چرا لاروخا؟
از اول تورنمنت همه شانس تیمهای دیگه علیالخصوص فرانسه رو برای قهرمانی بیشتر میدونستند. حتی انگلیس، حتی آرژانتین. اما اونا مثل همیشه کار خودشون رو کردند و در بزنگاهی که برابر تیمهای بزرگ قرار گرفتند، کاری کردند که حریف فرصت نفس کشیدن نداشت. در مورد اسپانیا حرف میزنیم. اسپانیایی که حالا در کنار اروگوئه و فرانسه، دو جام قهرمانی جهان توی ویترینش داره. کنار اروگوئه ای که سالهاست در حسرت قهرمانی میسوزه و فرانسهای که خیال میکرد به ستاره سوم روی پیراهنش نزدیک و نزدیکتر میشه، ولی... اسپانیاییها ۲۰۱۰ و ۲۰۲۶ قهرمان شدن، اما هیچ اثر دیگهای ازشون بین سه تیم برتر جامهای جهانی دیده نمیشه و این خودش بیانگر کار بزرگیه که این تیم تو قرن جدید انجام داده. همه چیز از بارسلونای گورآردیولا شروع شد و طرز فکر و نگرشش منجر به ساخت فوتبالی شد که پس از دوران تیکیتاکا به این پختگی رسیده که فرانسه و آرژانتین رو در خودش میبلعه. آرژانتینی که به یک سوم خودی خلاصه شد و فرانسه ای که فرصت نفس کشیدن هم نداشت. لیست رکوردداران فوتبال اسپانیا پر از اسامی جدید و کسانی هست که به خوبی به یادشون میاریم: راموس ،داوید ویا، رودری و ... باید پذیرفت که اونا حالا پادشاه
اسپانیا، قهرمان بیرحم
انتظار از فینال جامجهانی این است که 2 تیم که اتفاقا رتبه اول ودوم فیفا را هم در اختیار دارند در یک بازی پایاپای و میلیمتری به قهرمانی برسند. این انتظار از آرژانتین و اسپانیا کاملا بیهوده بود. تیم اسکالونی تا دقیقه ۲۶ وقت اضافه حتی یک شوت هم نزد. تا آن زمان، اسپانیا ۲۰ شوت زده بود، ۱۲ شوت در چارچوب زده بود و هر لحظه به قهرمانی جام جهانی نزدیکتر میشد.اسپانیا در یک سوم پایانی زمین ۲۳۵ پاس کامل داد. تیم اسکالونی تنها ۴۷ پاس ارسال کرد. این به اسپانیا ۸۳.۳٪ شانس برد در زمین را داد که نشان میدهد آنها چقدر بر منطقه تسلط داشتند. اسپانیا در این دیدار ۲۰ شوت به سمت دروازه داشت در حالی که آمار آرژانتین تنها ۲ شوت بود. این اختلاف ۱۸ تایی، دومین اختلاف بزرگ در تعداد شوتها در تاریخ فینالهای جام جهانی محسوب میشود. سال ۱۹۹۰ آلمان غربی ۲۳ شوت زد و تیم مقابل فقط یک شوت ثبت کرد. نام تیم مقابل هم آرژانتین بود! اسپانیا در یک بازی یکطرفه و با اقتدار قهرمان شد.
خداحافظ آمریکا!
جام جهانی بالاخره تموم شد. فوتبالی که دوستش داشتیم به دست جانی و دونالد بومیسازی شد. هایدریشن بریکهای رو اعصاب، اجراهای تو مخ قبل و بعد بازیها. دخالتهای بیجا تو قضاوتها که اوجش کارت قرمز بالوگان بود. و درنهایت اجرای ۳۰ دقیقهای بین دو نیمه که بعد از یک ربع ساعت برای بیننده فقط یادآور میم پابلو اسکوبار تو سریال نارکو بود! این وسط بعد از انتخاب نشدن فغانی، بیژن مرتضوی بین نوازندگان bts چند تا پارو زد که خدای نکرده ما از فینال بی بهره نباشیم. هر چه بود تموم شد، در کنار قشنگیهایی مثل گل شومورودوف، دعای بازیکنای آلمان و کوراسائو، بازی جذاب انگلیس فرانسه و خیلی چیزهای دیگه تاریخ از این جام احتمالا با نام سیرک امریکایی یاد خواهند کرد که قبل فینالش مایکل و بروس بافر فریاد بزنند : لتس گت ردی تو راااااااامبل!!! جام جهانی تموم شد و ما به فوتبال برمیگردیم. فوتبالی که دوستش داریم و قرار نیست هر کسی هر جا تونست به سلیقه خودش دستی به سر و صورتش بکشه. خداحافظ امریکا! به قول خودتون تنکس فور ناتین…
آخرین ماموریت آرژانتین: جادوی اسپانیا را باطل کن
اسپانیا پیش از این توانایی خود را در مهار مهاجمان تراز اول جهان به اثبات رسانده است.شاگردان دلافوئنته در آخرین گام باید یک بار دیگر این توانایی خود را به رخ کشیده و بهترین خط حمله جام را هم از کار بیندازند. کاری که مقابل فرانسه به خوبی انجام دادند. در مرحله نیمهنهایی آنها، خط حمله فرانسه را که از بازیکنانی همچون امباپه، دمبله و اولیسه بهره میبرد، به امید گل ۰.۳۱ محدود کردند. آماری که پایینترین میزان XG ثبت شده در تاریخ جامجهانی از سال ۱۹۹۴ در مرحله نیمهنهایی است. اونای سیمون و همتیمیهایش با جلوگیری از گلزنی فرانسه، ششمین کلینشیت خود را در جام جهانی ۲۰۲۶ به ثبت رساندند. اسپانیا به نخستین تیمی تبدیل شد که در یک دوره از این مسابقات، شش بار دروازه خود را بسته نگه داشته است. شکستن سد دفاعی اسپانیا قطعاً نیازمند نوعی جادوست و باید دید که آرژانتین این جادو را دارد یا نه.
جی.او.اِی.تی
دنیا به کامش بود. همه دنیا، جز یه قسمتش: زادگاهش& کشورش. میگفتند بزرگ شده کاتالونیاست. اونجارو کشور خودش میدونه. تو تیم ملی مگه چیکار کرده؟ هیچ وقت رهبر نبوده، لیدر نبوده، قهرمان نبوده.... سال ۲۰۰۷ فینال کوپا رو باخت. سال ۲۰۱۴ هر چه کرد نشد و فینال جام جهانی رو باخت. فینال کوپای بعدی رو هم باخت و موقتا خداحافظی کرد. فشار خردکننده بود. آخر دنیا نبود ولی لئو، با کلکسیون قهرمانیهای رنگارنگش در سطح باشگاهی، اگر قهرمان جهان نمیشد، هیچ وقت به دیگو نمیرسید. اما همه چیز از کوپاآمریکای ۲۰۲۱ شروع شد. بعدش فینالیسیما، بعدش جام جهانی ۲۰۲۲... قصه تازه شروع شده بود. قهرمانی کوپای ۲۰۲۴ و حالا فینال جام جهانی ۲۰۲۶. فینالی که با قهرمانی فقط میتونه شک و گمانِ بهترین تاریخ بودن رو برای همیشه از بین ببره. فوتبالیستی که تا قبل از فینال، موثرترین بازیکن جام، آقای گل جام و مدعی بردن جایزه بهترین بازیکن جام در ۳۹ سالگیه. چهار سال پیش فوتبال بدهیشو با لیونل مسی تسویه کرد. اما اون بیخیالبشو نبود. حالا آرژانتینیها یه قدم با یه تاریخسازی مجدد فاصله دارن. قدمی که اندازه یه بازیه و هم تیمیهای لئو برای قهرمانی مجدد بهترین بازیکن تاریخ حاضرند جونشو بدن.
ترسو همیشه بازنده ست تامی!
