آن مراکش بود. چیزی که از فوتبال همیشگی هلند فاصله داشت. مراکش در این بازی ۸۷۹ پاس رد و بدل کرده است که بالاترین تعداد پاس در یک بازی از جام جهانی ۲۰۲۶ است. این عدد برای هلند ۳۷۰ پاس است یعنی مراکشیها حدود ۲.۲ برابر حریف پاس رد و بدل کردند.
جایی که خیابانها اسمی ندارند…
جام جهانی ۲۰۲۲، مرحله یکهشتمنهایی. پنالتیهای بوسکتس و سولر رو مهار کرد و برای اولین بار مراکش به یک چهارم نهایی جام جهانی رسید. تو بازی یک چهارم ضربه ژائو فلیکس رو سیو کرد تا مراکش به نیمهنهایی هم برسه. تو فینال لیگ اروپا. فینال لیگ اروپا ۲۰۲۳، رم-سویا. دو پنالتی مانچینی و ایبنیز رو گرفت و چهره اصلی قهرمان شد.در جام جهانی باشگاهها ۲۰۲۵ ابرنمایشش باعث حذف سیتی شد. شب گذشته هم بونو با مهار پنالتی سامرویل مقدمات صعود مراکش به مرحله بعد رو فراهم کرد. بونو یکی از قدرندیدهترین دروازبانهای دوران خودشه. گلری که سپر مراکشی بوده که در این سالها شناختیم. فراموش نکنیم زمانی که مادرید به خاطر مصدومیت کورتوآ به دنبال دروازبان بود بونو اولین انتخابشون بود. ولی چون برای شرکت در مسابقات جام ملتهای آفریقا نزدیک به یک ماه اون رو در اختیار نمیداشت تصمیمشون عوض شد. خود بونو هم در مهمترین بزنگاه دوران ورزشیاش الهلال رو انتخاب کرد. جایی که اون رو از دید رسانههای اروپایی دور میکرد. با الهلال به افتخارات زیادی رسید. ولی کیه که ندونه اگر بونو تو چارچوب دروازه یه ابرباشگاه می ایستاد اونو برای سالها بیمه میکرد. یه لحظه تصور کنید بونو توی دروازه اتلتیکو ایستاده... چقدر جذاب. اما
نگرانی هواداران انگلیس؛ وابستگی به ایستگاهی
اگرچه انگلیس توانسته در بازیهای مرحله گروهی نتایج خوبی بگیرد اما وابستگی این تیم به ضربات ایستگاهی کمی هواداران را نگران کرده است. مربیای که دکلان رایس و ساکا را به عنوان متخصصان ضربات ایستگاهی در آرسنال را در ترکیبش دارد روی این ضربات بیش از هر مربی دیگری حساب میکند. به همین دلیل است که انگلیس در میان ۴ تیمی حضور دارد که بیشترین گل را از روی ضربات ایستگاهی (به غیر از پنالتی) به ثمررسانده است. همچنین آنها در میان ۵ تیم اولی حضور دارند که امید گل ضربات ایستگاهی بالایی دارند. این توانایی در حالی که باید هواداران انگلیس را خوشحال کند اما باعث نگرانی آنها شده و اعتقاد دارند که انگلیس در جریان بازی خیلی خوب نیست و به لطف این ضربات نقاط ضعفش را میپوشاند. آنها در بازی با کرواسی با یک ضربه کرنر و یک پنالتی پیش افتادند. مقابل غنا کاری از پیش نبردند و در بازی مقابل پاناما هم باز یک کرنر گره بازی را باز کرد. اگر انگلیس میخواهد در این مسابقات موفق شود، گلهای ضربات ایستگاهی باید یک امتیاز اضافی باشند نه تمام برنامه آنها برای بردن.
کامبک با کارلتو
وقتی تیمی در یکی از حساسترین بازیهای ممکن کامبک میزند میشود حدس زد که کارلتو روی نیمکت آن تیم نشسته است. متخصص کامبک در فوتبال دنیا. در این کامبک حتما ردپای آنچلوتی هم به نحوی دیده میشود. تعویضهایش، تغییراتش در میدان و صحبتهایش در رختکن، همه و همه او را به متخصص کامبک زدن تبدیل کرده است. برزیل آخرین بار با آن ضربه کاشته تاریخی رونالدینیو مقابل انگلیس در مراحل حذفی جام جهانی کامبک زده بود و امشب بعد از ۲۴ سال مقابل ژاپن از باخت برگشت و صعود کرد. تیم آنچلوتی نتوانست در نیمه اول شوتی از داخل محوطه جریمه به سمت دروازه حریف بزند. این اتفاق برای اولین بار در بازی مقابل بلژیک در مرحله یکچهارم نهایی جام ۲۰۱۸ رقم خورد. داستان در نیمه دوم اما کاملا متفاوت بود. تیمی که نیمه اول را با امید گل ۰.۳۵ ترک کرده بود نیمه دوم را امید گل ۱.۳۸ به پایان رساند تا آنچلوتی نشان بدهد که هنوز کارلتو است.
