پرتغال – کرواسی، ژوتا اینجاست
پرتغال- کرواسی، این بازی ژوتاست. انگار همه چیز دست به دست هم داده است تا بازی با کرواسی به یاد ژوتا برگزار شود و پرتغال۱۲ نفره بتواند از پس این بازی سخت برآمده و به مرحله یک هشتم نهایی صعود کند. یک سال و یک روز پیش در چنین روزی دیهگو ژوتا شوک بزرگی به پرتغال و جامعه فوتبال وارد کرد. حالا یک سال بعد در همان روز پرتغال قرار است با کرواسی بازی کند. این اما تنها اتفاقی نیست که یاد ژوتا را برای این بازی زنده میکند. ۵ سپتامبر ۲۰۲۰، شادی او مقابل کرواسی جشن اولین گلی ملیاش بود. بازی با کرواسی در سالگرد ژوتا همه چیز را برای یک صعود دراماتیک آماده کرده است. پرتغال ۱۲نفره راهی شانزده تیم برتر جهان خواهد شد؟ ژوتا در مصاحبههایش گفته بود که بزرگترین آرزوی فوتبالیاش گرفتن جام قهرمانی ۲۰۲۶ و اهدای آن به رونالدوست. آیا شاگردان مارتینز او را به آروزیش خواهند رساند؟
تفاوت انگلیس و آلمان، ژرمنها کین ندارند!
در بازیهای باشگاهی مربیان توانستهاند به ستارگان بزرگ تیمهایشان تبدیل شوند. در باشگاه شما میتوانید بدون مسی و رونالدو و با انریکه و گواردیولا تاریخساز شوید اما در تیم ملی فرق میکند. این را ژرمنها به خوبی ثابت کردند. تفاوت انگلیسی که صعود کرد و آلمانی که حذف شد نه در آمار تیمی و نه در توانایی فنی مربیان که در توانایی فردی بود. ناگلزمن هری کین نداشت. بهترین بازیکن آلمان در این بازیها اونداف و هاورتز بودند؛ بازیکنانی که با وجود شایستگیهای بالای فنی، یک ابرقهرمان نیستند. آنها بازیکنانی نیستند که به یکباره ورق بازی را به نفع تیمشان برگردانند. این شاید مشکل آلمان در این چند سال است. در سالهایی که نیمکت این تیم قبل از ناگلزمان، یواخیملو و هانسی فلیک را قربانی کرده است. شاید وقت آن رسیده است که ژرمنها متوجه بشوند مشکل از نیمکت نیست؛ از ستارههاست.
داستان ناتمام سنگال و پنالتی، چطور تاب آوردی؟
سنگالیها چطور تاب میآوردند؟ مگر میشود همه شایستگیهای یک تیم با یک پنالتی به هیچ تبدیل شود. آن هم نه یکبار که دوبار. فینال جام ملتهای آفریقا یک پنالتی مشکوک علیه سنگال جام را به نزدیکیهای مراکش رساند اما همان پنالتی مشکوک هم از دست رفت (از عمد یا اشتباه براهیم دیاز) ولی باز هم خارج از زمین مسابقه جام را از آنها گرفتند. آنها به امریکا آمدند تا خاطرات تلخ را به دست فراموشی بسپارند اما روی بیرحم فوتبال دست بردار نبود. سنگال تیم شایسته میدان بود؛ نه به واسطه دو گل بلکه با امید گل نزدیک ۴، بازی منسجم و برتر بودن در اکثر آمار بازی. در نهایت اما باز هم پنالتی؛ کابوس شروع شده بود. این بار دیگر خبری از دیاز هم نبود تا با بازی جوانمردانه کمی از درد آنها را کم کند. پنالتی. تیلمانس، گل و حذف. به همین سختی تا دقیقه ۱۲۰ آمدند و به همین راحتی حذف شدند. درست مثل فینال جام ملتها. سنگالیها چطور تاب میآورند؟
چرا فوتبال؟
اگر از شما پرسیدند چرا فوتبال؟ به جای توضیحات طولانی و مثالهای زیاد شاید توصیه دیدن فقط همین بازی بلژیک و سنگال کافی باشد. یک بازی از جامجهانی در کمتر از نیمساعت مروری از زندگی را به نمایش گذاشت. همه چیز از درگیری تروسارد و تیلمانس در وقت استراحت نوشیدن آب نیمه دوم شروع شد. تروسارد به تیلمانس اعتراض کرد که چرا به جای این که توپ را به لوکاکو بدهد که آن را از دست داد، توپ را به او پاس نداده است. این بحث نزدیک بود به درگیری فیزیکی هم کشیده شود. در دقیقه ۹۰ اما هیچکدام از آن اتفاقات وجود خارجی نداشت. لوکاکو با یک گل امید را به تیم برگردانده بود تا دیگر پاس دادن به او باعث دعوا نشود؛ تروسارد و تیلمانس هم با همکاری همدیگر گل زده و تیمشان را نجات داده بودند. چند دقیقه بعد هم بلژیک با حذف سنگال به مرحله بعد جامجهانی ۲۰۲۶ صعود کرده بود. همینقدر دراماتیک و همینقدر اعجابانگیز. این بازی همه چیز داشت تا جواب این سوال را بدهد که چرا فوتبال؟
تو یه جادوگری هری!
یعنی کنگو هم یه ایسلند دیگه میشه؟ یعنی بازم قراره مثل نیم قرن گذشته بعد از گل خورده حذف بشیم؟ هیچ شانسی نداریم؟ اینا احتمالا سوالای طرفدرای انگلیس در جریان بازی دیشبشون با کنگوئه. اونا تو بازیای که نمایش درخشانی هم نداشتند، خیلی زود شوکه شدند و روی غفلت کونسا و اسپنس دروازهشون باز شد تا دوباره بحث فولبک راست تیم ملی انگلیس و غیب آرنولد حسابی داغ بشه. دیشب انگلیس خوششانس بود که بعد از گل اول بازی، شوت ویسا به تیر نشست وگرنه چوب جادوی کپتن کین هم کارساز نبود. اما تو روزی که پیکفورد گل بدی خورد، رشفورد تو جیب کوچیک عنکبوت سابق یونایتد گرفتار شده بود، رایس خاموش ترین ستاره زمین بود و جود تحت پرس شدید کنگوئیها، باز هم کین به داد سهشیرها رسید. بعد از چند موقعیت جدی و نصفه نیمه این کاپیتان انگلیس بود که گل تساوی رو زد. ولی هم خودش و هم هم تیمیهاش میدونستن که این کافی نیست... شوت کین که منجر به گل دوم سهشیرها شد، ۱۰۷.۳ کیلومتر بر ساعت سرعت داشت و ۰.۰۶ امید گل. کین یکبار دیگه انگلیس رو نجات داد. انگلیس روی فوتبالش سرمایهگذاری جدی کرده و به نظر میرسه تا سالهای سال ستارهای زیادی رو
اوه کپتن مای کپتن!
صحنه درگیری تروسار و تیلمانس در بازی دیشب یکبار دیگر بحث بازوبند کاپیتانی شیاطین سرخ رو پیش کشید. قبل از شروع بازیها هم به این انتخاب رودی گارسیا ایرادهای زیادی گرفته میشد. لوکاکو عموما غایب بود. کی دی بی اصرار داشت بیشتر روی بازی متمرکز باشه تا کاپیتانی تیم. کورتوآ هم بعد از درگیری با تدسکو و غیبت نسبتا طولانی در تیم ملی در بازگشتش تمایلی به بستن بازوبند نداشت. پس تصمیم سرمربی بازیکنی جوون ولی با تجربه بالا بود: یوری تیلمانس. دیشب اما درگیری با تروسار صحنه زشتی رو رقم زد. در حالی که بلژیک دو هیچ عقب بود، توپ و تشر تروسار به تیلمانس داشت به درگیری کشیده میشد که با دخالت بازیکنان خودی و غیر خودی موضوع فیصله پیدا کرد. چه بسا اگر کسی بینشون قرار نمیگرفت شاهد یک راند فایت به سبک و سیاق بویر-دایر میبودیم! کمی بعدتر روی ارسال خود تروسار و ضربه سر تیلمانس بلژیک به گل تساوی رسید و در نهایت با پنالتی خود کاپیتان هم به مرحله بعد رفتند، اما تصویر این درگیری حتما از ذهن هوارادان بلژیکی پاک نمیشه. جایی که به نظر میرسه کاپیتان تیم اتوریته لازم رو نداره و تو لحظات حساس ممکنه کار دست تیم رودی گارسیا بده.