تو شرایطی که به نظر میرسید انگلیس بلیت فینال رو برای خودش رزرو کرده و چیزی نزدیک به سی دقیقه تا رسیدن بهش فاصله داره، توخل با تعویضهای تدافعی تیمش رو عقب کشید و به بدترین شکل ممکن تنبیه شد. توخل کاری کرد که چند سال قبلتر هم با بایرن برابر رئال کرده بود و به همین شکل هم بازی رو واگذار کرده بود. سوال اینجاست که انگلستان با کنار رفتن ساوتگیت و استخدام توخل به بخش یا کلیتی از اهدافش رسید؟ من فکر میکنم نه! نیمهنهایی جام جهانی جایی بود که انگلستان با ساوتگیت بهش رسیده بود. اما تو بزنگاه برخورد با تیم بزرگ یا کلاف گره خورده بازی وا میداد و تمام دستاوردش با تیم ملی چهارمی ۲۰۱۸ بود. افتخاری که اگر بشه اسمش رو افتخار گذاشت، همین حالا هم توخل تکرارش کرده و شانس سوم شدن جلوی فرانسه رو هم داره. ایده این بود که انگلیس تیم منسجمتری نسبت به تیم ساوتگیت داشته باشه، که به نظر داشت. اگر بازی گره خورد بتونه تیم رو نجات بده، که به نظر (مثلا جلوی مکزیک) داد. اگر به تیم بزرگ برخورد کردند ساده بازی رو برگزار نکنند، که شاید اینجا هم جلوی آرژانتین برای دقایق زیادی موفق بودند. اما
به سبک صمد آقا؛ “علیرضا آرتیست میشود”
به استقبال تیم ملی رفتند. با سرود و گل و ساز و آواز. دستاورد؟ مگه مهمه؟! صحبتهای علیرضا بیرانوند در برنامه فوتبال برتر به شدت وایرال شده. جایی که از مردم داخل ایران، مهدی مهدویکیا و هر کسی دم دستش بود گله کرد. دروازبان ایران تو جام جهانی معتقد بود که چه فرقی میکنه ما چه عملکردی داشتیم؟ چرا از ما حمایت نشد؟ چرا مهدویکیا که توی استادیوم بود و با اینفانتینو عکس گرفت، سری به رختکن تیم ملی نزد؟ بعد از سه تساوی که یکیش برابر ضعیفترین تیم رقابتها رقم خورد، دروازبان تیم معتقده که باید تحت هر شرایطی از تیم ملی حمایت میکردید. جناب بیرانوند پا رو فراتر هم گذاشتند و معتقد بودند که ترکها و عربها و اساسا همه مردم جهان (جز ایران) عاشق تیم ملی ما شدند ولی مردم خودمون… دلایل خیلی از اتفاقات بالاتر رو خود علیرضا بهتر از هر کس دیگهای میدونه. نزدیک شدن به تیمی که اقبال عمومی مردم رو نداره پسند خیلیها نیست. خواه اون آدم اسطوره فوتبال کشور باشه، خواه مجری برنامه طنز. اما آقا علیرضا هیچوقت از خودش نپرسید که چی شد که مهدویکیا امروز اونجاست؟ چرا مهدویکیا اسطوره است و شما به قول شخص خودت که معتقدی بهترین نسل
پاویا، پاریس، هیوستون؛ یک رقابت، پنج قرن تاریخ
شاید با دیدن این تیتر، اولین سؤال این باشه که پاویا چه ربطی به فرانسه و اسپانیا داره؟ ماجرا برمیگرده به سال ۱۵۲۵؛ نبرد معروف «پاویا» در ایتالیا. جایی که فرانسه و امپراتوری هابسبورگ، با پادشاهی شارل پنجم اسپانیا، یکی از بزرگترین جنگهای تاریخ اروپا رو رقم زدن. اون نبرد فقط یه جنگ نبود؛ شروع یکی از طولانیترین رقابتهای سیاسی و نظامی اروپا بود، رقابتی که سالها بین فرانسه و اسپانیا ادامه پیدا کرد. چند قرن گذشته، دیگه خبری از شمشیر، توپ جنگی و ارتشهای چند هزار نفره نیست. حالا میدان نبرد عوض شده؛ به جای دشتهای پاویا، این بار چمن سبز ورزشگاه و به جای پادشاهها، ستارههای فوتبال روبهروی هم قرار میگیرن. شاید این بار فقط یه مسابقه فوتبال در پیش باشه، اما وقتی پای فرانسه و اسپانیا وسط باشه، تاریخ هم انگار دوباره ورق میخوره؛ فقط این بار نه با صدای شمشیرها، بلکه با سوت داور و غرش سکوها. بعضی رقابتها هیچوقت تموم نمیشن. فقط هر چند سال یکبار، روی بزرگترین صحنه فوتبال دنیا دوباره زنده میشن. فرانسه و اسپانیا دقیقاً از همین جنس رقابتها هستن؛ دو تیمی که هر بار روبهروی هم قرار میگیرن، انگار فقط برای بردن یه بازی به زمین نمیرن، بلکه قراره یه فصل
انتقام جزایر فالکلند، لگد بی موقع بکس و نیمهنهایی جام ۲۶
بازی آرژانتین و انگلیس توی یکچهارم نهایی جام جهانی ۱۹۸۶ فقط یه مسابقه فوتبال نبود؛ انگار ادامه جنگی بود که چهار سال قبل بین دو کشور سر جزایر مالویناس (فالکلند) اتفاق افتاده بود. سال ۱۹۸۲ آرژانتین برای پس گرفتن این جزایر با بریتانیا وارد جنگ شد، اما شکست خورد. صدها نفر کشته شدند و اون شکست، یه زخم عمیق برای مردم آرژانتین شد. برای همین وقتی قرعه دوباره این دو تیم رو روبهروی هم قرار داد، خیلیها توی آرژانتین این بازی رو یه فرصت برای «انتقام فوتبالی» میدیدن. وسط این فضای سنگین، دیهگو مارادونا نمایشی اجرا کرد که تاریخ فوتبال رو عوض کرد. اولین گلش همون گلی بود که با دست زد؛ داور ندید و گل قبول شد. بعداً خودش گفت: «یه کم با سر مارادونا بود، یه کم هم با دست خدا.» برای انگلیسیها اون گل هنوز نماد تقلبه، اما برای خیلی از آرژانتینیها نشونه زرنگی و غلبه بر حریفی بود که چهار سال قبل توی جنگ شکستشون داده بود. اما فقط چهار دقیقه بعد، مارادونا کاری کرد که حتی انگلیسیها هم نتونستن چیزی جز تحسین بگن. توپ رو از وسط زمین برداشت، پنج بازیکن انگلیس و دروازهبان رو یکییکی جا گذاشت و گلی زد که بعدها به اسم
وارث پیراهن شماره 10 و مسیری به طول بینهایت
این جام جهانی پایانی بر بهترینهای یک دوران خواهد بود. نزدیک به محاله که مسی، رونالدو و خیلی از پابهسنگذاشتهها رو تو جام جهانی بعدی ببینیم. داشتم به این فکر میکردم فوتبال فردای خداحافظیشون چه شکلی خواهد بود؟ زمانی که دیگه تو سطح اول و نه در عربستان و امریکا و هیچ جای دیگه خبری از این اسطورهها نباشه. حتما رقابت بین امباپه، هالند، یامال خواهد بود. همگی ستارههای درخشانی هستند. امباپه عملا مهارنشدنی به نظر میرسه. اما وقتی تیم کارش گره میخوره مثل خیلی از بازیهای مادرید، از اون هم کاری ساخته نیست. هالند ماشین گلزنی به دنیا اومده و به قول خودش نمیدونه چطور این توپها رو گل میکنه، ولی میکنه. یامال هم شاید نزدیکترین به مسی و تکنیکیترین این مثلث باشه و یه استعداد ناب. ولی فعلا فقط همین. تگ مسی بعدی چیزی جز نابودی برای پسربچه شیطون لاماسیا نخواهد داشت. بعد از مسی این عنوان به خیلیها اطلاق شد؛ آفلای، هلیلویچ، بویان، فاتی... که شاید مهمترینشون قبل از یامال، خود آنسو فاتی باشه که حالا دیگه قرارداد قرضیش از بارسا به موناکو دائمی شده. اما یامال حرفهایتر و سرپنجهتر به نظر میرسه و میشه امید داشت تو آینده کارهای بزرگتری بکنه. هر چند برعکس ابرستاره آرژانتینی
هافتایم شوئی درخور جام آمریکایی
لیست هنرمندان بین دو نیمه فینال بالاخره منتشر شد و درست مثل خود جام جهانی ۲۶ که گروگان کشور امریکا و دونالد ترامپ شده، تیمهای فینالیست به اجبار و با ایده استراحت سیدقیقهای به استقبال مینیکنسرت این آرتیستها خواهند رفت: جاستین بیبری که هایلایت سال گذشتش ترامای دوستی با پی دیدی ایه که الان توی زندانه، مدونای افسانهای که برای اجراهای این سالها سوژه رسانههاست، گروه تاریخ گذشته کرهای بیتیاس و شکیرایی که اگر فوتبال نبود، معلوم نبود کریر موسیقیش به کجا ختم میشد. اینها انتخابهای میزبانی ایه که خودش یکی از پیشگامان موسیقی دنیاست! اما خب باید همه چیزشون به همه چیزشون بیاد بالاخره. به تقلید از سوپربولی که خود بازیش برای هیچکس در جهان(شاید بجز خود امریکاییها) مهم نیست، اینجا هم قوانین بازی رو بهم خواهند زد تا با کنسرت ستارههای پلاسیده موسیقی فوتبال رو هم بومیسازی کرده باشند! این جام بازی قشنگ کم نداشته، اما چیزی که ازش به یادگار میمونه میزبانی ایه که هیچ ایدهای از فوتبال و میراثش نداشت. امریکا ممکنه بدترین میزبان تاریخ نباشه، اما قطعا جرزنترین و رو مُخترین میزبان دورانهاست.