بهترین سنگرشکن جام: خاکپو اینجاست
در میان بهترین بازیکنان دنیا در آمریکا، خاکپو در صدر آمار ارسال پاسهای خطشکن قرار دارد. پاسهایی که ارزش بسیار بالایی دارند و به خصوص برای بازی مقابل تیمهایی که با دفاع بسته و پرس شدید فوتبال بازی میکنند به کار میآید. خاکپو در ۳ بازی مرحله گروهی با ارسال ۱۷ پاس صدرنشین است. این عملکرد او باعث شده تا هلند با ۱۰ گل و ۹ پاس گل به همراه فرانسه و آلمان هجومیترین تیم این رقابتها در مرحله گروهی باشد. هلند این آمار را بیش از همه مدیون خاکپو است که بخش زیادی از این آمار را به تنهایی خلق کرده است.
رودری؛ بازیکنی که هر مربی آرزویش را دارد
آمار جامجهانی ۲۰۲۶ نشان داد که چرا رودری هافبک مورد علاقه گواردیولاست و البته هر مربیای آرزو دارد یک بازیکن مانند او داشته باشد. بازیکنی فعال، پاسور و از همه مهمتر گزینهای مطمئن در موقع فشار حریف. کدام بازیکن در ۳ بازی مرحله گروهی بیشترین دریافت توپ را در زمانی که تحت فشار بازیکنان حریف بوده داشته است؟ رودری . او در میان ۵ بازیکن برتر جام است که توانسته در موقعیت جلوتر از بازیکن صاحب توپ، خود را آماده دریافت توپ کند. او با ۷۱۲ لمس توپ رکورددار لمس توپ در مرحله گروهی بوده و بیشترین مشارکت را در بازی تیمش داشته است (حدود ۹۰ لمس توپ بیشتر از نفر دوم). وقتی صحبت از تعداد پاس هم مطرح میشود بدون لحظهای درنگ میتوانید بگویید که اسپانیا در صدر است و در بین همه بازیکنان هم رودری صدرنشین است.
دمبله بیشترین گل با کمترین امید گل
عثمان دمبله دقیقترین شوتزن جام جهانی تا به اینجا بوده است. او به همراه ۴ بازیکن دیگر با ۴ گل به مرحله بعد رفتهاند و در این بین موقعیتشناسترین بازیکن کسی جز دمبله نبوده است. او در موقعیتهای کمتر و سختتر توانسته است به اندازه دیگران گل بزند. لیونل مسی (۶ گل ) ، امباپه، وینیسیوس و هالند هر کدام به ترتیب با ۱۵، ۱۶، ۱۲ و ۹ شوت به سمت دروازه به این تعداد گل رسیدهاند. در میان آنها هالند با ۹ شوت و ۴ گل رکورد واقعا ارزشمندی دارد. دمبله اما حتی از او هم عملکرد بهتری داشته است. ۸ شوت به سمت دروازه و حاصل آن ۴ گل. عجیبتر از آن اما در امید گلی است که دمبله ثبت کرده است. او در حالی ۴ گل به ثمر رسانده که امید گل ۴ ضربهاش در مجموع حدود ۰.۸ بوده است. برای این که متوجه ارزش گلهای دمبله بشوید امید گل شوتهای مسی ۳.۱۰، وینیسیوس ۲.۸۰ و امباپه ۱.۷۵ است.
پرس کنی، حذف میشوی!
با پرس کردن شدید دفاعی صعود نمیکنید! این قانونی است که آمار جامجهانی ۲۰۲۶ میگوید. در لیست تیمهایی که بیشترین آمار پرس را ثبت کردهاند همه در مرحله گروهی حذف شدند و تنها تیمی که استثنا بود و به مرحله بعد صعود کرد در دور بعدی حذف شد! اردن، آفریقای جنوبی، عربستان، پاراگوئه و کوراسائو تیمهایی هستند که با بیشترین ثبت پرس حریف خداحافظی زودهنگامی با جامجهانی داشتند. تقریبا تا رتبههای بسیار بالای این جدول را تیمهای حذف شده تشکیل میدهند. البته بعد از این آمار این سوال به وجود میآید که آیا تیمهایی که پرس میکنند نتیجه نگرفتند یا تیمهایی که پتانسیل و ابزار حمله نداشتند و حذف شدنشان محتمل بود به پرس روی آوردند.