یک برد خوب، یک آمار بد
حتی خوشبینترین هوادار انگلیس با مدل بازی این تیم در نیمه اول امید زیادی به صعود تیمش به مرحله بعد نداشت. آنها خود را برای تیزترین انتقادات به توماس توخل و شاگردانش آماده میکردند. اولین ضربه به سمت دروازه کنگو را در دقیقه 30 بلینگهام زد یعنی تا قبل از آن انگلیس گویا در بازی حضور نداشت. ضربه سر جود بلینگام در دقیقه ۳۰ طولانیترین زمان انتظار برای ثبت اولین اقدام به شوتزنی توسط این تیم در یک بازی جام جهانی است. البته بعد از آن هم تا زمان رفتن به رختکن اوضاع خیلی تغییر نکرد. فقط 2 شوت در چارچوب به شوت بلینگهام اضافه شد. 2 گل هری کین در نیمه دوم همه آمار منفی را پاک کرد اما تیم توخل حتی در نیمه دوم هم به غیر از 2 گل کین، فقط یک شوت در چارچوب ثبت کرد. آماری که با وجود برد هواداران را برای بازی با مکزیک نگران میکند.
اودگارد، رهبر وایکینگها
در جام ۲۰۲۶ بازیکنان آرسنال درخشش ویژهای دارند. مارتین اودگارد نروژی هم یکی از این بازیکنان است که در کنار هالند از عوامل صعود تیمش به مرحله یک هشتمنهایی است. او از معدود بازیکنانی است که در طول تاریخ جام جهانی موفق شدند در سه بازی پی در پی پاس گل بدهند. میشاییل بالاک، درک کویت و بلانف در این لیست بودهاند. نقش او در موفقیت نروژ فراتر از آمار است و رهبری او در زمین، جریان بازی این تیم را کاملاً تغییر داده است. درخشش او فقط در فاز هجومی نیست. در فشارهای دفاعی اعمال شده اودگارد آمار جالبی دارد و ۱۲۳ بار در اعمال پرس بر حریف مشارکت داشته و ۱۱ بار به صورت مستقیم این فشار باعث تغییر مالکیت توپ شده است. همچنین او با ۱۴ پاس خط دفاعی حریف را شکسته و در این زمینه هم بهترین بازیکن وایکینگهاست.
فرانسه؛ تلویزیون را خاموش کنید!
فرانسه، تنها تیم حاضر در این جام جهانی که ممکن است باعث شود بسیاری از هواداران فوتبال تلویزیونهای خود را زودتر خاموش کنند. با حضور فرانسه و ستارههایش ریتم و بازی تیمی حریف از همان دقایق ابتدایی بازی میپاشد و همه بازی را فرانسه در دست میگیرد. فرانسه دشان اولین تیم در تاریخ این رقابتها است که در پنج بازی متوالی سه گل به ثمر رسانده است. مالکیت توپ، فشار بر حریف و قدرت تهاجمی به حدی است که این سوال به وجود میآید که آیا تیم مقابل اصلا فرصتی برای بازگشت به بازی پیدا میکند؟کیفیت فردی بدون شک در سطح بالایی است اما تفاوت واقعی در نظم جمعی، برتری فیزیکی و توانایی کنترل هر لحظه از بازی نهفته است. فرانسه نه تنها حریف خود را از نظر روانی با نتیجه بازی از مسابقه حذف میکند، بلکه با تسلط بر بازی نیز این کار را انجام میدهد و تاکنون، در تبدیل شدن به تیمی که غالبترین تصویر را در این تورنمنت ارائه میدهد، موفق بوده است.
اولیسه گل میخواهد
در بازی با فرانسه با یک مشکل بزرگ مواجه میشویم. از کدام بازیکن و رکوردها و عملکردش باید بگوییم. معمولا اولین انتخاب امباپه است و این بزرگترین ناعدالتی فوتبال است. در تیمی که اولیسه به اندازه یک تیم کامل در زمین میدود و عملکرد مثبت دارد کمتر گفتن از او ناعادلانه است. عکس بالا حضور او در زمین را نمایش میدهد که به اندازه یک تیم کامل در کل زمین حضور داشته است و با ۵ شوت و ۲ پاس گل هم بیشترین عملکرد را به نام خودش ثبت کرده است. مشخص است که اولیسه در این بازی تمام عزم خود را برای زدن گل جزم کرده بود و میخواسته اولین گلش در جام را به ثمر برساند اما به هر حال او هنوز بهترین پاسور جام است.
سوتی کسب و کار من است
دنیلو لوئیز داسیلوا. مدافع ۳۴ ساله با سابقه بازی برای پورتو، رئال مادرید، منچسترسیتی و یوونتوس. برنده پریمیرا، لالیگا، پرمیرلیگ و دو لیگ قهرمانان اروپا. اینها فقط بخشی از دستاوردهای دفاع راست دیشب برزیل برابر ژاپنه. اما اگر همین حالا از طرفدارای فوتبال برزیل بپرسید که حاضرند دنی آلوز رو با یه پرواز مستقیم از کلیسا به استادیوم بیارند احتمالا جواب همهشون مثبته. کارنامه قهرمان دو دوره لیگ قهرمانان پر از سوتیهای ریز و درشته. کسی که با این ویترین پر از زرقوبرق باید هایلایتش تو ذهم صحنههای موندگاری باشه. ولی من پنالتی جلوی کرواسی رو به یاد میارم. یا اشتباهش تو فینال کوپادلری که عملا یه سهگانه رو از مادریدیها گرفت. یا سوتی وحشتناکش تو پیراهن یووه برابر ساسوئولو. و همینطور نمایش ضعیفش تو فینال کوپاآمریکا ۲۰۲۱ در فینال. شب گذشته هم با یک پاس اشتباه مقدمات گلزنی سانو رو فراهم کرد و بازی برای سلسائو گره خورد. برزیل به بازی برگشت و تونست با گلهای کاسمیرو و مارتینلی به مرحله بعد صعود کنه، اما هر بار توپ به دنیلو رسید تک ضرب و رو به عقب کار کرد. انگار نه انگار که تو این سن و سال باید سمبل اعتمادبهنفس و الگوی جوونترها توی زمین باشه. دنیلو تو
پایان یک دوران با آخرین سیو یک افسانه
تصویر دیشب نویر و حذف در این مرحله از جام جهانی یادآور رازهای دردناک خیلی از دروازبانهای تاریخ بود. این پایان یک دوران بود. دورانی که پایانبخش بیش از ۱۲۰ بازی ملی برای کسی بود که فقط قهرمانی یورو رو در سطح ملی تجربه نکرد. فستیوالی از عناوین فردی و یک قهرمانی جهان کارنامه مانوئل نویر در این دوران بود. پسری که از شروع دوران فوتبال تو شالکه تا همین حالا، هرگز خاک آلمان رو در سطح باشگاهی ترک نکرد و کل حرفهاش به دو باشگاه بایرن و شالکه خلاصه میشه. دوران شکوهمندی که با سختگیری میشه فقط جای خالی توپ طلا برای یک دروازبان رو درش خالی دید! من یاشین رو ندیدم. دینو زوف رو هم همینطور. ولی کان، کاسیاس، چک، اشمایکل، وندرسار و جیجی بوفون کسانی بودند که با حیرت بهشون نگاه میکردم؛ فوقالعاده بودند. نویر برام با همهشون فرق داشت. فوتبال مدرن برای من به قبل و بعد نویری تقسیم میشد که در موقع حمله تیمش، دست به کمر بیمحابا وسط زمین ایستاده بود. جایی که لازم بود سوئیپر بود و جایی که لازم بود کیپر. شاید جادوی جیجی روی خط دروازه به عملکرد نویر بچربه ولی هم از نظر ویترین افتخارات هم عملکرد بازی با پا
مراکش، هلندیتر از هلند
تعجب نکنید. مراکش بود که مالکانه بازی میکرد و هلند بود که توپ را در اختیار حریف گذاشته بود. مالکیت ۳۰ به ۷۰ که این عدد در بعضی از بازههای زمانی حتی به ۱۵ به ۸۵ هم رسید از آن مراکش بود. چیزی که از فوتبال همیشگی هلند فاصله داشت. مراکش در این بازی ۸۷۹ پاس رد و بدل کرده است که بالاترین تعداد پاس در یک بازی از جام جهانی ۲۰۲۶ است. این عدد برای هلند ۳۷۰ پاس است یعنی مراکشیها حدود ۲.۲ برابر حریف پاس رد و بدل کردند.