شیرها روی نمودار سینوسی
پنج بازی، چهار پیروزی و یک تساوی نتیجه بدی به نظر نمیرسه! ولی نه برای تیمی که دایهی قهرمانی داره. شاگردای توخل کرواسی شایسته رو با یه نمایش درخشان خصوصا در ابتدای نیمه دوم غافلگیر کردند. بعد از اون بازی مدح و تحسین رسانههای بریتانیایی شروع شد. اونا استاد افراط و تفریط هستند. تو پیروزی تیم رو مدعی قهرمانی میدونند و بعدش یه تساوی صفر صفر جلوی غنا کافیه تا استیوی نیکول مدعی بشه: “تنها چیزی که به خونه برمیگرده بازیکنا هستن”. انگلیس نتونست راهی برای عبور دادن توپ از اتوبوس کیروش پیدا کنه. نمودار بالارونده امید بعد سوت داور برگشت سر جاش. این اوضاع تا اواسط نیمه دوم بازی با پاناما هم ادامه داشت. تا سر و کله بلینگام پیدا شد و بازی رو برای مربی آلمانی درآورد. گره بازی کنگو تو روزی که انگلیس باید رکورد شصت ساله کامبک نزدن رو میشکست به دست هری کین باز شد. همچنان نمایشهای مسالهدار و دور از شان یک قهرمان. اما بازی با مکزیک یکبار دیگه ورق رو برگردوند. باز هم انگلیس زود با دو گل جود پیش افتاد، اما طبق معمول رولر کوستر انگلیس با اخراج کوآنسا همه رو جون به لب کرد. انگلیس بازی رو بست و صعود کرد.
حبيبي قرب بص وبص بص
هفت دوره حضور و مهمترین دستاورد؛ صعود به یک هشتم نهایی جام جهانی ۱۹۸۶. این رزومه مراکشیها تا قبل از جام جهانی ۲۰۲۲ ئه. اونا نه تنها حرفی برای گفتن نداشتند، بلکه بهترین تیم قاره سیاه هم نبودند. اما به ناگهان مراکش تبدیل به کابوس رقیبان شد و به عنوان اولین تیم آفریقایی به نیمه نهایی جام جهانی رسید و رو پله چهارم دنیا ایستاد. موفقیت مراکش از ۲۰۲۲ به بعد اتفاقی نبود؛ حاصل پروژهای بود که نزدیک به دو دهه براش سرمایهگذاری شده بود. مهترینش ساخت مرکز ملی فوتبال محمد ششم بود که شد میراث خودش و انقلاب فوتبالی کشوری که تا قبل این حرف زیادی توی دنیا نداشت. کیروش زمانی که به ایران اومد تیمی رو مامور کرد تا بازیکنای دو رگهای رو که شانس بازی برای ایران رو دارند پیدا کنند و اگر شد لباس تیم ملی رو بپوشند. در بعضی موارد خروجی عالی بود مثل اشکان دژاگه، بعضی خروجی ها جالب نبود. مثل دانیل داوری و استیون بیت آشور و در مواردی هم نشد، مثل آریا جسور هاسگاوا. مراکش چنین رویکردی رو در دستور کارش قرار داد.خیلی دلبرانه و شاید با نامهای سرگشاده با مضمون:”حبیبی، به ما نزدیک شو، مارو ببین، پیش ما بیا” و حتما
جام به خانه نزدیک شد
جام کمی به خانه نزدیک شد. بعد از این که انگلیس از آزتکا با برد بیرون آمد هواداران این تیم با اعتماد به نفس بیشتری شعار«جام باید به خانه برگردد» را میخوانند. شاگردان توخل در بازی با مکزیک از چند آزمون سربلند بیرون آمدند. یک بازی سخت در ارتفاع بیش از ۲ هزار متر از سطح دریا که اولین حریف آنها در این بازی بود، زدن اولین گل به مکزیک در این رقابتها و حفظ نتیجه با وجود یک یار کمتر در نیمساعت پایانی بازی اتفاقاتی بود که امید به سهشیرها را بیشتر کرد. در مجموعِ نیمه اول انگیس ۳۷.۲ درصد مالکیت توپ را در اختیار داشت و دو موقعیت بزرگ خلق کرد در حالی که مکزیک تنها یک موقعیت داشت. همچنین XGبرای انگلیس ۰.۷۵ ثبت شد که باز هم بیشتر از آمار مکزیک (۰.۴۴) بود. انگلیس در نیمه اول دو بازی غنا و پاناما در مجموع نزدیک به ۰.۸۰ امید گل به دست آورده بود. در ۳۰ دقیقه پایانی (با وقت اضافه) مکزیک ۸۳ درصد مالکیت توپ را در اختیار داشت، ۷۹ پاس در یکسوم دفاعی حریف ارسال کرد و ۳۲ سانتر به درون محوطه جریمه فرستاد؛ اما آنها نتوانستند سد دفاعی انگلیس را بشکنند و حتی یک موقعیت
ممنون بلژیک؛ حالا بفرمایید ساکر!
بعد از قانونشکنی امریکا و دونالد ترامپ در مورد کارت قرمز بالوگان، حالا تیم ملی امریکا تورنمنت رو با گردن شکسته و سری پایین ترک خواهد کرد. حتما امریکا در مسیر درستی برای ترویج فوتبال تو سرزمین فرصتهای طلایی قرار داره. ولی خرابی اونجایی به بار میاد که قوانین رو دور بزنی و مسیر ارگانیک فوتبال رو با تصمیمات مندرآوردی تحت تاثیر قرار بدی. بالوگان تو روزی که نباید در ترکیب امریکا حضور میداشت این آمار رو به جا گذاشت: ۸۹ دقیقه حضور در زمین، یک شوت در چارچوب، ۷ پاس موفق از ۱۲ پاس، صفر خلق موقعیت و طبیعتاً صفر گل زده! شرایط پیش اومده ربطی به کارما نداره وقتی تمرکز تیم و بازیکنتون رو به هم میزنید و اون رو مقابل تمام دنیای فوتبال قرار میدید. قبل از تورنمنت همه امریکا رو به خاطر تصمیمات فوتبالی درست تحسین میکردند. حالا نحوه میزبانی، رفتار غیرحرفهای و دخالتهای شخص رئیس جمهور آمریکا باعث شده بیشتر طرفدارای فوتبال دیگه تمایلی به ادامه حضورشون توی جام نداشته باشند. جرزنی و توهم کاری رو توی فوتبال پیش نمیبره. همونطور که تابلوی believe بین تماشاچیها و بالوگان غیرقانونی کاری از پیش نبرد… حالا شاید بهتر باشه فوتبال رو رها کنن و به ساکر خودشون
یه مرد بود، یه مرد!