تبانی تبانی …
عملکرد تیم ملی جای نقد بسیار داره. اما نمیشه کتمان کرد که این تیم با همه فشارهای درونی و بیرونی روبهرو بود. با کارشکنی میزبان (که البته صرفا مختص تیم ایران نبود). با بدشانسی و خیلی چیزهای دیگه. اما واقعا تبانی؟... به لطف اینترنتی که اگر همیشه وصل باشه خیلی ها داستان بازی اتریش و آلمان و رسوایی خیخون رو فهمیدند. روزی که باعث شد قانون برگزاری بازی آخر مرحله گروهی برای همیشه عوض بشه. حالا شاهد یادآوری اون روز و مقایسهاش با بازی اتریش و الجزایر هستیم. شاهد دیالوگهای خیلی عجیبی هم بودیم. از نفهمیدن اینکه چی شد؟ تا خواهش و تمنا به زبان عربی و بعد تاکید موکد بر این که اتریش و الجزایر با هم بسته بودند! هر جور بود دنیا دست به دست هم داد، غنا به کرواسی باخت، کنگو ازبکستان رو برد، اتریش و الجزایر هم مساوی کردند، تا تیم ملی با شانس بیش از نود درصد( به گفته رسانه اتلتیک) از صعود به مرحله بعدی باز بمونه. بیاید فرض بگیریم همه جهان برعلیه تیم ملی باشه. ولی چرا ضعیف ترین تیم جام رو تو اولین بازی نبردیم؟ چرا وقتی انگوی ناشیانه تو بازی دوم اخراج شد، سه دقیقه عقب نشستیم و کادر فنی حتی
همه بیدقتیهای جهان برای ییلدیز
ضربات آخر کنان ییلدیز یکی از عوامل جام جهانی فاجعهبار ترکیبه بود. پیش از جام به نظر میرسید همه چیز برای درخشش کنان ییلدیز مهیا است. بازیکن دورگه ترکیه ای – آلمانی که تیم ملی ترکیه را برای بازی انتخاب کرده بود. او که مصدومیتی قبل از جام جهانی داشت آماده و سرحال به بازیها رسید. اگر چه در ۹ بازی آخر یوونتوس به گل نرسیده بود. این ناکامی در جامجهانی هم ادامه داشت. نام او در بیشتر فاکتورهای هجومی در میان چند بازیکن برتر جام است. اما گل؟ صفر گل. او با ۱۴ شوت به سمت دروازه فقط یک شوت کمتر از مسی و امباپه ثبت کرد اما از این ۱۴ شوت تنها یک شوت داخل چارچوب بود و صفر گل . او ۱۱ شوتش را از داخل محوطه جریمه زده (برابر با امباپه و رونالدو) اما در کمال تعجب نتوانسته این ضربات را داخل چارچوب بزند. فقط ۰.۳۸ امید گل شانس گل زدن او در این سه بازی بوده است.
اوه کانادا!
از ابتدای تورنمنت کسی جدیشون نمیگرفت. اونا فقط به سه تا جام جهانی رسیدن که یکیش هنوز در جریانه! سال ۱۹۸۶ و ۲۰۰۲ کانادا رسما زنگ تفریح رقباش بود. هر دو توی گروهشون آخر شدن. بدون امتیاز. تو سال ۸۶ حتی گل زده هم نداشتن. اما این دوره فرق میکنه. در کنار نمایش بهتر نسبت به هر بار شور میزبانی هم بهشون کمک کرد و حالا تو جمع شانزده تیم پایانی جام هستند. شاید بهش حجم هیجانزدگیشون رو از بوسیدن لوگوی تیم از سوی سرمربی آمریکایی تیم یعنی جسی مارچ متوجه شد. درسته که کانادا شاید شانس زیادی تو بازی مرحله بعد برابر برنده هلند-مراکش نداشته باشه، ولی تا همینجا هم همه چیز برای اونا یه جشن بزرگه.
۲ دروازهبان با ۳ کلینشیت؛ با تشکر از همه!
سه کلینشیت در سه بازی یک آمار رویایی برای دروازهبانهاست. در مرحله گروهی بازیهای جامجهانی با این که بازیهای آسانی برای تیمهای قویتر برگزار شد اما فقط ۲ دروازهبان موفق به ۱۰۰ درصد کلینشیت شدند. رنگل آگیلار در این ۳ بازی گلی دریافت نکرد اگرچه اوچوا در بازی آخر مقابل جمهوری چک برای خداحافظی از دنیای فوتبال ۱۲ دقیقه بازی کرد و آگیلار تنها دروازهبان مکزیک در این سه بازی نبود. اونای سیمون دروازهبان اسپانیا هم دیگر دروازهبانی که با صفر گل خورده تیمش را به مرحله بعد برد. البته این ۳ کلینشیت قطعا به غیر از دروازهبان به ساختار دفاعی این دو تیم هم مربوط است. رانخل و سیمون برای ثبت این آمار تعداد مهارهایی بیش از بقیه دروازهبانها نداشتند و حتی سیوهایشان دورقمی هم نشده است. دروازهبان کوراسائو هم ۲۱ سیو داشته است. مسالهای که نشان میدهد ثبات و دفاع تیمی بیش از سیو دروازهبان میتواند به کلینشیت تیم کمک کند.