جایی که خیابانها اسمی ندارند…
جام جهانی ۲۰۲۲، مرحله یکهشتمنهایی. پنالتیهای بوسکتس و سولر رو مهار کرد و برای اولین بار مراکش به یک چهارم نهایی جام جهانی رسید. تو بازی یک چهارم ضربه ژائو فلیکس رو سیو کرد تا مراکش به نیمهنهایی هم برسه. تو فینال لیگ اروپا. فینال لیگ اروپا ۲۰۲۳، رم-سویا. دو پنالتی مانچینی و ایبنیز رو گرفت و چهره اصلی قهرمان شد.در جام جهانی باشگاهها ۲۰۲۵ ابرنمایشش باعث حذف سیتی شد. شب گذشته هم بونو با مهار پنالتی سامرویل مقدمات صعود مراکش به مرحله بعد رو فراهم کرد. بونو یکی از قدرندیدهترین دروازبانهای دوران خودشه. گلری که سپر مراکشی بوده که در این سالها شناختیم. فراموش نکنیم زمانی که مادرید به خاطر مصدومیت کورتوآ به دنبال دروازبان بود بونو اولین انتخابشون بود. ولی چون برای شرکت در مسابقات جام ملتهای آفریقا نزدیک به یک ماه اون رو در اختیار نمیداشت تصمیمشون عوض شد. خود بونو هم در مهمترین بزنگاه دوران ورزشیاش الهلال رو انتخاب کرد. جایی که اون رو از دید رسانههای اروپایی دور میکرد. با الهلال به افتخارات زیادی رسید. ولی کیه که ندونه اگر بونو تو چارچوب دروازه یه ابرباشگاه می ایستاد اونو برای سالها بیمه میکرد. یه لحظه تصور کنید بونو توی دروازه اتلتیکو ایستاده... چقدر جذاب. اما
دمبله بیشترین گل با کمترین امید گل
عثمان دمبله دقیقترین شوتزن جام جهانی تا به اینجا بوده است. او به همراه ۴ بازیکن دیگر با ۴ گل به مرحله بعد رفتهاند و در این بین موقعیتشناسترین بازیکن کسی جز دمبله نبوده است. او در موقعیتهای کمتر و سختتر توانسته است به اندازه دیگران گل بزند. لیونل مسی (۶ گل ) ، امباپه، وینیسیوس و هالند هر کدام به ترتیب با ۱۵، ۱۶، ۱۲ و ۹ شوت به سمت دروازه به این تعداد گل رسیدهاند. در میان آنها هالند با ۹ شوت و ۴ گل رکورد واقعا ارزشمندی دارد. دمبله اما حتی از او هم عملکرد بهتری داشته است. ۸ شوت به سمت دروازه و حاصل آن ۴ گل. عجیبتر از آن اما در امید گلی است که دمبله ثبت کرده است. او در حالی ۴ گل به ثمر رسانده که امید گل ۴ ضربهاش در مجموع حدود ۰.۸ بوده است. برای این که متوجه ارزش گلهای دمبله بشوید امید گل شوتهای مسی ۳.۱۰، وینیسیوس ۲.۸۰ و امباپه ۱.۷۵ است.
تبانی تبانی …
عملکرد تیم ملی جای نقد بسیار داره. اما نمیشه کتمان کرد که این تیم با همه فشارهای درونی و بیرونی روبهرو بود. با کارشکنی میزبان (که البته صرفا مختص تیم ایران نبود). با بدشانسی و خیلی چیزهای دیگه. اما واقعا تبانی؟... به لطف اینترنتی که اگر همیشه وصل باشه خیلی ها داستان بازی اتریش و آلمان و رسوایی خیخون رو فهمیدند. روزی که باعث شد قانون برگزاری بازی آخر مرحله گروهی برای همیشه عوض بشه. حالا شاهد یادآوری اون روز و مقایسهاش با بازی اتریش و الجزایر هستیم. شاهد دیالوگهای خیلی عجیبی هم بودیم. از نفهمیدن اینکه چی شد؟ تا خواهش و تمنا به زبان عربی و بعد تاکید موکد بر این که اتریش و الجزایر با هم بسته بودند! هر جور بود دنیا دست به دست هم داد، غنا به کرواسی باخت، کنگو ازبکستان رو برد، اتریش و الجزایر هم مساوی کردند، تا تیم ملی با شانس بیش از نود درصد( به گفته رسانه اتلتیک) از صعود به مرحله بعدی باز بمونه. بیاید فرض بگیریم همه جهان برعلیه تیم ملی باشه. ولی چرا ضعیف ترین تیم جام رو تو اولین بازی نبردیم؟ چرا وقتی انگوی ناشیانه تو بازی دوم اخراج شد، سه دقیقه عقب نشستیم و کادر فنی حتی
همه بیدقتیهای جهان برای ییلدیز
ضربات آخر کنان ییلدیز یکی از عوامل جام جهانی فاجعهبار ترکیبه بود. پیش از جام به نظر میرسید همه چیز برای درخشش کنان ییلدیز مهیا است. بازیکن دورگه ترکیه ای – آلمانی که تیم ملی ترکیه را برای بازی انتخاب کرده بود. او که مصدومیتی قبل از جام جهانی داشت آماده و سرحال به بازیها رسید. اگر چه در ۹ بازی آخر یوونتوس به گل نرسیده بود. این ناکامی در جامجهانی هم ادامه داشت. نام او در بیشتر فاکتورهای هجومی در میان چند بازیکن برتر جام است. اما گل؟ صفر گل. او با ۱۴ شوت به سمت دروازه فقط یک شوت کمتر از مسی و امباپه ثبت کرد اما از این ۱۴ شوت تنها یک شوت داخل چارچوب بود و صفر گل . او ۱۱ شوتش را از داخل محوطه جریمه زده (برابر با امباپه و رونالدو) اما در کمال تعجب نتوانسته این ضربات را داخل چارچوب بزند. فقط ۰.۳۸ امید گل شانس گل زدن او در این سه بازی بوده است.
اوه کانادا!
از ابتدای تورنمنت کسی جدیشون نمیگرفت. اونا فقط به سه تا جام جهانی رسیدن که یکیش هنوز در جریانه! سال ۱۹۸۶ و ۲۰۰۲ کانادا رسما زنگ تفریح رقباش بود. هر دو توی گروهشون آخر شدن. بدون امتیاز. تو سال ۸۶ حتی گل زده هم نداشتن. اما این دوره فرق میکنه. در کنار نمایش بهتر نسبت به هر بار شور میزبانی هم بهشون کمک کرد و حالا تو جمع شانزده تیم پایانی جام هستند. شاید بهش حجم هیجانزدگیشون رو از بوسیدن لوگوی تیم از سوی سرمربی آمریکایی تیم یعنی جسی مارچ متوجه شد. درسته که کانادا شاید شانس زیادی تو بازی مرحله بعد برابر برنده هلند-مراکش نداشته باشه، ولی تا همینجا هم همه چیز برای اونا یه جشن بزرگه.
بلینگهام و جایزهای که حقش بود
جودی بلینگهام که بعد از بازی غنا و نحوه بازی این تیم حسابی عصبانی بود در بازی با پاناما هر کاری دلش خواست انجام داد تا بازی قبل را جبران کند. نقشه حرکتی او در زمین نشان میدهد که او در تمام نقاط زمین حضور داشته و حضور بسیار پررنگ در نیمه زمین حریف در نهایت به یک گل و یک پاس گل ختم شده است. این نقشه حرکتی و آمار فقط برای ۷۰ دقیقه بازی است. او در این بازی جوانترین بازیکن تاریخ انگلیس شد که در یک بازی هم گل زده و هم پاس گل داده است. بلینگهام که بعد از بازی با غنا و دریافت جایزه بهترین بازیکن زمین گفته بود بهترین بازیکن زمین نبوده است در این بازی گفت که این جایزه حقش بوده است!