فرگی کفش رو برداشت و پرت کرد سمت بکس. پیشونی دیوید شکافت، فرداش یه چسب به شکل ضربدر زد روی پیشونیش و جلوی دوربینها ظاهر شد. معلوم بود همه چیز تموم شده ست. مثل بروس، مثل کین و بقیه... بکام پیراهن شماره هفت رو درآورد، چمدونش رو بست و به مادرید رفت. مدتی بعد یه پسربچه سرتق که فکل جلوی موهاش رو رنگ میکرد و اسمش رونالدو بود پیراهن شماره ۷ یونایتد رو پوشید. با دریبلهای رو اعصاب و رفتاری که روی مغز طرفدارای یونایتد راه میرفت. رونالدو؟ حتما اینم یه پسربچه ست که آرزو داره مثل رونالدو نازاریوی برزیلی بشه... ولی نه. اسمش کریستیانو رونالدو بود. دلیلش هم این بود که مادر اسم کریستیانو رو دوست داشت، پدر اسم رونالدو رو. پدری که همیشه مست بود و خیلی زود از دنیا رفت و کریستیانو به همین دلیل تصمیم گرفت هرگز لب به الکل نزنه. قصههای زیادی از کودکی سختش گفته شده. از در پشتی مکدونالد و دختری که شبها بهش ساندویچ میداد. از سقفی که اگر بارون میبارید همیشه چکه میکرد. از غذایی که باید بین چند نفر تقسیم میشد. اما اون تصمیمش رو گرفته بود: حتی اگر همه دنیا علیه من باشند باید موفق بشم. اون با یونایتد
نمی شکنه، یه کمی خم می شه
“محرومیت یک جلسهای بالوگان برای خطای خطرناک روی محرموویچ در بازی امریکا برابر بوسنی، به مدت یکسال به تعلیق در اومد و نامبرده در صورت تکرار، جریمه خواهد شد” گزاره بالا کاملاً جدیه، باور میکنید؟ جام جهانی بیست بیست و شش که قرار بود یه یکی بهترین ادوار جامهای جهانی بدل بشه، تبدیل شده به حیاط خلوت دونالد ترامپ! گفته میشه رئیس جمهور امریکا شخصاً با جانی اینفانتینو تماس گرفته و ازش خواسته کارت قرمز بالوگان رو بررسی کنه.تماسی که منجر به یک اتفاق شرم آور تو جام ۲۶ شده! نگران نباشید، قانونی شکسته نشده، برای میزبان فقط قانون یه کمی خم شده. تنها نقطه امیدواری اتحاد دنیای فوتبال برابر رویکردها و تصمیمات رقتانگیز فیفا تحت میزبانی ایالات متحده است. به قول یورگن کلوپ دوست داشتنی: “این دو نفر هیچ چیز از فوتبال نمیفهمند، این بازی ماست، نه بازی اونا” این جام جهانی هر هفته داره عجیب و عجیبتر میشه. به شکلی که هر لحظه میشه احتمال هر اتفاقی رو داد! از برگزاری کنسرت در وقفه آبخوری نیمه اول تا حمله آدم فضاییها!!! بیاید امیدوار باشیم تو مرحله بعد دونالد جِی ترامپ، مثل شیخ احمد الفهد الصباح شخصا وارد زمین نشه! یا توی فینالی که منطقاً امریکا توش جایی نداره،
بدرود نِی جِی
برزیل هر نسل یه ابرستاره به فوتبال جهان معرفی میکنه. گزاره ای که توی این چند سال گذشته به بازیکنی مثل اندریک اطلاق میشه که مسیر خیلی طولانی برای اثباتش پیش رو داره. اما روزگاری که نیمار با موهای تاج خروسیش توی سانتوس میدرخشید و با رقص پا وسط لیگ برزیل همه رو مجنون خودش کرده بود، میشد گفت که واقعا فوتبال دنیا میتونه منتظر یه رونالدو یا رونالدینیهوی دیگه باشه. نیمار خیلی زود پلههای ترقی رو طی کرد. بعد از بازی جلوی مسی با پیراهن سانتوس، بهش توی بارسلونا ملحق شد و کنار هم تمامی عناوین ممکن رو درو کردند. نیمار تو اوج بود و زندگی به بهترین شکل ممکن پیش میرفت، اما یه جای کار اشکال داشت. برعکس کریستیانو که برای رفتن به سطح بالاتر چمدونش رو بست و از اولدترافورد به برنابئو رفت، نی جی فهمید که زیر سایه مسی بودن تا ابد اونو توی همین سطح نگه میداره. پس پاریس رو انتخاب کرد. یه پروژه جاهطلبانه با منابع لایتناهی مالی. تبدیل به گرونترین فوتبالیست تاریخ شد و پیراهن قهرمان فرانسه رو پوشید. کنار امباپه تا فینال لیگ قهرمانان رفت، ولی نشد. وقتی دیدند نمیشه حتی سراغ مسی هم رفتند و اونو دوباره همبازی نیمار کردند. اما
تمپو روی ۱۲۰، لتس گو!
کریربازهای فیفا خوب یادشون میاد که یه جوون آیندهدار بود که رئال مالکیتش رو برعهده داشت ولی قرضش میداد به تیمهای دیگه تا زمان مناسب فرا برسه و بتونه به عنوان بازیکن اصلی توی ترکیب قرار بگیره. اگر شما مارتین اودگارد جوون رو توی تیمتون داشتید، اون در گذر زمان به یکی از بهترین بازیکنای جهان تبدیل میشد. اتفاقی که توی دنیای واقعی هم افتاد و حالا مارتین، کاپیتان تیم ملی کشورش و قهرمان انگلیسه. اون تو دوران حضورش توی مادرید و زیر سایه مثلث برمودای کروس، مودریچ، کاسمیرو قرار گرفت و توی سوسیداد، ویتسه و هیرنفین بازی کرد. اما یه روز تصمیمش رو گرفت و بار سفر به لندن رو بست. حالا کاپیتان تیم آرتتا تنظیم کننده مترونوم بازی تیمش توی لیگ برتره و با اونا قهرمان جزیره شد و تا فینال لیگ قهرمانان هم پیش اومد. حالا شاید شبی نباشه که پرز به این که چقدر مفت این ابر ستاره رو از دست داده فکر نکنه. از دیشب دوئوی هالند/اودگارد خیلی با دوئوی بیل/رمزی مقایسه میشه. اما حقیقا این کجا و آن کجا؟! اودگارد توی بیست و هفت سالگی تو اوج دوران فوتبالش قرار داره و اگر با نروژ موفق به حذف انگلیس بشه، برای اولین بار این
رکوردهای چهل سالگی
رونالدو برای رکوردشکنی و تاریخسازی نیاز به کار خاصی ندارد. این بازیکن حتی پیش از آنکه توپ در بازی مقابل کرواسی به جریان بیفتد تاریخساز شد و به نخستین بازیکنی تبدیل شد که در سن ۴۱ سالگی یا بالاتر در مرحله حذفی این تورنمنت به میدان میرود. البته این فقط قبل از شروع بازی بود. با شروع بازی آن چیزی که او سالها انتظارش را میکشید اتفاق افتاد. بازی با کرواسی نهمین بازی او در مرحله حذفی جامجهانی بود اما اولین گل ملی او در این مرحله ثبت شد. گلی که از نقطه پنالتی به ثمر رسید و یکی از صفرهای کارنامه او را پاک کرد. شاید این عملکرد در ابتدا برای فوق ستارهای مثل رونالدو خوب به نظر نرسد اما او با همین آمار تنها بازیکن بالای ۴۰ ساله و ۳ گله جامجهانی است. مجموع گلهای تمام بازیکنان ۴۰ سال به بالا در تاریخ این رقابتها تنها یک گل (توسط روژه میلا) بوده است.
برای آیندگان…
جدای از نچسبی های جام بیست ششم، برهم زدن قوانین بازی، وقفه رقتانگیز آبخوری، بازرسیهای پلیسی از تیمها، ویزا ندادنها، نمایشهای قبل و بین و بعد از بازی، این تورنمنت روی اعصاب آخرین ضیافت حضور ستارههای زیادیه که ما باهاشون بزرگ شدیم. بازیکنای زیادی احتمالا این آخرین جام جهانیشون خواهد بود. اما تعدادیشون مسبب شکل گرفتن زیباترین تصاویر فوتبالی ذهن ما هستند. مودریچ، پرشیچ، فندایک، نیمار، کاسمیرو، سون، کیدیبی، نویر ،کانته، خیلیهای دیگه که احتمالا الان به یاد ندارم و براش شماتت خواهم شد و سرآمد همه اسمها دو ابراسطوره: مسی و رونالدو. خیال خامیه اگر فکر کنیم چهار سال دیگه هم کریس و لئو میتونن تو زمین راه برن تا دَه نفر دیگه براشون موقعیت بسازن و اونا گلش کنن. اما ما نسلی خواهیم بود که روزی برای بچههامون ازشون خواهیم گفت. از رونالدویی که وسط هجده قدم پرواز کرد و با برگردون دروازه یکی از بهترین گلرای جهان رو باز کرد و توسط هواردای رقیب تشویق شد. از پسربچه آرژانتینی که یه تیم رو دریبل کرد و وسط یکی از پرشورترین استادیومهای جهان همه رو به سکوت دعوت کرد. از نیماری که با توپ جادو میکرد. از مودریچی که مترونوم تیم بود و تیمش با تمپوی اون بازی
تو یه جادوگری هری!
یعنی کنگو هم یه ایسلند دیگه میشه؟ یعنی بازم قراره مثل نیم قرن گذشته بعد از گل خورده حذف بشیم؟ هیچ شانسی نداریم؟ اینا احتمالا سوالای طرفدرای انگلیس در جریان بازی دیشبشون با کنگوئه. اونا تو بازیای که نمایش درخشانی هم نداشتند، خیلی زود شوکه شدند و روی غفلت کونسا و اسپنس دروازهشون باز شد تا دوباره بحث فولبک راست تیم ملی انگلیس و غیب آرنولد حسابی داغ بشه. دیشب انگلیس خوششانس بود که بعد از گل اول بازی، شوت ویسا به تیر نشست وگرنه چوب جادوی کپتن کین هم کارساز نبود. اما تو روزی که پیکفورد گل بدی خورد، رشفورد تو جیب کوچیک عنکبوت سابق یونایتد گرفتار شده بود، رایس خاموش ترین ستاره زمین بود و جود تحت پرس شدید کنگوئیها، باز هم کین به داد سهشیرها رسید. بعد از چند موقعیت جدی و نصفه نیمه این کاپیتان انگلیس بود که گل تساوی رو زد. ولی هم خودش و هم هم تیمیهاش میدونستن که این کافی نیست... شوت کین که منجر به گل دوم سهشیرها شد، ۱۰۷.۳ کیلومتر بر ساعت سرعت داشت و ۰.۰۶ امید گل. کین یکبار دیگه انگلیس رو نجات داد. انگلیس روی فوتبالش سرمایهگذاری جدی کرده و به نظر میرسه تا سالهای سال ستارهای زیادی رو
اوه کپتن مای کپتن!