بلینگهام و جایزهای که حقش بود
جودی بلینگهام که بعد از بازی غنا و نحوه بازی این تیم حسابی عصبانی بود در بازی با پاناما هر کاری دلش خواست انجام داد تا بازی قبل را جبران کند. نقشه حرکتی او در زمین نشان میدهد که او در تمام نقاط زمین حضور داشته و حضور بسیار پررنگ در نیمه زمین حریف در نهایت به یک گل و یک پاس گل ختم شده است. این نقشه حرکتی و آمار فقط برای ۷۰ دقیقه بازی است. او در این بازی جوانترین بازیکن تاریخ انگلیس شد که در یک بازی هم گل زده و هم پاس گل داده است. بلینگهام که بعد از بازی با غنا و دریافت جایزه بهترین بازیکن زمین گفته بود بهترین بازیکن زمین نبوده است در این بازی گفت که این جایزه حقش بوده است!
کلمبیا؛ جذابهای کند!
بازی کلمبیا آنقدر زیدان را ذوقزده کرده که آنها را به عنوان یکی از مدعیان اصلی جامجهانی معرفی میکند. کلمبیا مقابل پرتغال همه کار انجام داد. بازی زیبا، دفاع خوب، امتیاز گرفتن و حتی گل که بخاطر یکی از آن آفساید غریب نوک پنجهای این روزها مردود اعلام شد. آنها میتوانند یکی از تیمهای جذاب مرحله بعد باشند اما آمار نشان میدهد که یکی از ایرادهای کلمبیا این است که با وجود انجام یک بازی هجومی موقعیتهایی که میسازند از محوطه جریمه حریف دور است و به همین دلیل به گلهای زیادی نمیرسند. شاگردان لورنزو در مرحله حذفی با ۲۴ شوت خارج از محوطه جریمه بیشترین شوت از راه دور را در میان تیمهای صعودکرده داشتهاند. مشکل دیگر آنها در سرعتشان است که در فاکتورهای سرعت در رده ضعیفترین تیمها قرار دارند. این مساله با توجه به میانگین سنی بالای ۳۰ سال که سومین تیم پیر جام هستند طبیعی است به نظر میرسد.
گل محرز علیه قتل فوتبال
دیوانه دیوانه دیوانه. این تنها توصیفی است که میتوان از وقت اضافه بازی اتریش و الجزایر گفت. عکس بالا اتفاقات این بازی را از دقیقه ۶۵ تا ۹۰+۲ نشان میدهد. خالی خالی. نه تیمی شوت زده و نه هیچ اتفاق مهم یا غیرمهمی افتاده است. این عکس به خوبی نشان میدهد که دو تیم به تساوی و صعود همزمان رضایت داده بودند. اما یک بازیکن الجزایر روح را به بازی و به فوتبال برگرداند تا دیوانهترین وقت اضافه جامجهانی رقم بخورد. ریاض محرز بود که تصمیم گرفت به این بازی ناجوانمردانه پایان بدهد و فوتبال را در این بازی به جریان بیندازد. البته محرز فکرش را نمیکرد که کار او طوفانی به پا میکند. در نهایت هم بازی با نتیجه تساوی به پایان رسید.
کالیدزیچ؛ تا آخرین ثانیه بجنگ
چهره مبهوت بازیکنان اتریش و شوکه شدن هوادارانشان روی سکوها میگوید که با گل ریاض محرز آنها حذف شدهاند. در میان اتریشیهایی که داشتند خودشان را برای خداحافظی آماده میکردند فقط رالف رانگنیک داشت به دنبال راهی برای ماندن در آمریکا میگشت. در حالی که همه در بهت بودند او یک تعویض انجام داد و کالیدزیچ را به میدان آورد. آنهایی که با تعجب دلیل این تعویض را میپرسیدند یک دقیقه بعد جواب خود را گرفتند. ۶۱ ثانیه بعد این اتریشیها بودند که صعود به مرحله حذفی را جشن میگرفتند. البته الجزایریها هم کنار آنها خوشحال بودند چون با هم به مرحله بعدی صعود کردند. این هشتمین گل سریع تاریخ جامجهانی برای یک بازیکن تعویضی بود. گلی که این پیام را فرستاد که تا آخرین ثانیه بجنگ.
