نام نویسنده: دانیال ایزدی

عکس آواتار

پایان پروژه ناگلزمن؛ آلمان در جست‌وجوی ناجی جدید

حذف زودهنگام تیم ملی آلمان از جام جهانی ۲۰۲۶، سرانجام به تصمیمی منجر شد که از همان ساعات نخست پس از شکست برابر پاراگوئه زمزمه‌هایش به گوش می‌رسید؛ پایان همکاری با یولیان ناگلزمن. هرچند فدراسیون فوتبال آلمان هنوز در حال طی کردن مراحل نهایی این تصمیم است، اما رسانه‌های معتبر آلمان از قطعی بودن برکناری این سرمربی ۳۸ ساله خبر داده‌اند و انتظار می‌رود این جدایی به‌زودی به‌صورت رسمی اعلام شود. این سومین جام جهانی متوالی بود که آلمان نتوانست به جمع مدعیان واقعی برسد؛ آماری که فشار افکار عمومی و رسانه‌ها را به اوج رساند و مدیران فدراسیون را به این نتیجه رساند که ادامه همکاری با ناگلزمن دیگر توجیهی ندارد. اگرچه ناگلزمن موفق شد فضای مثبت‌تری نسبت به دوران هانسی فلیک ایجاد کند، اما در مهم‌ترین آزمون خود ناکام ماند. در دوران حضور او:

آلمان به مرحله یک‌چهارم نهایی یورو ۲۰۲۴ رسید.

در لیگ ملت‌های اروپا ۲۰۲۵ نتوانست عنوانی کسب کند.

در جام جهانی ۲۰۲۶ در همان نخستین مرحله حذفی حذف شد.

فرصت بازی دادن به نسل جدیدی از بازیکنان مانند توم بیشوف و لِنارت کارل را فراهم کرد و روند جوان‌گرایی را سرعت بخشید.

با این حال، مهم‌ترین انتقادها به او، ناتوانی در ایجاد ثبات تاکتیکی، تغییرات متعدد در ترکیب اصلی، ضعف در خط حمله و ناتوانی در مدیریت مسابقات بزرگ بود؛ مسائلی که در دیدار برابر پاراگوئه نیز به‌وضوح دیده شد. پس از حذف آلمان، نام چند مربی به‌عنوان گزینه‌های اصلی نیمکت مانشافت مطرح شده است.

یورگن کلوپ بدون تردید جدی‌ترین گزینه محسوب می‌شود. رسانه‌های آلمانی مدعی هستند مدیران فدراسیون مذاکرات اولیه را آغاز کرده‌اند و حتی بندی در قرارداد فعلی کلوپ وجود دارد که امکان جدایی او برای هدایت تیم ملی آلمان را فراهم می‌کند. محبوبیت بالا، شخصیت کاریزماتیک و سابقه موفق او، کلوپ را به گزینه نخست تبدیل کرده است. در کنار او، نام‌هایی مانند ماتیاس یایسل، سرمربی جوان و موفق، و زاندرو واگنر، دستیار سابق ناگلزمن که شناخت کاملی از ساختار تیم ملی دارد، نیز در رسانه‌های آلمانی مطرح شده‌اند؛ هرچند شانس آنها در مقایسه با کلوپ کمتر ارزیابی می‌شود. برکناری ناگلزمن صرفاً تغییر یک سرمربی نیست؛ بلکه اعترافی به ادامه بحران فوتبال ملی آلمان است. تیمی که روزگاری نماد ثبات، شخصیت برنده و موفقیت در تورنمنت‌های بزرگ بود، اکنون برای سومین جام جهانی متوالی نتوانست انتظارات را برآورده کند.

اکنون نگاه‌ها به تصمیم بعدی فدراسیون فوتبال آلمان دوخته شده است. اگر کلوپ هدایت مانشافت را بر عهده بگیرد، یکی از مهم‌ترین پروژه‌های بازسازی فوتبال آلمان آغاز خواهد شد؛ پروژه‌ای که هدف آن بازگرداندن یکی از پرافتخارترین تیم‌های جهان به جایگاه واقعی‌اش در فوتبال بین‌المللی است.