صحنه درگیری تروسار و تیلمانس در بازی دیشب یکبار دیگر بحث بازوبند کاپیتانی شیاطین سرخ رو پیش کشید. قبل از شروع بازیها هم به این انتخاب رودی گارسیا ایرادهای زیادی گرفته میشد. لوکاکو عموما غایب بود. کی دی بی اصرار داشت بیشتر روی بازی متمرکز باشه تا کاپیتانی تیم. کورتوآ هم بعد از درگیری با تدسکو و غیبت نسبتا طولانی در تیم ملی در بازگشتش تمایلی به بستن بازوبند نداشت. پس تصمیم سرمربی بازیکنی جوون ولی با تجربه بالا بود: یوری تیلمانس. دیشب اما درگیری با تروسار صحنه زشتی رو رقم زد. در حالی که بلژیک دو هیچ عقب بود، توپ و تشر تروسار به تیلمانس داشت به درگیری کشیده میشد که با دخالت بازیکنان خودی و غیر خودی موضوع فیصله پیدا کرد. چه بسا اگر کسی بینشون قرار نمیگرفت شاهد یک راند فایت به سبک و سیاق بویر-دایر میبودیم! کمی بعدتر روی ارسال خود تروسار و ضربه سر تیلمانس بلژیک به گل تساوی رسید و در نهایت با پنالتی خود کاپیتان هم به مرحله بعد رفتند، اما تصویر این درگیری حتما از ذهن هوارادان بلژیکی پاک نمیشه. جایی که به نظر میرسه کاپیتان تیم اتوریته لازم رو نداره و تو لحظات حساس ممکنه کار دست تیم رودی گارسیا بده.
آمادهترین تیم از لحاظ بدنی، حذفشده بزرگ
آمادهترین تیم از لحاظ بدنی در جامجهانی از جام حذف شد. آلمان از لحاظ فاکتورهای بدنی بهترین تیم جام بوده است. تیمی که حدود ۵۱۰ کیلومتر در کل جام دویده و با اختلاف زیاد نسبت به تیم دوم یعنی پاراگوئه در صدر قرار گرفته بود. آنها از لحاظ سرعت هم حرف اول را میزنند. بالاترین سرعت دویدن برای یک تیم که میزان فشاری که به بازیکنان وارد میشود را نشان میدهد برای شاگردان ناگلزمان عدد ۵۹۹۱ را نشان میدهد که باز هم اختلاف زیادی با تیم دوم یعنی کانادا دارد. در میانگین سرعت تیمی با اختلاف کمی نسبت به چک در رده دوم قراردارند. میانگین سرعت تیمی آنها حدود ۶.۳۰ کیلومتر برساعت بوده است. البته این آمادگی بدنی خیلی هم برای آلمان بیفایده نبوده است. آنها تیمی هستند که تا این مرحله بیشترین شوت و شوت در چارچوب را داشتهاند. آماری که البته دیگر هواداران آلمان را خوشحال نمیکند. حذف، همه این آمار را برای آنها بیمعنی میکند.
ستارهای با صفر گل و پاس گل و یک اشتباه
اشرف حکیمی با این که برعکس بازیهای قبلی جام جهانی در گلهای مراکش در بازی هلند اثرگذار نبود و حتی پنالتی آخر بازی را از دست داد همچنان یکی از درخشانترین بازیهای خود را به نمایش گذاشت و بهترین نمرات را از سایتهای استخراج داده گرفت و یکی از بهترینهای مراکش بود. با وجود اثر نگذاشتن بر گلهای بازی تاثیر او در روند بازی مراکش را نمیتوان نادیده گرفت. او ۳ بار دروازه هلند را با خطر جدی مواجه کرد و با اینکه موفق به زدن گل نشد اما مالکیت توپ و خطرناک بودن مراکش را حفظ کرد. اشرف با امید گل و پاس گل ۰.۵۰ دومین بازیکن خطرناک تیمش بود. بیشترین لمس توپ را در محوطه جریمه حریف داشت. ۱۷ پاس به یک سوم دفاعی حریف فرستاد و بیشترین لمس توپ و شرکت در بازی را داشت. حکیمی در مجموع این جام، ۳۰ لمس توپ در محوطه جریمه داشته است که بیشترین تعداد لمس توپ یک بازیکن مراکشی در تاریخ جامجهانی است. همه آمار حکیمی در میان بهترینها قرار داشت و او را به چهره اول بازی تیمش تبدیل کرد.
سوتی کسب و کار من است
دنیلو لوئیز داسیلوا. مدافع ۳۴ ساله با سابقه بازی برای پورتو، رئال مادرید، منچسترسیتی و یوونتوس. برنده پریمیرا، لالیگا، پرمیرلیگ و دو لیگ قهرمانان اروپا. اینها فقط بخشی از دستاوردهای دفاع راست دیشب برزیل برابر ژاپنه. اما اگر همین حالا از طرفدارای فوتبال برزیل بپرسید که حاضرند دنی آلوز رو با یه پرواز مستقیم از کلیسا به استادیوم بیارند احتمالا جواب همهشون مثبته. کارنامه قهرمان دو دوره لیگ قهرمانان پر از سوتیهای ریز و درشته. کسی که با این ویترین پر از زرقوبرق باید هایلایتش تو ذهم صحنههای موندگاری باشه. ولی من پنالتی جلوی کرواسی رو به یاد میارم. یا اشتباهش تو فینال کوپادلری که عملا یه سهگانه رو از مادریدیها گرفت. یا سوتی وحشتناکش تو پیراهن یووه برابر ساسوئولو. و همینطور نمایش ضعیفش تو فینال کوپاآمریکا ۲۰۲۱ در فینال. شب گذشته هم با یک پاس اشتباه مقدمات گلزنی سانو رو فراهم کرد و بازی برای سلسائو گره خورد. برزیل به بازی برگشت و تونست با گلهای کاسمیرو و مارتینلی به مرحله بعد صعود کنه، اما هر بار توپ به دنیلو رسید تک ضرب و رو به عقب کار کرد. انگار نه انگار که تو این سن و سال باید سمبل اعتمادبهنفس و الگوی جوونترها توی زمین باشه. دنیلو تو
پایان یک دوران با آخرین سیو یک افسانه
تصویر دیشب نویر و حذف در این مرحله از جام جهانی یادآور رازهای دردناک خیلی از دروازبانهای تاریخ بود. این پایان یک دوران بود. دورانی که پایانبخش بیش از ۱۲۰ بازی ملی برای کسی بود که فقط قهرمانی یورو رو در سطح ملی تجربه نکرد. فستیوالی از عناوین فردی و یک قهرمانی جهان کارنامه مانوئل نویر در این دوران بود. پسری که از شروع دوران فوتبال تو شالکه تا همین حالا، هرگز خاک آلمان رو در سطح باشگاهی ترک نکرد و کل حرفهاش به دو باشگاه بایرن و شالکه خلاصه میشه. دوران شکوهمندی که با سختگیری میشه فقط جای خالی توپ طلا برای یک دروازبان رو درش خالی دید! من یاشین رو ندیدم. دینو زوف رو هم همینطور. ولی کان، کاسیاس، چک، اشمایکل، وندرسار و جیجی بوفون کسانی بودند که با حیرت بهشون نگاه میکردم؛ فوقالعاده بودند. نویر برام با همهشون فرق داشت. فوتبال مدرن برای من به قبل و بعد نویری تقسیم میشد که در موقع حمله تیمش، دست به کمر بیمحابا وسط زمین ایستاده بود. جایی که لازم بود سوئیپر بود و جایی که لازم بود کیپر. شاید جادوی جیجی روی خط دروازه به عملکرد نویر بچربه ولی هم از نظر ویترین افتخارات هم عملکرد بازی با پا
جایی که خیابانها اسمی ندارند…
جام جهانی ۲۰۲۲، مرحله یکهشتمنهایی. پنالتیهای بوسکتس و سولر رو مهار کرد و برای اولین بار مراکش به یک چهارم نهایی جام جهانی رسید. تو بازی یک چهارم ضربه ژائو فلیکس رو سیو کرد تا مراکش به نیمهنهایی هم برسه. تو فینال لیگ اروپا. فینال لیگ اروپا ۲۰۲۳، رم-سویا. دو پنالتی مانچینی و ایبنیز رو گرفت و چهره اصلی قهرمان شد.در جام جهانی باشگاهها ۲۰۲۵ ابرنمایشش باعث حذف سیتی شد. شب گذشته هم بونو با مهار پنالتی سامرویل مقدمات صعود مراکش به مرحله بعد رو فراهم کرد. بونو یکی از قدرندیدهترین دروازبانهای دوران خودشه. گلری که سپر مراکشی بوده که در این سالها شناختیم. فراموش نکنیم زمانی که مادرید به خاطر مصدومیت کورتوآ به دنبال دروازبان بود بونو اولین انتخابشون بود. ولی چون برای شرکت در مسابقات جام ملتهای آفریقا نزدیک به یک ماه اون رو در اختیار نمیداشت تصمیمشون عوض شد. خود بونو هم در مهمترین بزنگاه دوران ورزشیاش الهلال رو انتخاب کرد. جایی که اون رو از دید رسانههای اروپایی دور میکرد. با الهلال به افتخارات زیادی رسید. ولی کیه که ندونه اگر بونو تو چارچوب دروازه یه ابرباشگاه می ایستاد اونو برای سالها بیمه میکرد. یه لحظه تصور کنید بونو توی دروازه اتلتیکو ایستاده... چقدر جذاب. اما
نگرانی هواداران انگلیس؛ وابستگی به ایستگاهی
اگرچه انگلیس توانسته در بازیهای مرحله گروهی نتایج خوبی بگیرد اما وابستگی این تیم به ضربات ایستگاهی کمی هواداران را نگران کرده است. مربیای که دکلان رایس و ساکا را به عنوان متخصصان ضربات ایستگاهی در آرسنال را در ترکیبش دارد روی این ضربات بیش از هر مربی دیگری حساب میکند. به همین دلیل است که انگلیس در میان ۴ تیمی حضور دارد که بیشترین گل را از روی ضربات ایستگاهی (به غیر از پنالتی) به ثمررسانده است. همچنین آنها در میان ۵ تیم اولی حضور دارند که امید گل ضربات ایستگاهی بالایی دارند. این توانایی در حالی که باید هواداران انگلیس را خوشحال کند اما باعث نگرانی آنها شده و اعتقاد دارند که انگلیس در جریان بازی خیلی خوب نیست و به لطف این ضربات نقاط ضعفش را میپوشاند. آنها در بازی با کرواسی با یک ضربه کرنر و یک پنالتی پیش افتادند. مقابل غنا کاری از پیش نبردند و در بازی مقابل پاناما هم باز یک کرنر گره بازی را باز کرد. اگر انگلیس میخواهد در این مسابقات موفق شود، گلهای ضربات ایستگاهی باید یک امتیاز اضافی باشند نه تمام برنامه آنها برای بردن.