ستارهای با چشمان گریان
ایران صعود کند یا نکند این دوره از جامجهانی، جام صعود یک بازیکن بود. رامین رضاییان سومین گلش را در بازیهای جام جهانی به ثمر رساند تا رویاییترین تورنمنت خود را پشت سر بگذارد. او با عبور از مهدی طارمی (دو گل) به رکورددار بیشترین گل زده یک بازیکن ایرانی در جام جهانی شد. به این آمار درخشان یک پاس گل را هم اضافه کنید تا درخشش رامین رضاییان در این دوره بیشتر مشخص شود. گریههای او بعد از بازی شباهتی به یک بازیکن برنده نداشت. احتمال صعود نکردن ایران به مرحله حذفی شیرینی جایزه بهترین بازیکن زمین را برای شماره ۲۳ ایران تا حدی تلخ کرد. اتفاقات بازی آنقدر تلخ بود که حتی سایت فیفا را هم وادار به واکنش کرد و در گزارش بازی ایران نوشت: چه پایان بدی.
فوتبال رو ترک کن، قبل از اینکه فوتبال ترکت کنه…
فرناندو موسلرا رو تو چارچوب دروازه لاتزیو به یاد میارم. سه چهار فصلی اونجا بود و بعد چمدونش رو به مقصد ترکیه بست. جایی که به شکلی باورنکردنی چهارده سال دروازبان اول گالاتاسرای بود. موسلرا نماد جنگندگی توی قاب فلزی دروازه است.دروازبانی که امروز چهل ساله است. اون توی ایتالیا، کوپاایتالیا و سوپرکاپ ایتالیا رو به دست آورد. برای دستاوردهاش تو ترکیه باید خطوط زیادی رو اختصاص داد و در تیم ملی هم با بیشتر از صد بازی ملی موفق به کسب کوپاآمریکای ۲۰۱۱ شد. اما یکی دوسالی هست که با پا به سن گذاشتن، کمکم از دوران درخشانش فاصله گرفته. گزارهای که جیمی کرگر در مورد کاسمیرو استفاده کرده بود انصافا حالا به فرناندو موسلرا میشینه. در پایان فصل قبل او از طرفداران گالا خداحافظی کرد و به تیم دلاپلاتا در آرژانتین پیوست تا فرصت به اوغورجان چاکر برسه. در تیم ملی اما اوضاع فرق داشت. سرخیو روشت و سانتیاگو مله هرگز نتونستن توجه بیلسا رو جلب کنند و باز هم برای بار پنجم به عنوان دروازبان اروگوئه در جام جهانی ۲۰۲۶ درون دروازه قرار گرفت. روشت انتخاب اول برای جام جهانی ۲۰۲۲ بود ولی بیلسا در این جام جهانی ترحیج داد موسلرایی که از بازنشتگی ملی برگشته بود
مانیان و یک عملکرد خوب؛ کسی حواسش نیست
وقتی صحبت از فرانسه میشود آنقدر باید از گلها و آمار و ارقام هجومی این تیم گفت که دیگر نوبت به فاز دفاعی نمیرسد. در بازی با نروژ اما باید گریزی هم به دروازه فرانسه زد و از مانیان گفت. مهار پنالتی برای فرانسه یک اتفاق عادی محسوب نمیشود. ژوئل باتس در ۱۹۸۶ تنها دروازهبان فرانسه در تاریخ بود که در مرحله یک چهارمنهایی پنالتی زیکو را مهار کرد. البته این بازی نه به اهمیت بازی ژوئل باتس بود و نه پنالتی لارسن در حد پنالتی زیکو. با این حال مهار این پنالتی برای فرانسه خیلی مهم بود. او در این بازی اما هم پنالتی و هم چند موقعیت خوب از بازیکنان نروژ را مهار کرد تا خیال دشان از بابت او کمی راحتتر بشود.
نویر کلینشیت نمیکند
در دروازهای که نویر درون آن ایستاده عجیب است که یک طلسم تاریخی در حال ثبت شدن است. آلمان اکنون با طولانیترین روند بازیهای جام جهانی بدون بسته نگه داشتن دروازه (۹ بازی) رکورد مشترکی را ثبت کرده و اگر یک بازی دیگر هم گل بخورد به تنهایی در صدر میایستد. در روزی که مانوئل نویر با ۲۲ بازی ملی در جامجهانی به لوتار ماتئوس و میروسلاو کلوزه رسید و در این جام قطعا از این رکورد آنها عبور خواهد کرد باید فکری هم به حال کلینشیت نکردن تیمش بکند. آنها حتی در بازی با کوراسائو که ۷ گل زدند هم کلینشیت نکردند. البته این آمار نه فقط به نویر که به عملکرد خط دفاعی این تیم هم برمیگردد. اکوادور در این بازی با ۷ شوت که کمترین تعداد شوت آنها در یکی از بازیهای این جام بود به ۲ گل رسید.