تو یه جادوگری هری!

یعنی کنگو هم یه ایسلند دیگه میشه؟ یعنی بازم قراره مثل نیم قرن گذشته بعد از گل خورده حذف بشیم؟ هیچ شانسی نداریم؟
اینا احتمالا سوالای طرفدرای انگلیس در جریان بازی دیشبشون با کنگوئه. اونا تو بازی‌ای که نمایش درخشانی هم نداشتند، خیلی زود شوکه شدند و روی غفلت کونسا و اسپنس دروازه‌شون باز شد تا دوباره بحث فولبک راست تیم ملی انگلیس و غیب آرنولد حسابی داغ بشه. دیشب انگلیس خوش‌شانس بود که بعد از گل اول بازی، شوت ویسا به تیر نشست وگرنه چوب جادوی کپتن کین هم کارساز نبود. اما تو روزی که پیکفورد گل بدی خورد، رشفورد تو جیب کوچیک عنکبوت سابق یونایتد گرفتار شده بود، رایس خاموش ترین ستاره زمین بود و جود تحت پرس شدید کنگوئی‌ها، باز هم کین به داد سه‌شیرها رسید. بعد از چند موقعیت جدی و نصفه نیمه این کاپیتان انگلیس بود که گل تساوی رو زد. ولی هم خودش و هم هم تیمی‌هاش میدونستن که این کافی نیست…
شوت کین که منجر به گل دوم سه‌شیرها شد، ۱۰۷.۳ کیلومتر بر ساعت سرعت داشت و ۰.۰۶ امید گل. کین یک‌بار دیگه انگلیس رو نجات داد. انگلیس روی فوتبالش سرمایه‌گذاری جدی کرده و به نظر میرسه تا سال‌های سال ستارهای زیادی رو تحویل دنیای فوتبال خواهد داد. ولی روزی که کین از تیم ملی خداحافظی کنه، کسی حتی با نصف کیفیتش برای پست شماره نُه انگلیس سراغ دارید؟ فکر نکنم…

اوه کپتن مای کپتن!

صحنه درگیری تروسار و تیلمانس در بازی دیشب یک‌بار دیگر بحث بازوبند کاپیتانی شیاطین سرخ رو پیش کشید. قبل از شروع بازی‌ها هم به این انتخاب رودی گارسیا ایرادهای زیادی گرفته می‌شد. لوکاکو عموما غایب بود. کی دی بی اصرار داشت بیشتر روی بازی متمرکز باشه تا کاپیتانی تیم. کورتوآ هم بعد از درگیری با تدسکو و غیبت نسبتا طولانی در تیم ملی در بازگشتش تمایلی به بستن بازوبند نداشت. پس تصمیم سرمربی بازیکنی جوون ولی با تجربه بالا بود: یوری تیلمانس.
دیشب اما درگیری با تروسار صحنه زشتی رو رقم زد. در حالی که بلژیک دو هیچ عقب بود، توپ و تشر تروسار به تیلمانس داشت به درگیری کشیده می‌شد که با دخالت بازیکنان خودی و غیر خودی موضوع فیصله پیدا کرد. چه بسا اگر کسی بینشون قرار نمی‌گرفت شاهد یک راند فایت به سبک و سیاق بویر-دایر می‌بودیم!
کمی بعدتر روی ارسال خود تروسار و ضربه سر تیلمانس بلژیک به گل تساوی رسید و در نهایت با پنالتی خود کاپیتان هم به مرحله بعد رفتند، اما تصویر این درگیری حتما از ذهن هوارادان بلژیکی پاک نمیشه. جایی که به نظر میرسه کاپیتان تیم اتوریته لازم رو نداره و تو لحظات حساس ممکنه کار دست تیم رودی گارسیا بده.
باید دید تو مراحل بعدی ستاره‌های بلژیک به کاپیتانشون اقتدا می‌کنند یا نه…