کلمبیا؛ جذابهای کند!
بازی کلمبیا آنقدر زیدان را ذوقزده کرده که آنها را به عنوان یکی از مدعیان اصلی جامجهانی معرفی میکند. کلمبیا مقابل پرتغال همه کار انجام داد. بازی زیبا، دفاع خوب، امتیاز گرفتن و حتی گل که بخاطر یکی از آن آفساید غریب نوک پنجهای این روزها مردود اعلام شد. آنها میتوانند یکی از تیمهای جذاب مرحله بعد باشند اما آمار نشان میدهد که یکی از ایرادهای کلمبیا این است که با وجود انجام یک بازی هجومی موقعیتهایی که میسازند از محوطه جریمه حریف دور است و به همین دلیل به گلهای زیادی نمیرسند. شاگردان لورنزو در مرحله حذفی با ۲۴ شوت خارج از محوطه جریمه بیشترین شوت از راه دور را در میان تیمهای صعودکرده داشتهاند. مشکل دیگر آنها در سرعتشان است که در فاکتورهای سرعت در رده ضعیفترین تیمها قرار دارند. این مساله با توجه به میانگین سنی بالای ۳۰ سال که سومین تیم پیر جام هستند طبیعی است به نظر میرسد.
گل محرز علیه قتل فوتبال
دیوانه دیوانه دیوانه. این تنها توصیفی است که میتوان از وقت اضافه بازی اتریش و الجزایر گفت. عکس بالا اتفاقات این بازی را از دقیقه ۶۵ تا ۹۰+۲ نشان میدهد. خالی خالی. نه تیمی شوت زده و نه هیچ اتفاق مهم یا غیرمهمی افتاده است. این عکس به خوبی نشان میدهد که دو تیم به تساوی و صعود همزمان رضایت داده بودند. اما یک بازیکن الجزایر روح را به بازی و به فوتبال برگرداند تا دیوانهترین وقت اضافه جامجهانی رقم بخورد. ریاض محرز بود که تصمیم گرفت به این بازی ناجوانمردانه پایان بدهد و فوتبال را در این بازی به جریان بیندازد. البته محرز فکرش را نمیکرد که کار او طوفانی به پا میکند. در نهایت هم بازی با نتیجه تساوی به پایان رسید.
فوتبال رو ترک کن، قبل از اینکه فوتبال ترکت کنه…
فرناندو موسلرا رو تو چارچوب دروازه لاتزیو به یاد میارم. سه چهار فصلی اونجا بود و بعد چمدونش رو به مقصد ترکیه بست. جایی که به شکلی باورنکردنی چهارده سال دروازبان اول گالاتاسرای بود. موسلرا نماد جنگندگی توی قاب فلزی دروازه است.دروازبانی که امروز چهل ساله است. اون توی ایتالیا، کوپاایتالیا و سوپرکاپ ایتالیا رو به دست آورد. برای دستاوردهاش تو ترکیه باید خطوط زیادی رو اختصاص داد و در تیم ملی هم با بیشتر از صد بازی ملی موفق به کسب کوپاآمریکای ۲۰۱۱ شد. اما یکی دوسالی هست که با پا به سن گذاشتن، کمکم از دوران درخشانش فاصله گرفته. گزارهای که جیمی کرگر در مورد کاسمیرو استفاده کرده بود انصافا حالا به فرناندو موسلرا میشینه. در پایان فصل قبل او از طرفداران گالا خداحافظی کرد و به تیم دلاپلاتا در آرژانتین پیوست تا فرصت به اوغورجان چاکر برسه. در تیم ملی اما اوضاع فرق داشت. سرخیو روشت و سانتیاگو مله هرگز نتونستن توجه بیلسا رو جلب کنند و باز هم برای بار پنجم به عنوان دروازبان اروگوئه در جام جهانی ۲۰۲۶ درون دروازه قرار گرفت. روشت انتخاب اول برای جام جهانی ۲۰۲۲ بود ولی بیلسا در این جام جهانی ترحیج داد موسلرایی که از بازنشتگی ملی برگشته بود
اوّلین قانون فایت کلاب: درباره اش حرف نزن
تو روزی که آمریکا بازی تدارکاتی و سومش رو برابر ترکیه برگزار میکرد استادیوم پر از سلبریتیهای رنگارنگ بود. اما یه قاب از بازی تو دقیقه هشت یا نُه همه رو میخوب کرد. شاید اگر این دو نفر به تنهایی در استادیوم حضور داشتند تا به این حد توجهها به سمتشون جلب نمیشد: ادوارد نورتون در کنار برد پیت، ستارگان فیلم فایت کلاب، محصول ۱۹۹۹ امریکا به کارگردانی دیوید فینچر. برای لحظاتی جریان بازی رو فراموش کردم و توی گوشم ملودی موسیقی سکانس پایانی فیلم where is my mind از گروه pixies پخش میشد… آمریکا بازی تشریفاتی رو به ترکیه باخت. به ترکیه ای که برای اعاده حیثیت به میدون اومده بود. اما تا همیشه قاب این بازی برای من تصویر راوی باشگاه مشتزنی و تایلر دردن خواهد بود. راستی شما هم مثل من این دو نفر رو یکی دیدید؟!
برنمیگردم، ولی…
برزیل تا به اینجای تورنمنت سه بازی برگزار کرده. در بازی اول بهترین بازیکن زمین کسی نبود جز وینیسیوس جونیور. در بازی دوم هم او موفق به کسب جایزه بهترین بازیکن زمین شد. و بله! در بازی سوم هم او بهترین بازیکن زمین بود. به نظر میرسه وینی در بهترین خودش قرار داره. اون تا با اینجای جام چهار گل به ثمر رسونده و در آمار گل و پاس گل در اپ فوتموب بالاتری از مسی و دنیس اونداف بهترین بازیکن جام تا به اینجاست. حتی در هفته گذشته در برنامههای مختلف صحبت از آقای گلی او در پایان جام و حتی قهرمانی سلسائو هم بود. در تیم ملی برزیل بر خلاف مادرید، کسی از ترکبک نکردن وینی ایراد خاصی نمیگیره و از همه مهمتر، مربی روی نیمکت قرار داره که به نظر میرسه میتونه بهترین بازی ممکن رو از ستاره شماره یک برزیل تا به اینجا بگیره. راستی آخرین باری که وینی باضربه سر گل زده رو به یاد دارید؟ وینی از صد و چهل و شش گلی که در مسابقات مختلف زده فقط موفق به زدن یازده گل(چیزی حدود هفت درصد) با ضربه سر شده که آخرینش تو بازی با اسکاتلند بود. برزیلیها برای قهرمانی همه چیز دارند.