اوّلین قانون فایت کلاب: درباره اش حرف نزن
تو روزی که آمریکا بازی تدارکاتی و سومش رو برابر ترکیه برگزار میکرد استادیوم پر از سلبریتیهای رنگارنگ بود. اما یه قاب از بازی تو دقیقه هشت یا نُه همه رو میخوب کرد. شاید اگر این دو نفر به تنهایی در استادیوم حضور داشتند تا به این حد توجهها به سمتشون جلب نمیشد: ادوارد نورتون در کنار برد پیت، ستارگان فیلم فایت کلاب، محصول ۱۹۹۹ امریکا به کارگردانی دیوید فینچر. برای لحظاتی جریان بازی رو فراموش کردم و توی گوشم ملودی موسیقی سکانس پایانی فیلم where is my mind از گروه pixies پخش میشد… آمریکا بازی تشریفاتی رو به ترکیه باخت. به ترکیه ای که برای اعاده حیثیت به میدون اومده بود. اما تا همیشه قاب این بازی برای من تصویر راوی باشگاه مشتزنی و تایلر دردن خواهد بود. راستی شما هم مثل من این دو نفر رو یکی دیدید؟!
برنمیگردم، ولی…
برزیل تا به اینجای تورنمنت سه بازی برگزار کرده. در بازی اول بهترین بازیکن زمین کسی نبود جز وینیسیوس جونیور. در بازی دوم هم او موفق به کسب جایزه بهترین بازیکن زمین شد. و بله! در بازی سوم هم او بهترین بازیکن زمین بود. به نظر میرسه وینی در بهترین خودش قرار داره. اون تا با اینجای جام چهار گل به ثمر رسونده و در آمار گل و پاس گل در اپ فوتموب بالاتری از مسی و دنیس اونداف بهترین بازیکن جام تا به اینجاست. حتی در هفته گذشته در برنامههای مختلف صحبت از آقای گلی او در پایان جام و حتی قهرمانی سلسائو هم بود. در تیم ملی برزیل بر خلاف مادرید، کسی از ترکبک نکردن وینی ایراد خاصی نمیگیره و از همه مهمتر، مربی روی نیمکت قرار داره که به نظر میرسه میتونه بهترین بازی ممکن رو از ستاره شماره یک برزیل تا به اینجا بگیره. راستی آخرین باری که وینی باضربه سر گل زده رو به یاد دارید؟ وینی از صد و چهل و شش گلی که در مسابقات مختلف زده فقط موفق به زدن یازده گل(چیزی حدود هفت درصد) با ضربه سر شده که آخرینش تو بازی با اسکاتلند بود. برزیلیها برای قهرمانی همه چیز دارند.
نه چون کبک راه میرفت، نه راه خویش میدانست
«دروازهبان عراق هنگام بازیسازی کوتاه توپ را مستقیماً به مهاجم نروژ رساند و ارلینگ هالند گل زد. دومین اشتباه بزرگ دروازهبان عراق در خروج از عقب زمین باعث شد کیلیان امباپه به گل برسد. یکی از گلهای ترکیه پس از از دست رفتن توپ آمریکا هنگام پاسکاری در نزدیکی محوطه جریمه خودی شکل گرفت. گل تساوی هلند از اشتباه در گردش توپ در عقب زمین و پرس موفق هلندیها آغاز شد. یکی از گلهای کانادا پس از لو رفتن توپ در فاز نخست بازیسازی قطر به ثمر رسید». اینا فقط نمونههایی از نوشتههای سایتهای مختلف در مورد گلهایی یه که روی اشتباه بازیکنا توی فاز بیلدآپ عقب زمین به ثمر رسیده. گلهایی که هرچند برای طرفدارای تیمهای زننده گل جذاب و حیاتیه، ولی از منظر فوتبالی دقیقا نمایانگر تیمیه که میخواد کاری رو انجام بده که یا ابزارش رو نداره یا مهارتش رو. مکتبی که رینوس میشل پایهگذارش بود، کرایف کبیر توسعهدهندهاش و امروز شاید بیشتر با اسم پپ گواردیولا ازش یاد بشه. اما چیزی که گویا تیمهای ردههای میانی جدول فیفا با خودشون مرور نمیکنی اینه: «آیا با این بازیکنا بیلدآپ عقب زمین شدنیه؟». برای نمونه قطر با یه خط دفاعی کند و پابهسنگذاشته چندین اشتباه مرگبار در ساخت
رکوردهای دستنیافتنی: حتی مسی و امباپه نتوانستند