سوتی کسب و کار من است

دنیلو لوئیز داسیلوا. مدافع ۳۴ ساله با سابقه بازی برای پورتو، رئال مادرید، منچسترسیتی و یوونتوس. برنده پریمیرا، لالیگا، پرمیرلیگ و دو لیگ قهرمانان اروپا. این‌ها فقط بخشی از دستاوردهای دفاع راست دیشب برزیل برابر ژاپنه. اما اگر همین حالا از طرفدارای فوتبال برزیل بپرسید که حاضرند دنی آلوز رو با یه پرواز مستقیم از کلیسا به استادیوم بیارند احتمالا جواب همه‌شون مثبته. کارنامه قهرمان دو دوره لیگ قهرمانان پر از سوتی‌های ریز و درشته. کسی که با این ویترین پر از زرق‌وبرق باید هایلایتش تو ذهم صحنه‌های موندگاری باشه. ولی من پنالتی جلوی کرواسی رو به یاد میارم. یا اشتباهش تو فینال کوپا‌دل‌ری که عملا یه سه‌گانه رو از مادریدی‌ها گرفت. یا سوتی وحشتناکش تو پیراهن یووه برابر ساسوئولو. و همینطور نمایش ضعیفش تو فینال کوپاآمریکا ۲۰۲۱ در فینال. شب گذشته هم با یک پاس اشتباه مقدمات گلزنی سانو رو فراهم کرد و بازی برای سلسائو گره خورد. برزیل به بازی برگشت و تونست با گل‌های کاسمیرو و مارتینلی به مرحله بعد صعود کنه، اما هر بار توپ به دنیلو رسید تک ضرب و رو به عقب کار کرد. انگار نه انگار که تو این سن و سال باید سمبل اعتمادبه‌نفس و الگوی جوونترها توی زمین باشه. دنیلو تو همه این سال‌ها شاید ضعیفترین بازیکن اسکوآد تیمش بوده و فقط میشه گفت عجب ایجنتی داری دنیلو. شاید بهترین ایجنت دنیا.

پایان یک دوران با آخرین سیو یک افسانه

تصویر دیشب نویر و حذف در این مرحله از جام جهانی یادآور رازهای دردناک خیلی از دروازبان‌های تاریخ بود. این پایان یک دوران بود. دورانی که پایان‌بخش بیش از ۱۲۰ بازی ملی برای کسی بود که فقط قهرمانی یورو رو در سطح ملی تجربه نکرد. فستیوالی از عناوین فردی و یک قهرمانی جهان کارنامه مانوئل نویر در این دوران بود. پسری که از شروع دوران فوتبال تو شالکه تا همین حالا، هرگز خاک آلمان رو در سطح باشگاهی ترک نکرد و کل حرفه‌اش به دو باشگاه بایرن و شالکه خلاصه می‌شه. دوران شکوهمندی که با سختگیری می‌شه فقط جای خالی توپ طلا برای یک دروازبان رو درش خالی دید! من یاشین رو ندیدم. دینو زوف رو هم همینطور. ولی کان، کاسیاس، چک، اشمایکل، ون‌درسار و جی‌جی بوفون کسانی بودند که با حیرت بهشون نگاه می‌کردم؛ فوق‌العاده بودند. نویر برام با همه‌شون فرق داشت. فوتبال مدرن برای من به قبل و بعد نویری تقسیم می‌شد که در موقع حمله تیمش، دست به کمر بی‌محابا وسط زمین ایستاده بود. جایی که لازم بود سوئیپر بود و جایی که لازم بود کیپر. شاید جادوی جی‌جی روی خط دروازه به عملکرد نویر بچربه ولی هم از نظر ویترین افتخارات هم عملکرد بازی با پا نویر تو یه سطح دیگه‌ای قرار داره. دیشب برای آخرین بار هم ناجی دروازه مانشافت شد اما کافی نبود و تاه پنالتی‌اش رو به آسمون زد. این آخرین قاب از قهرمانیه که هر گلر باکیفیت و بااستعدادی اومد جاش فقط پشت سرش و روی نیمکت بود. اسم نویر برای همیشه کنار بزرگانی چون مایر و کوپکه و کان قرار میگیره و شاید بشه گفت اون بهترین ماشین دروازبان سازی تاریخ آلمان بوده. بدرود مانو. تو ادامه راه موفق باشی…