نه چون کبک راه میرفت، نه راه خویش میدانست
«دروازهبان عراق هنگام بازیسازی کوتاه توپ را مستقیماً به مهاجم نروژ رساند و ارلینگ هالند گل زد. دومین اشتباه بزرگ دروازهبان عراق در خروج از عقب زمین باعث شد کیلیان امباپه به گل برسد. یکی از گلهای ترکیه پس از از دست رفتن توپ آمریکا هنگام پاسکاری در نزدیکی محوطه جریمه خودی شکل گرفت. گل تساوی هلند از اشتباه در گردش توپ در عقب زمین و پرس موفق هلندیها آغاز شد. یکی از گلهای کانادا پس از لو رفتن توپ در فاز نخست بازیسازی قطر به ثمر رسید». اینا فقط نمونههایی از نوشتههای سایتهای مختلف در مورد گلهایی یه که روی اشتباه بازیکنا توی فاز بیلدآپ عقب زمین به ثمر رسیده. گلهایی که هرچند برای طرفدارای تیمهای زننده گل جذاب و حیاتیه، ولی از منظر فوتبالی دقیقا نمایانگر تیمیه که میخواد کاری رو انجام بده که یا ابزارش رو نداره یا مهارتش رو. مکتبی که رینوس میشل پایهگذارش بود، کرایف کبیر توسعهدهندهاش و امروز شاید بیشتر با اسم پپ گواردیولا ازش یاد بشه. اما چیزی که گویا تیمهای ردههای میانی جدول فیفا با خودشون مرور نمیکنی اینه: «آیا با این بازیکنا بیلدآپ عقب زمین شدنیه؟». برای نمونه قطر با یه خط دفاعی کند و پابهسنگذاشته چندین اشتباه مرگبار در ساخت
سیکیو و توهم فوتبال تهاجمی
کارلوس کیروش در دو مقطع سرمربی تیم ملی ایران بود. در دومین مقطع ریسک بزرگی کرد و بجای سرمربیای روی نیمکت نشست که شاید رختکن رو به همراه خودش نداشت، اما تیم رو با اقتدار به جام جهانی رسونده بود. نهایتا تیم ملی با سه نمایش نه چندان دلچسب با یک برد و دو باخت، که یکیشون باخت شش بر دو برابر انگلیس بود جام جهانی قطر رو با سه امتیاز ترک کرد. حتما و حتما که مسئولیت اصلی نتایج ضعیف تیم متوجه کادر فنیه، اما سوالی که پیش میاد اینه که از تیم ملی و بازیکنانش برابر انگلیس چه توقعی داشتیم؟ چندصد سال دیگه و چقدر تکنولوژی نیاز هست که بهمون ثابت بشه توهمی به اسم فوتبال تهاجمی هرجا و با هر تیمی شدنی نیست؟ به عملکرد کیروش در تیم ملی نقدهای زیادی وارده، اما آیا یادمون هست با همین رویکرد دفاعی برابر آرژانتین و پرتغال و اسپانیا چه کردیم؟ حالا بازی غنا برابر انگلیس دستاویزی شده تا تیغ از نیام بکشن و ذهنیت و تاکتیک تیمهای کیروش رو زیر سوال ببرند و با یادآوری نتیجه شش بر دو فریاد فوتبال زیبا سر بدن! لابد اگر اساتید در دوران هلنیو هررا زیست میکردند، سرمربی اینتر و بارسلونا باید به
خطرناکترین بازیکن دنیا کیست؟
کارلو آنچلوتی که زمانی با رونالدو در رئال مادرید کار کرده نظر جالبی در مورد او دارد نظری که این روزها حسابی میتواند به مارتینز کمک کند. او در مورد بازیکنی که در دنیا از رونالدو بهتر و خطرناکتر است گفت: «یک بازیکن هست که من او را خطرناکتر از کریستیانو رونالدو میدانم. رونالدویی که در بازی قبلیش گل نزده است.» این بهترین توصیف از بازیکنی بود که مقابل ازبکستان به میدان رفت و بعد از یک هفته تحمل فشار، دو گل به این تیم زد.
برگ برنده توخل محو شد
انگلیس با یک تغییر به مصاف با غنا آمد و آن هم جانشینی مارک گهی به جای جان استونز بود. مارک گهی توانست با پاسهای بلند خود تا حد امکان دفاع فشرده و عجیب غنا را شکسته و بازیکنان همتیمی خود را صاحب توپ کند. در ابتدا آمار 98 درصد پاس صحیح این تصور را به وجود میآورد که این پاسها به مدافعان کناری بوده است اما او با ارسال 20 پاس به یک سوم حریف بهترین عملکرد را در زمین داشت. از 98 درصد پاس صحیح او 75درصد این پاسها، پاسهای بلند موفق بود. در نهایت اما این رکوردها و پاسها به گلی منجر نشد.
همه چیز در تگزاس بزرگتر است
اینجا تگزاس است. همه چیز در تگزاس بزرگتر است. این یک عبارت رایج در میان آمریکایی ها است. آنها اعتقاد دارند که همه چیز در تگزاس بزرگتر از سایر جاهاست و یا این که دوست دارند اینطور باشد. حتی اگر این یک افسانه باشد در مورد رونالدو به حقیقت پیوست و او در تگزاس بزرگتر از آن چیزی بود که در چندین بازی قبل خود در جامجهانی به نمایش گذاشته بود. آقای ستاره این درخشش را علاوه بر تواناییهای خودش مدیون چهرهای است که بعد از گل با یک لبخند که تمام صورتش را پرکرد مزد شجاعتش را گرفت. در این چند روز از هر جایی که رد میشدید یک نفر در حال گفتن این جمله بود که رونالدو باید روی نیمکت بنشیند! مارتینز اما نه تنها مقابل این صحبتها مقاومت کرد که در این چند روز تلاش کرد تا معمای رونالدو را از طریق تاکتیکی حل کند و موفق هم شد. درخشش رونالدو در این بازی حاصل تصمیماتی بود که مارتینز اسپانیایی گرفت. او در برابر همه انتقادات و تمسخرها و شایعات ایستاد و با راهحل فوتبالی جواب معمای شماره 7 را پیدا کرد. مارتینز بهتر از هر کسی میدانست که رونالدو همیشه رونالدوست. به ضرر خودتان است اگر
رونالدو در زمین پیدا شد؛ سرجایت بمان!
رونالدو جایش و یارش را در زمین پیدا کرد و درخشید. به همین راحتی. یار رونالدو حضور ژائو فیلیکس در زمین بود و جایش در وسط زمین در یک سوم دفاعی حریف. او در بازی با ازبکستان بالاخره شروع به ماندن در یک سوم پایانی زمین کرد به جای اینکه مدام برای دریافت توپ به یک سوم دوم زمین برود. او در 10 بازی آخرش با پیراهن پرتغال، حدود 70 درصد از دریافت توپش در یک سوم میانی میدان بود اما در این مسابقه، این میزان به 25 درصد کاهش یافت. این اتفاقی است که دلیل آن را باید در تصمیم کادر فنی پرتغال جستوجو کرد نه مسالهای که به رونالدو ارتباطی داشته باشد. ستاره پرتغالی در 41 سالگی بازیکنی نیست که بخواهد به عمق یا کنارهها برای بازیسازی برود و حضورش در محوطه جریمه کمتر بشود. ماندن بیشتر در یک سوم پایانی زمین در این مسابقه، مشغول نگه داشتن مدافعان میانی حریف و قرار گرفتن در مناطق شوتزنی باعث شد حملات پرتغال بسیار طبیعیتر جریان پیدا کنند. این همان جوابی بود که مارتینز در این چند روز به آن رسید و به جای گوش دادن به نظرات بقیه و نیمکتنشین کردن رونالدو جای مناسبش را در زمین پیدا کرد.
رونالدو و گزینههای جانشینی غیر جذاب
شب گذشته جامجهانی شب مسی و امباپه و هالند بود و امشب شب رونالدو و رونالدو و رونالدو. همه چشمها امشب به بازی پرتغال خواهد بود تا ببینند رونالدو چه خواهد کرد. البته قبل از این که این سوال مطرح بشود که رونالدو در این بازی گل میزند یا نه شاید سوال مهمتر این باشد که او مقابل ازبکستان در ترکیب اصلی خواهد بود یا نه. با وجود توصیههای زیاد به مارتینز برای نیمکتنشین کردن رونالدو بعید است حداقل در این بازی این اتفاق بیفتد. دلیل اول، اهمیت رونالدو و این که او در هر ثانیه میتواند همه چیز را تغییر دهد است و دلیل دوم این است که جانشین مناسبی هم برای او ندارد. ژوائو فیلیکس و راموس ۲ بازیکنی هستند که میتوانند در خط حمله پرتغال قرار بگیرند. فیلیکس که در لیگ عربستان بازی میکند و شرایطی بهتر از رونالدو نداشته است. او در فصل گذشته ۸ گل کمتر از رونالدو زده او در تیم ملی هم در بازیهای اخیر هر وقت در ترکیب قرار گرفته عملکرد ویژهای به نمایش نگذاشته است. گزینه دوم هم راموس جوان. درست است که هتتریک او با پیراهن پرتغال کارنامهای وسوسهانگیز است اما او حتی در تیم باشگاهی خود پاریسنژرمن هم در
بهترینِ تاریخ ایران بدون تگ عقاب!
