چرا لاروخا؟
از اول تورنمنت همه شانس تیمهای دیگه علیالخصوص فرانسه رو برای قهرمانی بیشتر میدونستند. حتی انگلیس، حتی آرژانتین. اما اونا مثل همیشه کار خودشون رو کردند و در بزنگاهی که برابر تیمهای بزرگ قرار گرفتند، کاری کردند که حریف فرصت نفس کشیدن نداشت. در مورد اسپانیا حرف میزنیم. اسپانیایی که حالا در کنار اروگوئه و فرانسه، دو جام قهرمانی جهان توی ویترینش داره. کنار اروگوئه ای که سالهاست در حسرت قهرمانی میسوزه و فرانسهای که خیال میکرد به ستاره سوم روی پیراهنش نزدیک و نزدیکتر میشه، ولی... اسپانیاییها ۲۰۱۰ و ۲۰۲۶ قهرمان شدن، اما هیچ اثر دیگهای ازشون بین سه تیم برتر جامهای جهانی دیده نمیشه و این خودش بیانگر کار بزرگیه که این تیم تو قرن جدید انجام داده. همه چیز از بارسلونای گورآردیولا شروع شد و طرز فکر و نگرشش منجر به ساخت فوتبالی شد که پس از دوران تیکیتاکا به این پختگی رسیده که فرانسه و آرژانتین رو در خودش میبلعه. آرژانتینی که به یک سوم خودی خلاصه شد و فرانسه ای که فرصت نفس کشیدن هم نداشت. لیست رکوردداران فوتبال اسپانیا پر از اسامی جدید و کسانی هست که به خوبی به یادشون میاریم: راموس ،داوید ویا، رودری و ... باید پذیرفت که اونا حالا پادشاه
رکوردی که 68 ساله شد؛ امباپه باز هم فونتین نشد
از جامجهانی ۲۰۲۶ صحبت میکنیم اما میخواهیم از اسطورهای از جام ۱۹۵۸ بگوییم. ژوست فونتین؛ بازیکن فرانسوی که حتی در این دوره هم با این همه مهاجم تراز اول و گل و رکورد، کسی نتوانست به تعداد گلهای زده او در یک جام نزدیک شود. او که به عنوان مهاجم ذخیره با تیم ملی فرانسه به تورنمنت رفت و کسی انتظارش را نداشت که به تیم اصلی وارد شود، در نهایت با مجموع ۱۳ گل رکوردی کسب کرد که هیچکسی قادر به فرا رفتن از آن نشد. بلیارد، مهاجم فرانسه مصدوم شد و فونتین برای بازی افتتاحیه مقابل پاراگوئه انتخاب شد. این بازیکن مجبور شد یک جفت کفش قرض بگیرد، زیرا کفش خودش مناسب نبود. در پایان جام اما کفش طلا را بالای سر برد و تا جام ۲۰۲۲ و قبل از آقای گلی امباپه، تنها فرانسوی بود که این عنوان را به دست آورد. آقای گل این جام باز هم فرانسوی و باز هم امباپه بود؛ اما زدن ۱۳ گل؟ نه، هنوز کسی نتوانسته آن را تکرار کند.
جام 2026؛ گل پارتی!
فوتبال بازی میکنیم برای گل زدن. فوتبال میبینیم برای گل دیدن؛ پس گل همه چیز است و جام جهانی ۲۰۲۶ با هر مشکل و کمبودی، گل زیاد داشت. بخشی از این افزایش گل با توجه به اضافه شدن ۴۰ بازی کاملا طبیعی است اما گلهای زده شده در آمریکا بیش از این حرفهاست. در مجموع ۱۰۴ بازی، ۳۰۸ گل به ثمر رسید که ۱۳۶ گل بیشتر از هر جام جهانی دیگری است. میانگین ۲.۹۶ گل در هر بازی، بیشتر از هر تورنمنت دیگری از سال ۱۹۷۰ (با میانگین ۲.۹۷ گل) محسوب میشود. پس جامی که گذشت تا دلتان بخواهد گل داشت و چه لذتی از این بالاتر. از اختلاف کیفیت بالای تیمها در بعضی از بازیها و مشکلات دفاعی و سایر موارد که بگذریم باید بگوییم شوتهای بازیکنان از نظر کیفیت تمامکنندگی، بهترین عملکرد را در میان تمام ادوار داشته است. ۲۹۴ گل از مجموع ۲۷۱٫۳ xG به ثمر رسید. آماری که با اختلاف زیاد، بهترین عملکرد در تاریخ جامهای جهانی محسوب میشود. در واقع، این تنها دورهای است که در آن تعداد گل از امید گل بیشتر بوده است.