جایی که خیابانها اسمی ندارند…

جام جهانی ۲۰۲۲، مرحله یک‌هشتم‌نهایی. پنالتی‌های بوسکتس و سولر رو مهار کرد و برای اولین بار مراکش به یک چهارم نهایی جام جهانی رسید. تو بازی یک چهارم ضربه ژائو فلیکس رو سیو کرد تا مراکش به نیمه‌نهایی هم برسه. تو فینال لیگ اروپا. فینال لیگ اروپا ۲۰۲۳، رم-سویا. دو پنالتی مانچینی و ایبنیز رو گرفت و چهره اصلی قهرمان شد.در جام جهانی باشگاه‌ها ۲۰۲۵ ابرنمایشش باعث حذف سیتی شد. شب گذشته هم بونو با مهار پنالتی سامرویل مقدمات صعود مراکش به مرحله بعد رو فراهم کرد. بونو یکی از قدرندیده‌‌ترین دروازبان‌های دوران خودشه. گلری که سپر مراکشی بوده که در این سال‌ها شناختیم. فراموش نکنیم زمانی که مادرید به خاطر مصدومیت کورتوآ به دنبال دروازبان بود بونو اولین انتخابشون بود. ولی چون برای شرکت در مسابقات جام ملتهای آفریقا نزدیک به یک ماه اون رو در اختیار نمی‌داشت تصمیم‌شون عوض شد. خود بونو هم در مهمترین بزنگاه دوران ورزشی‌اش الهلال رو انتخاب کرد. جایی که اون رو از دید رسانه‌های اروپایی دور می‌کرد. با الهلال به افتخارات زیادی رسید. ولی کیه که ندونه اگر بونو تو چارچوب دروازه یه ابرباشگاه می ایستاد اونو برای سال‌ها بیمه میکرد. یه لحظه تصور کنید بونو توی دروازه اتلتیکو ایستاده… چقدر جذاب.
اما تصویر بونو از آینده چیز دیگری بود. هر چقدر فکر میکنم کسی رو جز تیبو کورتوآ تو این سالها جلوتر برای ایستادن توی دروازه تیم محبوبم نمی‌بینم. دروازبانی که می‌تونی دروازه رو بهش بسپاری تا تو رو به مراحل بعدی هر جامی ببره. جایی که به قول یه بونوی دیگه خیابون‌ها اسمی ندارند و نمی‌دونی چی در انتظارته. اما تو یاسین بونو رو داری.