کامبک با کارلتو
وقتی تیمی در یکی از حساسترین بازیهای ممکن کامبک میزند میشود حدس زد که کارلتو روی نیمکت آن تیم نشسته است. متخصص کامبک در فوتبال دنیا. در این کامبک حتما ردپای آنچلوتی هم به نحوی دیده میشود. تعویضهایش، تغییراتش در میدان و صحبتهایش در رختکن، همه و همه او را به متخصص کامبک زدن تبدیل کرده است. برزیل آخرین بار با آن ضربه کاشته تاریخی رونالدینیو مقابل انگلیس در مراحل حذفی جام جهانی کامبک زده بود و امشب بعد از ۲۴ سال مقابل ژاپن از باخت برگشت و صعود کرد. تیم آنچلوتی نتوانست در نیمه اول شوتی از داخل محوطه جریمه به سمت دروازه حریف بزند. این اتفاق برای اولین بار در بازی مقابل بلژیک در مرحله یکچهارم نهایی جام ۲۰۱۸ رقم خورد. داستان در نیمه دوم اما کاملا متفاوت بود. تیمی که نیمه اول را با امید گل ۰.۳۵ ترک کرده بود نیمه دوم را امید گل ۱.۳۸ به پایان رساند تا آنچلوتی نشان بدهد که هنوز کارلتو است.
بهترین سنگرشکن جام: خاکپو اینجاست
در میان بهترین بازیکنان دنیا در آمریکا، خاکپو در صدر آمار ارسال پاسهای خطشکن قرار دارد. پاسهایی که ارزش بسیار بالایی دارند و به خصوص برای بازی مقابل تیمهایی که با دفاع بسته و پرس شدید فوتبال بازی میکنند به کار میآید. خاکپو در ۳ بازی مرحله گروهی با ارسال ۱۷ پاس صدرنشین است. این عملکرد او باعث شده تا هلند با ۱۰ گل و ۹ پاس گل به همراه فرانسه و آلمان هجومیترین تیم این رقابتها در مرحله گروهی باشد. هلند این آمار را بیش از همه مدیون خاکپو است که بخش زیادی از این آمار را به تنهایی خلق کرده است.
رودری؛ بازیکنی که هر مربی آرزویش را دارد
آمار جامجهانی ۲۰۲۶ نشان داد که چرا رودری هافبک مورد علاقه گواردیولاست و البته هر مربیای آرزو دارد یک بازیکن مانند او داشته باشد. بازیکنی فعال، پاسور و از همه مهمتر گزینهای مطمئن در موقع فشار حریف. کدام بازیکن در ۳ بازی مرحله گروهی بیشترین دریافت توپ را در زمانی که تحت فشار بازیکنان حریف بوده داشته است؟ رودری . او در میان ۵ بازیکن برتر جام است که توانسته در موقعیت جلوتر از بازیکن صاحب توپ، خود را آماده دریافت توپ کند. او با ۷۱۲ لمس توپ رکورددار لمس توپ در مرحله گروهی بوده و بیشترین مشارکت را در بازی تیمش داشته است (حدود ۹۰ لمس توپ بیشتر از نفر دوم). وقتی صحبت از تعداد پاس هم مطرح میشود بدون لحظهای درنگ میتوانید بگویید که اسپانیا در صدر است و در بین همه بازیکنان هم رودری صدرنشین است.
پرس کنی، حذف میشوی!
با پرس کردن شدید دفاعی صعود نمیکنید! این قانونی است که آمار جامجهانی ۲۰۲۶ میگوید. در لیست تیمهایی که بیشترین آمار پرس را ثبت کردهاند همه در مرحله گروهی حذف شدند و تنها تیمی که استثنا بود و به مرحله بعد صعود کرد در دور بعدی حذف شد! اردن، آفریقای جنوبی، عربستان، پاراگوئه و کوراسائو تیمهایی هستند که با بیشترین ثبت پرس حریف خداحافظی زودهنگامی با جامجهانی داشتند. تقریبا تا رتبههای بسیار بالای این جدول را تیمهای حذف شده تشکیل میدهند. البته بعد از این آمار این سوال به وجود میآید که آیا تیمهایی که پرس میکنند نتیجه نگرفتند یا تیمهایی که پتانسیل و ابزار حمله نداشتند و حذف شدنشان محتمل بود به پرس روی آوردند.
تبانی تبانی …
عملکرد تیم ملی جای نقد بسیار داره. اما نمیشه کتمان کرد که این تیم با همه فشارهای درونی و بیرونی روبهرو بود. با کارشکنی میزبان (که البته صرفا مختص تیم ایران نبود). با بدشانسی و خیلی چیزهای دیگه. اما واقعا تبانی؟... به لطف اینترنتی که اگر همیشه وصل باشه خیلی ها داستان بازی اتریش و آلمان و رسوایی خیخون رو فهمیدند. روزی که باعث شد قانون برگزاری بازی آخر مرحله گروهی برای همیشه عوض بشه. حالا شاهد یادآوری اون روز و مقایسهاش با بازی اتریش و الجزایر هستیم. شاهد دیالوگهای خیلی عجیبی هم بودیم. از نفهمیدن اینکه چی شد؟ تا خواهش و تمنا به زبان عربی و بعد تاکید موکد بر این که اتریش و الجزایر با هم بسته بودند! هر جور بود دنیا دست به دست هم داد، غنا به کرواسی باخت، کنگو ازبکستان رو برد، اتریش و الجزایر هم مساوی کردند، تا تیم ملی با شانس بیش از نود درصد( به گفته رسانه اتلتیک) از صعود به مرحله بعدی باز بمونه. بیاید فرض بگیریم همه جهان برعلیه تیم ملی باشه. ولی چرا ضعیف ترین تیم جام رو تو اولین بازی نبردیم؟ چرا وقتی انگوی ناشیانه تو بازی دوم اخراج شد، سه دقیقه عقب نشستیم و کادر فنی حتی
اوه کانادا!
از ابتدای تورنمنت کسی جدیشون نمیگرفت. اونا فقط به سه تا جام جهانی رسیدن که یکیش هنوز در جریانه! سال ۱۹۸۶ و ۲۰۰۲ کانادا رسما زنگ تفریح رقباش بود. هر دو توی گروهشون آخر شدن. بدون امتیاز. تو سال ۸۶ حتی گل زده هم نداشتن. اما این دوره فرق میکنه. در کنار نمایش بهتر نسبت به هر بار شور میزبانی هم بهشون کمک کرد و حالا تو جمع شانزده تیم پایانی جام هستند. شاید بهش حجم هیجانزدگیشون رو از بوسیدن لوگوی تیم از سوی سرمربی آمریکایی تیم یعنی جسی مارچ متوجه شد. درسته که کانادا شاید شانس زیادی تو بازی مرحله بعد برابر برنده هلند-مراکش نداشته باشه، ولی تا همینجا هم همه چیز برای اونا یه جشن بزرگه.
۲ دروازهبان با ۳ کلینشیت؛ با تشکر از همه!