کفه ترازوی آمار بازی ملی، تعدد حضور در جام جهانی و عملکرد در بازیهای ملی مدتهاست به نفع علی بیرو سنگینی میکنه. دروازبانی که از زیر صفر شروع کرد و امروز رکورددار دروازبانی تیم ملیه. از منظر آماری کسی نزدیک او نیست. دروازبانی که تا امروز دو نمایش خارقالعاده در جام جهانی توی کارنامهاش داره. یکی برابر پرتغال و گرفتن پنالتی کریستیانو و دیگری شب گذشته برابر بلژیک. اما چرا هنوز عده زیادی احمدرضا عابدزاده را بهترین گلر تاریخ فوتبال ایران میدونن؟ عابدزاده در روزهایی در دروازه ایران میایستاد که با مصدومیتهای شدید دستوپنجه نرم میکرد. همونطور که تو خاطرات وایرال شده جام ۹۸ مهدی مهدویکیا از آمپولهای بزرگ و خارج کردن خونآبه زانوی احمد یاد میکنه و به مهدی میگه: “به کسی نگی”. احمدرضا با اون شمایل اسطورهای، سیوهای تکدست، پشتک زدنهای بازی استرالیا و قابهای ماندگار دیگه توی ذهن همه ما ثبت شده، ولی ندیدن عملکرد بینظیر بیرانوند در قاب دروازه تیم ملی هم بیانصافی محضه! در سطح باشگاهی هم بیرانوند به مراتب آمار بهتر و موفقتری داره. اون در دوره درخشان پرسپولیس سنگربان این تیم بود. پنج قهرمانی لیگ، یک جام حذفی، دو سوپرجام و دو نایبقهرمانی آسیا که توی دومی خودش حضور نداشت و به رویال
آقای قهرمان در توهمات اورلیو دی لورنتیس!
برگزاری تنها دو بازی از جام جهانی کافی بود تا تاکتیکهای رودی گارسیا دستآویز شوخی و خنده کاربرا و طرفدرای فوتبال بشه. بلژیک در دو نمایش غیر قابل قبول برابر مصر و ایران به تساوی رسیده و در روز آخر هم با نیوزلند یک امتیازی بازی خواهد کرد. اما بیشتر از اینکه بخوایم به نتایج ایراد بگیریم بحث نمایش تیم گارسیا مطرحه. اونا در برابر مصر و ایران مالکیت بیشتر توپ رو داشتند ولی در خلق موقعیت ناتوان بودند. مصریها هر بار اراده کردند به دروازه کورتوآ رسیدند و بعضا برای اون ایجاد دردسر کردند. اونها در اولین بازی به گارسیا یادآوری کردند که اصلا قرار نیست تورنمنت آسونی رو پشت سر بگذاره و این داستان تو بازی ایران با درخشش بیرانوند و خامی انگوی ادامه پیدا کرد، تا گارسیا شاگردانش رو به ترسو بودن متهم کنه! تیم گارسیا در اغلب دقایق بازی شلخته و بینظم بازی میکنه و در ثانیههای استیصال به ارسال توپهای بلند برای بیگ روم روی میاره. بلژیک در شرایطی در حال گذر از یک نسل طلایی و رسیدن به جوانان با استعداد و پرورش اونهاست که به نظر میرسه سرمربیشون جز انتخاب تیلمانز به عنوان کاپیتان برای ارتباط گرفتن بین دو نسل! تصمیم درست و
برای رامین: مهار نشو
بلژیکیها در چند روز گذشته یکی از مهمترین کارهایشان آنالیز رامین رضاییان بوده است. بازیکنی که از بازی مقابل نیوزیلند همه توجهات را به خود جلب کرد. او آن قدر توجه رسانهها را جلب کرده که حتی در مورد کفشهای او که همان کفشهایش در جام ۲۰۲۲ است مطلب نوشتهاند. قرار گرفتن در رتبهبندی خلاقترین بازیکن جام بعد از مسی و حضور در تیم منتخب بعد از بازی اول تیمها باعث شده تا او این روزها را روی ابرها تمرین کند. با این حال این اتفاقات شمشیر دولبهای برای شماره ۲۳ ایران است. قطعا یکی از دلایل درخشش رامین در اولین بازی این بود که بیشتر حواسها معطوف به بازیکنان شناختهشدهتری مثل طارمی و قدوس شده بود اما حالا رامین به اولین گزینه حریفان برای مهار تبدیل شده است. حالا توقعات از رامین این است: همان همیشگی باش و مهار نشو.
در این عکس تونس را پیدا کنید
این که تونس در فاز دفاعی عملکرد ضعیفی مقابل ژاپن داشت را از نتیجه میتوان متوجه شد. سوال بعدی اما این است که آنها در فاز هجومی چه عملکردی را به نمایش گذاشته و چقدر برای زدن گل تلاش کردند. تنها ۲ شوت به سمت دروازه آنها نشان میدهد که آنها حتی توان حمله به ژاپن و رساندن توپ به دروازه این تیم را نداشتند. در این عکس که بازه زمانی دقیقه ۳ تا دقیقه ۷۵ را نشان میدهد گویا شاگردان هروه رنارد در زمین حضور ندارند. دریغ از حتی یک شوت بلاک شده.
به دادم برس تو ای قلب سوگوار من!
اول فوزی بن زرتی، بعد سامی طرابلسی و دست آخر و وسط تورنمنت جام جهانی صبری لموشی! توقع دست اندرکارای فوتبال تونس این بود که هروه رنار جادو کنه؟ وقتی بن زرتی اخراج شد کسی خرده نگرفت. چون طرابلسی تو انتخابی جام جهانی بدون حتی یک گل خورده صعود کرد. ولی بعد، جام ملتها بهانهای شد تا مسئولان تونسی مربیای با این دستاورد رو اخراج کنن و صبری لموشی با کولهباری از شکست روی نیمکت تیمشون بشینه! لموشی هم نتونست به روند بدون صعود تونس تو هفت دوره جام جهانی پایان بده. تیم صبری پنج تا از سوئد خورد تا خودش اخراج و تیم تحویل هروه رنار داده بشه که اون هم کمی قبل از تورنمنت از نیمکت عربستان برکنار شده بود. تیم تیکه و پاره تونس چهار تای دیگه هم از ژاپن خورد تا معلوم بشه با تغییر مداوم روی نیمکت قرار نیست قلب سوگوار طرفدرای تونس آروم بگیره. اونا تو روز آخر جلوی هلندی بازی خواهند کرد که تا حدود زیادی خیالش از صعود راحته. ولی عقابای تونس باید برای شرافت و آبروی فوتبالشون به زمین قدم بذارن.