تبانی تبانی …

عملکرد تیم ملی جای نقد بسیار داره. اما نمی‌شه کتمان کرد که این تیم با همه فشارهای درونی و بیرونی روبه‌رو بود. با کارشکنی میزبان (که البته صرفا مختص تیم ایران نبود). با بدشانسی و خیلی چیزهای دیگه. اما واقعا تبانی؟…
به لطف اینترنتی که اگر همیشه وصل باشه خیلی ها داستان بازی اتریش و آلمان و رسوایی خیخون رو فهمیدند. روزی که باعث شد قانون برگزاری بازی آخر مرحله گروهی برای همیشه عوض بشه.
حالا شاهد یادآوری اون روز و مقایسه‌اش با بازی اتریش و الجزایر هستیم.
شاهد دیالوگ‌های خیلی عجیبی هم بودیم. از نفهمیدن اینکه چی شد؟ تا خواهش و تمنا به زبان عربی و بعد تاکید موکد بر این که اتریش و الجزایر با هم بسته بودند!
هر جور بود دنیا دست به دست هم داد، غنا به کرواسی باخت، کنگو ازبکستان رو برد، اتریش و الجزایر هم مساوی کردند، تا تیم ملی با شانس بیش از نود درصد( به گفته رسانه اتلتیک) از صعود به مرحله بعدی باز بمونه. بیاید فرض بگیریم همه جهان برعلیه تیم ملی باشه.
ولی چرا ضعیف ترین تیم جام رو تو اولین بازی نبردیم؟ چرا وقتی انگوی ناشیانه تو بازی دوم اخراج شد، سه دقیقه عقب نشستیم و کادر فنی حتی در الفبای تاکتیکیش توی نقشه Z هم برنامه‌ای برای ۱۰ نفره شدن حریفش نداشت؟ چرا تو بازی سوم این ریسک رو برداشتیم که از دقیقه هشتاد به بعد برای زدن گل برتری تلاش کنیم؟ چرا حسین‌نژاد، آزمون، طاهری و خیلی‌های دیگه که می‌تونستند به تیم کمک کنند همراه تیم نیستند؟ روزبه مصدوم و اکرتی که نفهمیدیم از کجا پیداش شد کنار تیم چه کار می‌کردند؟ سوالهای خیلی زیادی مطرحه و جوابی هم براشون نیست.
چون دیر شده…
تبانی اما ، آخرین دستاویز طرفداران افراطی تیم ملی ماست. ما سال‌هاست که یاد نگرفتیم از بهانه‌هامون قوی‌تر باشیم. هر جا نشد یا گردن دیگری انداختیم یا قضا و قدر!
اگر از این مرحله صعود هم می‌کردیم سوال‌های بالا همچنان سر جایش بود. این تیم علی‌رغم نمایش‌های مقطعی خوب، دل کسی رو به دست نیاورد و این پایان یک نسل پرادعا خواهد بود که بدون هیچ دستاورد خاصی و در دوره اون‌ها برای اولین بار در تاریخ فوتبال ایران بین تیم ملی‌اش و هوادارانش شکافی به بزرگی یه گسل وجود داشت.

اوه کانادا!

از ابتدای تورنمنت کسی جدیشون نمی‌گرفت. اونا فقط به سه تا جام جهانی رسیدن که یکیش هنوز در جریانه!
سال ۱۹۸۶ و ۲۰۰۲ کانادا رسما زنگ تفریح رقباش بود. هر دو توی گروهشون آخر شدن. بدون امتیاز. تو سال ۸۶ حتی گل زده هم نداشتن. اما این دوره فرق میکنه. در کنار نمایش بهتر نسبت به هر بار شور میزبانی هم بهشون کمک کرد و حالا تو جمع شانزده تیم پایانی جام هستند. شاید بهش حجم هیجان‌زدگی‌شون رو از بوسیدن لوگوی تیم از سوی سرمربی آمریکایی تیم یعنی جسی مارچ متوجه شد. درسته که کانادا شاید شانس زیادی تو بازی مرحله بعد برابر برنده هلند-مراکش نداشته باشه، ولی تا همینجا هم همه چیز برای اونا یه جشن بزرگه.