سه کلینشیت در سه بازی یک آمار رویایی برای دروازهبانهاست. در مرحله گروهی بازیهای جامجهانی با این که بازیهای آسانی برای تیمهای قویتر برگزار شد اما فقط ۲ دروازهبان موفق به ۱۰۰ درصد کلینشیت شدند. رنگل آگیلار در این ۳ بازی گلی دریافت نکرد اگرچه اوچوا در بازی آخر مقابل جمهوری چک برای خداحافظی از دنیای فوتبال ۱۲ دقیقه بازی کرد و آگیلار تنها دروازهبان مکزیک در این سه بازی نبود. اونای سیمون دروازهبان اسپانیا هم دیگر دروازهبانی که با صفر گل خورده تیمش را به مرحله بعد برد. البته این ۳ کلینشیت قطعا به غیر از دروازهبان به ساختار دفاعی این دو تیم هم مربوط است. رانخل و سیمون برای ثبت این آمار تعداد مهارهایی بیش از بقیه دروازهبانها نداشتند و حتی سیوهایشان دورقمی هم نشده است. دروازهبان کوراسائو هم ۲۱ سیو داشته است. مسالهای که نشان میدهد ثبات و دفاع تیمی بیش از سیو دروازهبان میتواند به کلینشیت تیم کمک کند.
کالیدزیچ؛ تا آخرین ثانیه بجنگ
چهره مبهوت بازیکنان اتریش و شوکه شدن هوادارانشان روی سکوها میگوید که با گل ریاض محرز آنها حذف شدهاند. در میان اتریشیهایی که داشتند خودشان را برای خداحافظی آماده میکردند فقط رالف رانگنیک داشت به دنبال راهی برای ماندن در آمریکا میگشت. در حالی که همه در بهت بودند او یک تعویض انجام داد و کالیدزیچ را به میدان آورد. آنهایی که با تعجب دلیل این تعویض را میپرسیدند یک دقیقه بعد جواب خود را گرفتند. ۶۱ ثانیه بعد این اتریشیها بودند که صعود به مرحله حذفی را جشن میگرفتند. البته الجزایریها هم کنار آنها خوشحال بودند چون با هم به مرحله بعدی صعود کردند. این هشتمین گل سریع تاریخ جامجهانی برای یک بازیکن تعویضی بود. گلی که این پیام را فرستاد که تا آخرین ثانیه بجنگ.
ستارهای با چشمان گریان
ایران صعود کند یا نکند این دوره از جامجهانی، جام صعود یک بازیکن بود. رامین رضاییان سومین گلش را در بازیهای جام جهانی به ثمر رساند تا رویاییترین تورنمنت خود را پشت سر بگذارد. او با عبور از مهدی طارمی (دو گل) به رکورددار بیشترین گل زده یک بازیکن ایرانی در جام جهانی شد. به این آمار درخشان یک پاس گل را هم اضافه کنید تا درخشش رامین رضاییان در این دوره بیشتر مشخص شود. گریههای او بعد از بازی شباهتی به یک بازیکن برنده نداشت. احتمال صعود نکردن ایران به مرحله حذفی شیرینی جایزه بهترین بازیکن زمین را برای شماره ۲۳ ایران تا حدی تلخ کرد. اتفاقات بازی آنقدر تلخ بود که حتی سایت فیفا را هم وادار به واکنش کرد و در گزارش بازی ایران نوشت: چه پایان بدی.
فوتبال رو ترک کن، قبل از اینکه فوتبال ترکت کنه…
فرناندو موسلرا رو تو چارچوب دروازه لاتزیو به یاد میارم. سه چهار فصلی اونجا بود و بعد چمدونش رو به مقصد ترکیه بست. جایی که به شکلی باورنکردنی چهارده سال دروازبان اول گالاتاسرای بود. موسلرا نماد جنگندگی توی قاب فلزی دروازه است.دروازبانی که امروز چهل ساله است. اون توی ایتالیا، کوپاایتالیا و سوپرکاپ ایتالیا رو به دست آورد. برای دستاوردهاش تو ترکیه باید خطوط زیادی رو اختصاص داد و در تیم ملی هم با بیشتر از صد بازی ملی موفق به کسب کوپاآمریکای ۲۰۱۱ شد. اما یکی دوسالی هست که با پا به سن گذاشتن، کمکم از دوران درخشانش فاصله گرفته. گزارهای که جیمی کرگر در مورد کاسمیرو استفاده کرده بود انصافا حالا به فرناندو موسلرا میشینه. در پایان فصل قبل او از طرفداران گالا خداحافظی کرد و به تیم دلاپلاتا در آرژانتین پیوست تا فرصت به اوغورجان چاکر برسه. در تیم ملی اما اوضاع فرق داشت. سرخیو روشت و سانتیاگو مله هرگز نتونستن توجه بیلسا رو جلب کنند و باز هم برای بار پنجم به عنوان دروازبان اروگوئه در جام جهانی ۲۰۲۶ درون دروازه قرار گرفت. روشت انتخاب اول برای جام جهانی ۲۰۲۲ بود ولی بیلسا در این جام جهانی ترحیج داد موسلرایی که از بازنشتگی ملی برگشته بود
مانیان و یک عملکرد خوب؛ کسی حواسش نیست
وقتی صحبت از فرانسه میشود آنقدر باید از گلها و آمار و ارقام هجومی این تیم گفت که دیگر نوبت به فاز دفاعی نمیرسد. در بازی با نروژ اما باید گریزی هم به دروازه فرانسه زد و از مانیان گفت. مهار پنالتی برای فرانسه یک اتفاق عادی محسوب نمیشود. ژوئل باتس در ۱۹۸۶ تنها دروازهبان فرانسه در تاریخ بود که در مرحله یک چهارمنهایی پنالتی زیکو را مهار کرد. البته این بازی نه به اهمیت بازی ژوئل باتس بود و نه پنالتی لارسن در حد پنالتی زیکو. با این حال مهار این پنالتی برای فرانسه خیلی مهم بود. او در این بازی اما هم پنالتی و هم چند موقعیت خوب از بازیکنان نروژ را مهار کرد تا خیال دشان از بابت او کمی راحتتر بشود.
نویر کلینشیت نمیکند
در دروازهای که نویر درون آن ایستاده عجیب است که یک طلسم تاریخی در حال ثبت شدن است. آلمان اکنون با طولانیترین روند بازیهای جام جهانی بدون بسته نگه داشتن دروازه (۹ بازی) رکورد مشترکی را ثبت کرده و اگر یک بازی دیگر هم گل بخورد به تنهایی در صدر میایستد. در روزی که مانوئل نویر با ۲۲ بازی ملی در جامجهانی به لوتار ماتئوس و میروسلاو کلوزه رسید و در این جام قطعا از این رکورد آنها عبور خواهد کرد باید فکری هم به حال کلینشیت نکردن تیمش بکند. آنها حتی در بازی با کوراسائو که ۷ گل زدند هم کلینشیت نکردند. البته این آمار نه فقط به نویر که به عملکرد خط دفاعی این تیم هم برمیگردد. اکوادور در این بازی با ۷ شوت که کمترین تعداد شوت آنها در یکی از بازیهای این جام بود به ۲ گل رسید.
اوّلین قانون فایت کلاب: درباره اش حرف نزن
تو روزی که آمریکا بازی تدارکاتی و سومش رو برابر ترکیه برگزار میکرد استادیوم پر از سلبریتیهای رنگارنگ بود. اما یه قاب از بازی تو دقیقه هشت یا نُه همه رو میخوب کرد. شاید اگر این دو نفر به تنهایی در استادیوم حضور داشتند تا به این حد توجهها به سمتشون جلب نمیشد: ادوارد نورتون در کنار برد پیت، ستارگان فیلم فایت کلاب، محصول ۱۹۹۹ امریکا به کارگردانی دیوید فینچر. برای لحظاتی جریان بازی رو فراموش کردم و توی گوشم ملودی موسیقی سکانس پایانی فیلم where is my mind از گروه pixies پخش میشد… آمریکا بازی تشریفاتی رو به ترکیه باخت. به ترکیه ای که برای اعاده حیثیت به میدون اومده بود. اما تا همیشه قاب این بازی برای من تصویر راوی باشگاه مشتزنی و تایلر دردن خواهد بود. راستی شما هم مثل من این دو نفر رو یکی دیدید؟!
برنمیگردم، ولی…
برزیل تا به اینجای تورنمنت سه بازی برگزار کرده. در بازی اول بهترین بازیکن زمین کسی نبود جز وینیسیوس جونیور. در بازی دوم هم او موفق به کسب جایزه بهترین بازیکن زمین شد. و بله! در بازی سوم هم او بهترین بازیکن زمین بود. به نظر میرسه وینی در بهترین خودش قرار داره. اون تا با اینجای جام چهار گل به ثمر رسونده و در آمار گل و پاس گل در اپ فوتموب بالاتری از مسی و دنیس اونداف بهترین بازیکن جام تا به اینجاست. حتی در هفته گذشته در برنامههای مختلف صحبت از آقای گلی او در پایان جام و حتی قهرمانی سلسائو هم بود. در تیم ملی برزیل بر خلاف مادرید، کسی از ترکبک نکردن وینی ایراد خاصی نمیگیره و از همه مهمتر، مربی روی نیمکت قرار داره که به نظر میرسه میتونه بهترین بازی ممکن رو از ستاره شماره یک برزیل تا به اینجا بگیره. راستی آخرین باری که وینی باضربه سر گل زده رو به یاد دارید؟ وینی از صد و چهل و شش گلی که در مسابقات مختلف زده فقط موفق به زدن یازده گل(چیزی حدود هفت درصد) با ضربه سر شده که آخرینش تو بازی با اسکاتلند بود. برزیلیها برای قهرمانی همه چیز دارند.