جانی بی بَد، دونالد جِی و تورنمنت نادونها
در پرده اول و روزی که اینفانتینو به دفتر بیضی رفت تا جایزه صلح(!) فیفا رو تقدیم رئیس جمهوری ایالات متحده کنه میشد حدس زد که چه آشی برامون پختن. پرده دوم از شاهکارهای رئیس فیفا هم دست کمی از پرده اول نداشت و به پیروی از مسئولان فوتبال ایران با ترامپ روی استیج رفت تا جام قهرمانی تورنمنت مندرآوردی جام باشگاههای جهان رو تقدیم بازیکنان چلسی کنن. هنوز هم چهره جا خورده بازیکنان چلسی رو فراموش نمیکنم. پرده سوم و نهایی سیرک جانی و رفیق گرمابه و گلستانش اما خود تورنمنت ۲۰۲۶ شد. جایی که ورود پرسنل تیمها به امنیتیترین شکل ممکن به خاک امریکا انجام شد (و در برخی موارد نشد)، بلیت بازیها رکورد گرونی زد، بازیها به چهار کوآرتر تقسیم شدند تا خدایی نکرده کسی تشنه نمونه که آدم یاد یادگاران مرگِ یک و صحنهای میوفته که دامبلدور باید تمام آب درون قدح را مینوشید! و اما در آخرین شاهکار قوانین جدید، میگل آلمیرون به دلیل پوشاندن دهانش از سوی داور مسابقه اخراج شد. بله، درست شنیدید. اخراج شد! مهم نیست که اون حرفهای پرستیانی به وینی رو تکرار کرده باشه یا به مریت مولدور خسته نباشید گفته باشه؛ اخراج آقا! اخراج! شاید اگر آلمیرون در اوج
هزار و یک شب فوتبال؛ جام جهانی به عدد ۱۰۰۰ رسید
داستان هزار و یک شب برای ما یک پیام دارد: داستان، نجاتدهنده بشریت است، نجاتدهنده انسانها از جنگ و خشونت و کشت و کشتار است. به همین راحتی میتوان فقط با قصه گفتن برای هزار و یک شب (نماد ابدیت) بشریت را نجات داد. این داستان شباهت عجیبی به فوتبال دارد (ما در این دوره بیش از همیشه این شباهت را درک میکنیم)، فوتبال هم قصهای است که ۹۰ دقیقه دنیا را از خشونت و فقر و هر چه بدی است دور و با خودش همراه میکند. تیمها به میدان میروند و ادای جنگ را درمیآورند تا شاید این نبرد نمادین، غریزه جنگ و خشونتشان را تسکین داده و زندگی بهتری را تجربه کنند. حالا این دو به هم رسیدهاند. در بازی ژاپن و تونس قصه فوتبال به قسمت هزارم میرسد و بعد داستان هزار و یک شروع میشود. چه کسی باور میکند که با یک توپ و ۲۲ بازیکن بتوان این همه قصه گفت و تکراری نشد و روز به روز جذابتر وشنیدنیتر شد. بازیهای جامجهانی به عدد هزار میرسد و چه خبری نجاتدهندهتر از این که حکایت همچنان باقیست؟
بله آقای مونتلا؛ مشکل، مهاجم بود
وینچنزو مونتلا در کنفرانس مطبوعاتی بعد از بازی از سوال یک خبرنگار عصبانی شد. او در جواب این سوال که چرا ترکیه یک مهاجم تخصصی را بازی نمیدهد و سانتر فوروارد ندارد گفت:«با تعجب و شگفتی به شما نگاه میکنم که دوباره بحث مهاجم نوک را وسط میکشید. من ۶۵ شوت را به شما یادآوری میکنم. توپ هر چه میزدیم وارد دروازه نمیشد. آیا واقعاً مشکل این بود که یک مهاجم نوک را وارد زمین نکردیم؟» این سوال مونتلا که خودش در زمان بازیگری در خط حمله بازی میکرده از حذف ترکیه هم عجیبتر بود. جواب این سوال شاید این باشد که بله آقای مونتلا دقیقا آمار 65 شوت و صفر گل نشان میدهد که شما مشکل مهاجم داشتید. این وظیفه یک مهاجم خوب و تخصصی است که شوتها را تبدیل به گل کند و اگر این اتفاق نیفتد آمار عجیب 65 گل در یک بازی به چه دردی میخورد؟ گویا ایتالیاییها قصد دارند فوتبال دنیا را هر بار شگفتزده کنند و دست از شگفتیآفرینی برنمیدارند!
تاثیر Hydration Breaks در فاز هجومی تیمها
عکس بالا تفاوت عملکرد تیمها قبل و بعد از استراحت (Hydration Breaks) را نشان میدهد. این اتفاق سروصدای زیادی به پا کرده و آن را میتوان اتفاق ویژه جام ۲۰۲۶ دانست. سایت اوپتا وعده داده است که بعد از پایان مسابقات با بررسی دقیق آماری تاثیر مثبت یا منفی این اتفاق در کیفیت فوتبال ارائه شده را بررسی خواهد کرد. تا آن زمان اما میتوان به همین آمار بسنده کرد. آماری که نشان میدهد گویا حملات تیمها، شوتها و گلهایشان بعد از این وقفه ۳ دقیقهای بیشتر میشود.
از اسپانیا ناامید نشوید
چه کسی باور میکند تیمهایی مانند کرواسی، پاراگوئه و تونس با دریافت 5 و 4 گل مقابل حریفان بیشتر از کیپ ورد مقابل اسپانیا دروازهشان باز شده است! جواب این حرف یک جمله همیشگی است. فوتبال است و این غافلگیریهایش. البته باید بگوییم که نیازی به وحشت نیست. با وجود تساوی عجیب اسپانیا در احتمالا آسانترین بازیاش در این جام آنها همچنان مدعی اصلی قهرمانی هستند. باخت آرژانتین به عربستان در اولین بازی 2022 و باخت یک بر صفر اسپانیا به سوئد در 2010 در نهایت با قهرمانی این تیمها همراه شد. از اسپانیا ناامید نشوید آنها همچنان از اصلیترین شانسهای قهرمانی هستند.
یور مای واندروال!
انگلیس بر خلاف برخی از رقبا با اقتدار شروع کرد. برابر کرواسی که ترکیبی از قدیمیها و چند جوون با استعداده. سه شیرها هر دوبار که گل زدند شاگردان دالیچ برگشتند. اما شروع نیمه دوم جایی بود که صحبتهای توخل توی رختکن جلوه پیدا کرد و انگلیس تو دوازه دقیقه ابتدایی نیمه دوم، اندازه کل نیمه اول شوت به دروازه داشت (نه شوت). اداره بازی در نیمه دوم و زدن گل چهارم از بازیکنی که به عنوان یار تعویضی به میدان فرستاده شد هم تکمیلکننده نمایش درخشان انگلستان بود. خیلی گشتم تا ژورنالیست یا خبرنگاری رو پیدا کنم که از عملکرد تیم توخل انتقاد کرده باشه. موفق نشدم. بعد از سالها انگلیس فوتبالی بازی کرد که علاوه بر چشمنواز بودن، ثمربخش هم بود. به نظر میرسه همونطور که خود توخل هم به شاگرداش گفته اونا یه هدف دارن: زدن ستاره دوم روی پیراهنشون. و اگر قرار باشه ببازند هم به سبک خودشون خواهند باخت. تیم دیشب انگلیس سربلند از اولین بازی خارج شد و به قدری دلنشین و چشمنواز بود که مسئولان استادیوم رو مجاب کرد تا برای بازیکنا "واندروال" پخش کنند و با طرفدارا همخوانی کنند و لذت ببرند.
یا قهرمان میمیری یا آنقدر میمانی که ببینی زمان از تو عبور کرده
با غرور نشست روی صندلی مقابل مجری و باشگاهی که توش تبدیل به ستاره شده بود رو خورد خاکشیر کرد. مسیری رو رفت که بازگشتی نداشت و همون روز همه میدونستند همه چیز بین یونایتد و رونالدو تموم شده بود. قرار بود تو جام جهانی با نمایشش تمام حرفهایی که زده بود رو ثابت کنه. ولی تو قطر با پنج بازی، فقط یک گل زد و انگشتهای اتهام به سمت اسطوره ای رفت که در فاز دفاعی تیم شرکت نمیکرد. الان از این قصهها چهار سال میگذره. رونالدو چهل و یک ساله، هنوز هم شماره نه فیکس پرتغال در جام جهانیه. اسطورهای که شاید در این سن و سال باید در قامت مربی میدیدیم اما تصمیم گرفته تا آخرین نفس ادامه بده. مشکل اینجاست که به نظر میاد دیگه نفس زیادی نمونده و عملکرد یکی از مهمترین فوتبالیستهای تاریخ در سالهای آخر عملکرد کلی تیم رو تحت تاثیر قرار میده. حقیقت اینجاست که کریستیانو چیزی برای ثابت کردن به کسی نداره و با ویترین افتخاراتی پر از جام و عناوین شخصی فقط این عطش سیری ناپذیر اون بوده که باعث میشه هنوز ادامه بده. ولی قهرمان شماره یک پرتغال سالهاست که با خودش رو راست نیست. همون روزی که لیگ
پارو بزن لعنتی!
از همون روز اول که عکس تیمی متفاوتی نسبت به بقیه، با الهام از وایکینگها گرفتند خودشون رو توی دلم جا کردند. بعد هم یک عکس دیگه از تیم رسانهای خلاقشون با کیتهای اولین باشگاهی که بازیکنا براشون به میدون رفتند و بعدش هم رونمایی از کیت بسیار جذابشون که یادآور پرچم کشورشون و تا حدودی هم یادآور کیت بزرگداشت صد سالگی اینتر میلان در فصل ۲۰۰۸-۲۰۰۷ هست. از آخرین حضور نروژ تو جامهای جهانی ۲۸ سال میگذره و آخرین تصویری که از تیم نود و هشت به ذهنم میاد یه آسمونخراش به اسم توره آندره فلوئه! اونا الان هم یه آسمونخراش دارند، ولی این کجا و آن کجا؟ ارلینگ براوت هالند تو اولین بازیش در جام جهانی برای نروژ بریس کرد و حتی شانس هتتریک هم داشت که با مقاومت جلال حسن دروازبان عراق روبهرو شد. نسخه خطرناک هالند در سیتی به وضوح در این بازی دیده میشد. مهاجم فرصتطلبی که با تکیه به فیزیک ویژهای که داره، فرصت نفس کشیدن به مدافعین و دروازبان حریف رو نمیده و تو مشارکت در امور دفاعی هم، روی هوا یه سر و گردن از مدافعین حریف بالاتره. اونا بیرون زمین هم به اندازه توی زمین پرشور هستند. یادآور ایسلند دوستداشتنی که
اِنکارا مسی!