فوتبال رو ترک کن، قبل از اینکه فوتبال ترکت کنه…

فرناندو موسلرا رو تو چارچوب دروازه لاتزیو به یاد میارم. سه چهار فصلی اونجا بود و بعد چمدونش رو به مقصد ترکیه بست. جایی که به شکلی باورنکردنی چهارده سال دروازبان اول گالاتاسرای بود. موسلرا نماد جنگندگی توی قاب فلزی دروازه است.دروازبانی که امروز چهل ساله است. اون توی ایتالیا، کوپاایتالیا و سوپرکاپ ایتالیا رو به دست آورد. برای دستاوردهاش تو ترکیه باید خطوط زیادی رو اختصاص داد و در تیم ملی هم با بیشتر از صد بازی ملی موفق به کسب کوپاآمریکای ۲۰۱۱ شد. اما یکی دوسالی هست که با پا به سن گذاشتن، کم‌کم از دوران درخشانش فاصله گرفته. گزاره‌ای که جیمی کرگر در مورد کاسمیرو استفاده کرده بود انصافا حالا به فرناندو موسلرا می‌شینه. در پایان فصل قبل او از طرفداران گالا خداحافظی کرد و به تیم دلاپلاتا در آرژانتین پیوست تا فرصت به اوغورجان چاکر برسه. در تیم ملی اما اوضاع فرق داشت. سرخیو روشت و سانتیاگو مله هرگز نتونستن توجه بیلسا رو جلب کنند و باز هم برای بار پنجم به عنوان دروازبان اروگوئه در جام جهانی ۲۰۲۶ درون دروازه قرار گرفت. روشت انتخاب اول برای جام جهانی ۲۰۲۲ بود ولی بیلسا در این جام جهانی ترحیج داد موسلرایی که از بازنشتگی ملی برگشته بود را درون دراوزه قرار بده. قماری که جواب نداد و با نمایش فاجعه بار فرناندو در بازی دوم همراه شد. اشتباه بزرگ از اون باعث شد اروگوئه که بازی اول را با تساوی یک یک برابر عربستان به پایان رسونده بود برابر کیپ ورد هم به تساوی دو-دو رضایت بده. اوج داستان اما بازی دیشب برابر اسپانیا بود. شوت الکس بائنا که چندان ضربی هم نداشت از بین پای مدافعان اروگوئه به دستان موسلرا رسید، توپ از دستانش لغزید و وارد دروازه شد. اروگوئه بازی رو یک بر صفر باخت و از جام کنار رفت. شاید که نه،حتما نباید همه تقصیر رو متوجه موسلرا دونست ولی نکته عجیب درخواست تعویض او بین دو نیمه از سرمربی تیم بود. فرناندو نه تنها با اشتباهش تیم بحران زده اروگوئه رو به ته دره فرستاد، بلکه چهل و پنج دقیقه هم‌تیمی‌هاش رو رها کرد و روی نیمکت نشست. تصویری که با یه قهرمان باسابقه بسیار فاصله داره. این پایان راه اروگوئه با فرناندو موسلراست. قابهای پایانی موسلرا از تیم ملی میتونست سه اشتباه مرگبار نباشه، اگر فوتبال ملی رو زودتر ترک می‌کرد…

اوّلین قانون فایت کلاب: درباره اش حرف نزن

تو روزی که آمریکا بازی تدارکاتی و سومش رو برابر ترکیه برگزار می‌کرد استادیوم پر از سلبریتی‌های رنگارنگ بود. اما یه قاب از بازی تو دقیقه هشت یا نُه همه رو میخوب کرد. شاید اگر این دو نفر به تنهایی در استادیوم حضور داشتند تا به این حد توجه‌ها به سمتشون جلب نمی‌شد: ادوارد نورتون در کنار برد پیت، ستارگان فیلم فایت کلاب، محصول ۱۹۹۹ امریکا به کارگردانی دیوید فینچر. برای لحظاتی جریان بازی رو فراموش کردم و توی گوشم ملودی موسیقی سکانس پایانی فیلم where is my mind از گروه pixies پخش می‌شد…
آمریکا بازی تشریفاتی رو به ترکیه باخت. به ترکیه ای که برای اعاده حیثیت به میدون اومده بود. اما تا همیشه قاب این بازی برای من تصویر راوی باشگاه مشت‌زنی و تایلر دردن خواهد بود. راستی شما هم مثل من این دو نفر رو یکی دیدید؟!

پیمایش به بالا