نه چون کبک راه میرفت، نه راه خویش میدانست
«دروازهبان عراق هنگام بازیسازی کوتاه توپ را مستقیماً به مهاجم نروژ رساند و ارلینگ هالند گل زد. دومین اشتباه بزرگ دروازهبان عراق در خروج از عقب زمین باعث شد کیلیان امباپه به گل برسد. یکی از گلهای ترکیه پس از از دست رفتن توپ آمریکا هنگام پاسکاری در نزدیکی محوطه جریمه خودی شکل گرفت. گل تساوی هلند از اشتباه در گردش توپ در عقب زمین و پرس موفق هلندیها آغاز شد. یکی از گلهای کانادا پس از لو رفتن توپ در فاز نخست بازیسازی قطر به ثمر رسید». اینا فقط نمونههایی از نوشتههای سایتهای مختلف در مورد گلهایی یه که روی اشتباه بازیکنا توی فاز بیلدآپ عقب زمین به ثمر رسیده. گلهایی که هرچند برای طرفدارای تیمهای زننده گل جذاب و حیاتیه، ولی از منظر فوتبالی دقیقا نمایانگر تیمیه که میخواد کاری رو انجام بده که یا ابزارش رو نداره یا مهارتش رو. مکتبی که رینوس میشل پایهگذارش بود، کرایف کبیر توسعهدهندهاش و امروز شاید بیشتر با اسم پپ گواردیولا ازش یاد بشه. اما چیزی که گویا تیمهای ردههای میانی جدول فیفا با خودشون مرور نمیکنی اینه: «آیا با این بازیکنا بیلدآپ عقب زمین شدنیه؟». برای نمونه قطر با یه خط دفاعی کند و پابهسنگذاشته چندین اشتباه مرگبار در ساخت
رکوردهای دستنیافتنی: حتی مسی و امباپه نتوانستند
رکوردهای جامجهانی و تاریخ فوتبال یکی پس از دیگری میشکنند و اسطورههایی که سالها در قله این رکوردها قدرتنمایی میکردند پله پله راه رفته را برمیگردند. زمانی ظهور نسل مسی و رونالدو و هری کین و بقیه ستارهها این راه را هموار کرد و حالا بازیکنانی مانند امباپه و هالند و بقیه در راه هستند که رکورد نسل قبل و قبلتر را با هم بشکنند. با این حال معدود رکوردهایی هستند که هنوز دستنخورده باقی مانده و اسطورههای قدیمی آن را با قدرت حفظ کردهاند. یکی از این رکوردها متعلق به پله است. پله به رکورد جوانترین گلزن تاریخ جام جهانی مردان بسنده نکرده بود، تنها پنج روز بعد در جریان پیروزی برزیل مقابل فرانسه در مرحله نیمهنهایی جام جهانی ۱۹۵۸، موفق به ثبت هتتریک شد. این بازیکن برزیلی تنها بازیکن زیر ۱۹ سال در تاریخ این رقابتهاست که هتتریک کرده است (با ۱۷ سال و ۲۴۴ روز سن)؛ پس از او، ادموند کونن آلمانی (با ۱۹ سال و ۱۹۸ روز سن) در سال ۱۹۳۴ مقابل بلژیک، دومین بازیکن جوان ثبتکننده هتتریک محسوب میشود. جوانترین بازیکنی که در یک بازی جام جهانی مردان بیش از سه گل به ثمر رساند، ارنست ویلیموفسکی از لهستان بود. او مقابل برزیل در 1938
سیکیو و توهم فوتبال تهاجمی
کارلوس کیروش در دو مقطع سرمربی تیم ملی ایران بود. در دومین مقطع ریسک بزرگی کرد و بجای سرمربیای روی نیمکت نشست که شاید رختکن رو به همراه خودش نداشت، اما تیم رو با اقتدار به جام جهانی رسونده بود. نهایتا تیم ملی با سه نمایش نه چندان دلچسب با یک برد و دو باخت، که یکیشون باخت شش بر دو برابر انگلیس بود جام جهانی قطر رو با سه امتیاز ترک کرد. حتما و حتما که مسئولیت اصلی نتایج ضعیف تیم متوجه کادر فنیه، اما سوالی که پیش میاد اینه که از تیم ملی و بازیکنانش برابر انگلیس چه توقعی داشتیم؟ چندصد سال دیگه و چقدر تکنولوژی نیاز هست که بهمون ثابت بشه توهمی به اسم فوتبال تهاجمی هرجا و با هر تیمی شدنی نیست؟ به عملکرد کیروش در تیم ملی نقدهای زیادی وارده، اما آیا یادمون هست با همین رویکرد دفاعی برابر آرژانتین و پرتغال و اسپانیا چه کردیم؟ حالا بازی غنا برابر انگلیس دستاویزی شده تا تیغ از نیام بکشن و ذهنیت و تاکتیک تیمهای کیروش رو زیر سوال ببرند و با یادآوری نتیجه شش بر دو فریاد فوتبال زیبا سر بدن! لابد اگر اساتید در دوران هلنیو هررا زیست میکردند، سرمربی اینتر و بارسلونا باید به
مهندس برد برزیل چه کسی بود؟
در بازی برزیل که همه از وینیسیوس و نیمار گفتند بازیکن دیگری بود که برد تیمش را مهندسی میکرد. گیمارش در این بازی 2 پاس گل بود و یک موقعیت گل خوب هم ساخت که از دست رفت. برونو گیمارش در شش بازی از ۱۱ بازی اخیر خود برای برزیل در تمام رقابتها، در گلزنی نقش داشته است. او همچنین بازیکنی است که از سال ۲۰۲۲ بیشترین پاس گل را برای برزیل داده است: ۱۱ پاس گل. برونو دومین بازیکنی است که پس از کاکا در سال ۲۰۱۰ مقابل ساحل عاج، بیش از یک پاس گل در یک بازی جام جهانی داده است. گیمارش در این بازی ۱۰ بازپسگیری توپ داشت که بیشتر از هر بازیکن برزیل بود و هم در زمین خودی و هم زمین حریف با بازپسگیریهای ارزشمند ستاره آنجلوتی در میانه میدان بود.
خوش به حال مراکش؛ رهبر ارکستر اینجاست
بازیکنی که گفته میشد شاید به دلیل مسائل اخلاقی و پروندهای که برای او دردسر ساز شده از جامجهانی اخراج شود به ستاره تیمش تبدیل شد. مراکش با درخشش اشرف حکیمی روز خوبی را مقابل هائیتی پشت سر گذاشت. یک گل و یک پاس گل ویترین کار حکیمی بود و او در جریان بازی موتور محرک مراکشیها بود. حکیمی ۲۲ موقعیت گل برای تیمش ایجاد کرده که از این لحاظ بهترین بازیکن تاریخ مراکش است. او به عنوان یک مدافع کناری اولین گل خود را بعد از سیزده بازی در جامجهانی زد. ۹ سانتر و ۵ شوت هم بهترین عملکرد فردی او در تیم بود.
چهرهای که ندیدهاید، دمبله خودخواه
در بازی فرانسه مقابل عراق امباپه و اولیسه آنقدر خوب کار کردند و توجهات را جلب کردند که فرصت نشد که رسانهها چندان به ستاره سوم زمین بپردازند. کمتر کسی متوجه شد که در میان درخشش اعجوبههای آبیپوش بالاخره اولین گل خود در جام جهانی را بزند و او عثمان دمبله بود. او پیش از این در ۲۰ بازی در جامجهانی گل نزده بود. البته شاید او این آمار را نه به دلیل ضعف فنی که به دلیل ازخودگذشتگی بیش از حد ثبت کرده باشد، مهاجمی که آنقدر که باید خودخواه نیست. او در نهایت اما در دقیقه ۶۰ بازی بعد از یک پاس گل به امباپه و ۲ پاس کلیدی تصمیم گرفت خودخواه باشد و از این دقیقه تعداد شوتهایش را شروع کرد و بعد از ۴ شوت، در دقیقه ۶۶ به گل رسید. ۱۳ پاس گل در جام جهانی، ۷ پاس گل در مسابقات قهرمانی اروپا نشان میدهد که بازیکن فوقالعادهای است. چهار پاس گل از پنج پاس گل عثمان دمبله، برای کیلیان امباپه بوده است. دمبله هم بالاخره نامش را در میان گلزنان جام جهانی ثبت کرد تا نامش را از رکورد منفی تنها مهاجم اروپایی بدون گل در جامجهانی پاک کند.