هتتریک مسی تو جام جهانی تو سی و هشت سالگی؟ اگر این جمله رو بشنوید تعجب میکنید؟ معلومه که نه! در مورد یکی از بهترین بازیکنای تاریخ حرف میزنیم. کسی که استانداردها رو تعیین میکنه. رکوردها براش مثل آب خوردن هستند. اون به دنیا اومده بود تا یه کشور رو به آرزوی دیرینهشون بعد از مارادونا، یعنی قهرمانی جهان برسونه. اونا دیشب هم یکی دیگه از نسخههای آتش بازی لیونل مسی رو شاهد بودن. سه گل برابر الجزایر تو اولین بازی آرژانتین در جام ۲۰۲۶. تیم اسکالونی حول محور مسی ساخته شده. بازیکنا تو هر لحظه از بازی گوشه چشمی به حرکت لیونل دارند. درست مثل پاس دیپال، روی گل اول به الجزایر تو بازی دیشب. بازی لحظه مهم دیگهای هم داره. جایی که مسی میتونست با خطا روی بازیکن الجزایر از بازی اخراج بشه. اما به هر دلیل داور بازی تصمیم دیگری گرفت. درست در ثانیه ای که به نظر اومد مسی نتونست قدمهاش رو کنترل کنه و تو یه حرکت پای بازیکن الجزایر رو کاملا له کرد. شاید کمتر از بقیه بدوه ولی نقش یه وزنه سنگین رو توی زمین داره که بقیه تیم انقدر میدون که جای خالیش رو تو بقیه فازهای بازی پر کنن. این رویکرد
درباره بازی اول تیم ملی: دیر شده!
ایران در اولین و شاید آسانترین بازی مرحله گروهی خودش در تورنومنت 2026 برابر نیوزلند تیم رده هشتاد و پنجم فیفا به تساوی دو بر دو رسید. به ذات به نظر نتیجه بدی نمیاد. چیزی که بد به نظر میاد نمایش تیم در جریان بازیه! جدای از کارشکنی و مشکلاتی که میزبان برای تیم ملی ایجاد کرد، این عملکرد اصلا قابل دفاع نبود. از پیش از آغاز مسابقات هم نگرانیهایی برای میانگین سنی تیم وجود داشت.خصوصا در خط دفاعی و استفاده از مدافعینی که درسته زمانی در تیمهای ملی و باشگاهیشون مثل سد عمل میکردند، اما مدتهاست که کارایی سابق رو ندارند و اصطلاحا به راحتی جا میمونند. خط دفاعی تیم ملی برابر نیوزلند بازیکن زیر سی سال نداشت و در صحنه هر دو گل، دو بازیکن نیوزلند به راحتی بین مدافعان ایران با رد و بدل کردن توپ موفق به گلزنی شدند. تمام تعویضهای قلعهنوعی هم در راستای بهبود عملکرد تهاجمی تیم گل خورده بود. از پیش از آغاز تورنومنت هم میدونستیم شانس اول گلزنی نیوزلند یک نفره: کریس وود...
قدوس؛ بازیکنی که روی هر 2 گل ایران تاثیر داشت
تعداد بازیکنانی که میتوانند در نقشهای بسیار متفاوتی بازی کنند، واقعاً کم است. سامان قدوس احتمالا به همین دلیل محبوبترین بازیکن امیرقلعهنویی است. در بازی با نیوزیلند از رامین رضاییان و محمد محبی زیاد گفته شد اما دیگر بازیکنی که روی هر 2 گل تاثیر داشت سامان قدوس بود و کمتر به آن اشاره شد. پاس کوتاه و بغلپای او روی گل اول یک پاس حرفهای بود و روی گل دوم هم که با یک پاس بلند، دومین پاس قبل از پاس گل را به نام خودش ثبت کرد. آماری که البته در هیچکجا ثبت نمیشود اما باعث شد قدوس به عنوان یکی از سه بازیکن برتر ایران در این بازی قرار بگیرد. نقشه حرارتی این بازیکن نشان میدهد که او برخلاف پستی که روی کاغذ برایش درنظر گرفته شده در همه جای زمین حضور دارد و به نوعی اسلحه پنهان قلعهنویی در فاز هجومی است.
اروگوئه، این همه رکورد برای یک امتیاز
اروگوئه در مقابل عربستان سعودی ۶۷٪ مالکیت توپ داشت که بالاترین رکورد آنها در جامجهانی است. حاصل این رکورد مالکیت، ۲۲ شوت آنها در نیمه دوم بود که آن هم یک رکورد محسوب میشد. پیش از اروگوئه، آلمان شرقی در نیمه اول بازی با شیلی توانسته بود در یک نیمه ۲۴ شوت بزند. آلمان شرقی هم با آن رکورد فقط یک گل به ثمر رساند اما برخلاف اروگوئه با همان یک گل برنده از میدان خارج شد. ماکسی آرائوژو که یکی از امیدهای گلزنی اروگوئهایها در این بازی بود از روی نقطه کرنر ۵ موقعیت گل ایجاد کرد و او هم رکورددار شد. تمام این رکوردهای اروگوئه و بازیکنانش در نهایت به تساوی و کسب یک امتیاز مقابل نماینده آسیا منجر شد.
بازیکنی که ایران را خطرناک کرد
آیا او واقعا ۳۶ ساله است؟ این سوالی است که آنهایی که بازی ایران را دیدند بعد از عملکرد رامین رضاییان میپرسیدند. رامین رضاییان به اولین بازیکن تیم ملی ایران تبدیل شد که در یک بازی جام جهانی توانست یک گل و یک پاس گل را به نام خودش ثبت کند. بازیکنی که با وجود تساوی مقابل نیوزیلند، عنوان بهترین بازیکن زمین را از آن خود کرد و همه بعد از بازی از او صحبت میکردند. رضاییان در میان بازیکنان تیم ملی بیشترین پاس کلیدی را ثبت کرد و ۳ بار توانست برای شاگردان قلعهنویی ایجاد موقعیت کند. او همچنین با پاسها و سانترهایش ۵ بار بازیکنان ایران را در محوطه جریمه حریف صاحب توپ کرد و با اختلاف بیش از بقیه بازیکنان توانست این کار را انجام بدهد و به همین دلیل بخش زیادی از حملات خطرناک تیم ملی را دفاع راست ایران طراحی کرد. در کل عملکرد رضاییان را در این بازی میتوان در یک کلمه خلاصه کرد: فوقالعاده.
کریس وود 6 ثانیه بدون مزاحم!
گل اول نیوزیلند یک اتفاق جالب و البته تلخ داشت. به نظر میرسید که این گل در کارتون فوتبالیستها به ثمر رسیده و زمان متوقف شده است. بعد از این که شروع دروازهبان نیوزیلند به کریسوود رسید همه منتظر بودند تا بازیکنان ایران با پرس کردن توپ را از او بگیرند. این اتفاق اما نیفتاد و شماره ۹، ۶ ثانیه توپ را در اختیار داشت بدون اینکه مزاحمی داشته باشد. ۶ ثانیه در اختیار داشتن توپ، چرخیدن و بعد هم پاس دادن یعنی یک عملکرد فاجعه از هافبک دفاعیها و شجاع خلیلزاده که باید او را پرس میکرد. خلیلزاده قبل از این که توپ به کریسوود برسد در کنار او ایستاده بود اما به یکباره عقب رفت و بازیکن حریف بدون این که ماموری برای مهار داشته باشد هر کاری دلش خواست انجام داد و بعد از رسیدن قدوس، مجبور به پاس دادن شد. پاس او هم با تکل اشتباه و عجیب شجاع به جاست رسید و بقیه داستان هم که مشخص است.