رکوردهای جامجهانی و تاریخ فوتبال یکی پس از دیگری میشکنند و اسطورههایی که سالها در قله این رکوردها قدرتنمایی میکردند پله پله راه رفته را برمیگردند. زمانی ظهور نسل مسی و رونالدو و هری کین و بقیه ستارهها این راه را هموار کرد و حالا بازیکنانی مانند امباپه و هالند و بقیه در راه هستند که رکورد نسل قبل و قبلتر را با هم بشکنند. با این حال معدود رکوردهایی هستند که هنوز دستنخورده باقی مانده و اسطورههای قدیمی آن را با قدرت حفظ کردهاند. یکی از این رکوردها متعلق به پله است. پله به رکورد جوانترین گلزن تاریخ جام جهانی مردان بسنده نکرده بود، تنها پنج روز بعد در جریان پیروزی برزیل مقابل فرانسه در مرحله نیمهنهایی جام جهانی ۱۹۵۸، موفق به ثبت هتتریک شد. این بازیکن برزیلی تنها بازیکن زیر ۱۹ سال در تاریخ این رقابتهاست که هتتریک کرده است (با ۱۷ سال و ۲۴۴ روز سن)؛ پس از او، ادموند کونن آلمانی (با ۱۹ سال و ۱۹۸ روز سن) در سال ۱۹۳۴ مقابل بلژیک، دومین بازیکن جوان ثبتکننده هتتریک محسوب میشود. جوانترین بازیکنی که در یک بازی جام جهانی مردان بیش از سه گل به ثمر رساند، ارنست ویلیموفسکی از لهستان بود. او مقابل برزیل در 1938
سیکیو و توهم فوتبال تهاجمی
کارلوس کیروش در دو مقطع سرمربی تیم ملی ایران بود. در دومین مقطع ریسک بزرگی کرد و بجای سرمربیای روی نیمکت نشست که شاید رختکن رو به همراه خودش نداشت، اما تیم رو با اقتدار به جام جهانی رسونده بود. نهایتا تیم ملی با سه نمایش نه چندان دلچسب با یک برد و دو باخت، که یکیشون باخت شش بر دو برابر انگلیس بود جام جهانی قطر رو با سه امتیاز ترک کرد. حتما و حتما که مسئولیت اصلی نتایج ضعیف تیم متوجه کادر فنیه، اما سوالی که پیش میاد اینه که از تیم ملی و بازیکنانش برابر انگلیس چه توقعی داشتیم؟ چندصد سال دیگه و چقدر تکنولوژی نیاز هست که بهمون ثابت بشه توهمی به اسم فوتبال تهاجمی هرجا و با هر تیمی شدنی نیست؟ به عملکرد کیروش در تیم ملی نقدهای زیادی وارده، اما آیا یادمون هست با همین رویکرد دفاعی برابر آرژانتین و پرتغال و اسپانیا چه کردیم؟ حالا بازی غنا برابر انگلیس دستاویزی شده تا تیغ از نیام بکشن و ذهنیت و تاکتیک تیمهای کیروش رو زیر سوال ببرند و با یادآوری نتیجه شش بر دو فریاد فوتبال زیبا سر بدن! لابد اگر اساتید در دوران هلنیو هررا زیست میکردند، سرمربی اینتر و بارسلونا باید به
مهندس برد برزیل چه کسی بود؟
در بازی برزیل که همه از وینیسیوس و نیمار گفتند بازیکن دیگری بود که برد تیمش را مهندسی میکرد. گیمارش در این بازی 2 پاس گل بود و یک موقعیت گل خوب هم ساخت که از دست رفت. برونو گیمارش در شش بازی از ۱۱ بازی اخیر خود برای برزیل در تمام رقابتها، در گلزنی نقش داشته است. او همچنین بازیکنی است که از سال ۲۰۲۲ بیشترین پاس گل را برای برزیل داده است: ۱۱ پاس گل. برونو دومین بازیکنی است که پس از کاکا در سال ۲۰۱۰ مقابل ساحل عاج، بیش از یک پاس گل در یک بازی جام جهانی داده است. گیمارش در این بازی ۱۰ بازپسگیری توپ داشت که بیشتر از هر بازیکن برزیل بود و هم در زمین خودی و هم زمین حریف با بازپسگیریهای ارزشمند ستاره آنجلوتی در میانه میدان بود.
خوش به حال مراکش؛ رهبر ارکستر اینجاست
بازیکنی که گفته میشد شاید به دلیل مسائل اخلاقی و پروندهای که برای او دردسر ساز شده از جامجهانی اخراج شود به ستاره تیمش تبدیل شد. مراکش با درخشش اشرف حکیمی روز خوبی را مقابل هائیتی پشت سر گذاشت. یک گل و یک پاس گل ویترین کار حکیمی بود و او در جریان بازی موتور محرک مراکشیها بود. حکیمی ۲۲ موقعیت گل برای تیمش ایجاد کرده که از این لحاظ بهترین بازیکن تاریخ مراکش است. او به عنوان یک مدافع کناری اولین گل خود را بعد از سیزده بازی در جامجهانی زد. ۹ سانتر و ۵ شوت هم بهترین عملکرد فردی او در تیم بود.
خطرناکترین بازیکن دنیا کیست؟
کارلو آنچلوتی که زمانی با رونالدو در رئال مادرید کار کرده نظر جالبی در مورد او دارد نظری که این روزها حسابی میتواند به مارتینز کمک کند. او در مورد بازیکنی که در دنیا از رونالدو بهتر و خطرناکتر است گفت: «یک بازیکن هست که من او را خطرناکتر از کریستیانو رونالدو میدانم. رونالدویی که در بازی قبلیش گل نزده است.» این بهترین توصیف از بازیکنی بود که مقابل ازبکستان به میدان رفت و بعد از یک هفته تحمل فشار، دو گل به این تیم زد.
برگ برنده توخل محو شد
انگلیس با یک تغییر به مصاف با غنا آمد و آن هم جانشینی مارک گهی به جای جان استونز بود. مارک گهی توانست با پاسهای بلند خود تا حد امکان دفاع فشرده و عجیب غنا را شکسته و بازیکنان همتیمی خود را صاحب توپ کند. در ابتدا آمار 98 درصد پاس صحیح این تصور را به وجود میآورد که این پاسها به مدافعان کناری بوده است اما او با ارسال 20 پاس به یک سوم حریف بهترین عملکرد را در زمین داشت. از 98 درصد پاس صحیح او 75درصد این پاسها، پاسهای بلند موفق بود. در نهایت اما این رکوردها و پاسها به گلی منجر نشد.
همه چیز در تگزاس بزرگتر است
اینجا تگزاس است. همه چیز در تگزاس بزرگتر است. این یک عبارت رایج در میان آمریکایی ها است. آنها اعتقاد دارند که همه چیز در تگزاس بزرگتر از سایر جاهاست و یا این که دوست دارند اینطور باشد. حتی اگر این یک افسانه باشد در مورد رونالدو به حقیقت پیوست و او در تگزاس بزرگتر از آن چیزی بود که در چندین بازی قبل خود در جامجهانی به نمایش گذاشته بود. آقای ستاره این درخشش را علاوه بر تواناییهای خودش مدیون چهرهای است که بعد از گل با یک لبخند که تمام صورتش را پرکرد مزد شجاعتش را گرفت. در این چند روز از هر جایی که رد میشدید یک نفر در حال گفتن این جمله بود که رونالدو باید روی نیمکت بنشیند! مارتینز اما نه تنها مقابل این صحبتها مقاومت کرد که در این چند روز تلاش کرد تا معمای رونالدو را از طریق تاکتیکی حل کند و موفق هم شد. درخشش رونالدو در این بازی حاصل تصمیماتی بود که مارتینز اسپانیایی گرفت. او در برابر همه انتقادات و تمسخرها و شایعات ایستاد و با راهحل فوتبالی جواب معمای شماره 7 را پیدا کرد. مارتینز بهتر از هر کسی میدانست که رونالدو همیشه رونالدوست. به ضرر خودتان است اگر
رونالدو در زمین پیدا شد؛ سرجایت بمان!
رونالدو جایش و یارش را در زمین پیدا کرد و درخشید. به همین راحتی. یار رونالدو حضور ژائو فیلیکس در زمین بود و جایش در وسط زمین در یک سوم دفاعی حریف. او در بازی با ازبکستان بالاخره شروع به ماندن در یک سوم پایانی زمین کرد به جای اینکه مدام برای دریافت توپ به یک سوم دوم زمین برود. او در 10 بازی آخرش با پیراهن پرتغال، حدود 70 درصد از دریافت توپش در یک سوم میانی میدان بود اما در این مسابقه، این میزان به 25 درصد کاهش یافت. این اتفاقی است که دلیل آن را باید در تصمیم کادر فنی پرتغال جستوجو کرد نه مسالهای که به رونالدو ارتباطی داشته باشد. ستاره پرتغالی در 41 سالگی بازیکنی نیست که بخواهد به عمق یا کنارهها برای بازیسازی برود و حضورش در محوطه جریمه کمتر بشود. ماندن بیشتر در یک سوم پایانی زمین در این مسابقه، مشغول نگه داشتن مدافعان میانی حریف و قرار گرفتن در مناطق شوتزنی باعث شد حملات پرتغال بسیار طبیعیتر جریان پیدا کنند. این همان جوابی بود که مارتینز در این چند روز به آن رسید و به جای گوش دادن به نظرات بقیه و نیمکتنشین کردن رونالدو جای مناسبش را در زمین پیدا کرد.