اسپانیا، قهرمان بیرحم
انتظار از فینال جامجهانی این است که 2 تیم که اتفاقا رتبه اول ودوم فیفا را هم در اختیار دارند در یک بازی پایاپای و میلیمتری به قهرمانی برسند. این انتظار از آرژانتین و اسپانیا کاملا بیهوده بود. تیم اسکالونی تا دقیقه ۲۶ وقت اضافه حتی یک شوت هم نزد. تا آن زمان، اسپانیا ۲۰ شوت زده بود، ۱۲ شوت در چارچوب زده بود و هر لحظه به قهرمانی جام جهانی نزدیکتر میشد.اسپانیا در یک سوم پایانی زمین ۲۳۵ پاس کامل داد. تیم اسکالونی تنها ۴۷ پاس ارسال کرد. این به اسپانیا ۸۳.۳٪ شانس برد در زمین را داد که نشان میدهد آنها چقدر بر منطقه تسلط داشتند. اسپانیا در این دیدار ۲۰ شوت به سمت دروازه داشت در حالی که آمار آرژانتین تنها ۲ شوت بود. این اختلاف ۱۸ تایی، دومین اختلاف بزرگ در تعداد شوتها در تاریخ فینالهای جام جهانی محسوب میشود. سال ۱۹۹۰ آلمان غربی ۲۳ شوت زد و تیم مقابل فقط یک شوت ثبت کرد. نام تیم مقابل هم آرژانتین بود! اسپانیا در یک بازی یکطرفه و با اقتدار قهرمان شد.
خداحافظ آمریکا!
جام جهانی بالاخره تموم شد. فوتبالی که دوستش داشتیم به دست جانی و دونالد بومیسازی شد. هایدریشن بریکهای رو اعصاب، اجراهای تو مخ قبل و بعد بازیها. دخالتهای بیجا تو قضاوتها که اوجش کارت قرمز بالوگان بود. و درنهایت اجرای ۳۰ دقیقهای بین دو نیمه که بعد از یک ربع ساعت برای بیننده فقط یادآور میم پابلو اسکوبار تو سریال نارکو بود! این وسط بعد از انتخاب نشدن فغانی، بیژن مرتضوی بین نوازندگان bts چند تا پارو زد که خدای نکرده ما از فینال بی بهره نباشیم. هر چه بود تموم شد، در کنار قشنگیهایی مثل گل شومورودوف، دعای بازیکنای آلمان و کوراسائو، بازی جذاب انگلیس فرانسه و خیلی چیزهای دیگه تاریخ از این جام احتمالا با نام سیرک امریکایی یاد خواهند کرد که قبل فینالش مایکل و بروس بافر فریاد بزنند : لتس گت ردی تو راااااااامبل!!! جام جهانی تموم شد و ما به فوتبال برمیگردیم. فوتبالی که دوستش داریم و قرار نیست هر کسی هر جا تونست به سلیقه خودش دستی به سر و صورتش بکشه. خداحافظ امریکا! به قول خودتون تنکس فور ناتین…
ستاره اسپانیا در آمریکا، با تشکر از گواردیولا!
گواردیولا دو سال پیش یکی از ستارههای جام جهانی ۲۰۲۶ را پیشبینی کرده بود؛ رودری! بازیکنی که در آن زمان به دلیل مصدومیت پارگی رباط صلیبی دور از میادین بود، اما بعد از بازگشت، سرمربی منچسترسیتی وعده درخشش او در آمریکا را داد. گواردیولا به خبرنگاران گفته بود: «به رودری گفتم که مصدومیت او و بازگشتش به میادین مشکلی نیست که در چند ماه حل بشود و این طور نیست که بگوید برمیگردم و همان رودری سابق میشوم. نه؛ رودریِ واقعی را در جام جهانی ۲۰۲۶ با پیراهن اسپانیا خواهیم دید و او از فصل بعد در بهترین فرم خود خواهد بود.» او در تاریخ ۲ نوامبر سال گذشته مقابل بورنموث در دقیقه ۸۹ به عنوان بازیکن تعویضی وارد زمین شد، اما پس از آن در ۱۲ بازی بعدی سیتی در تمامی رقابتها به میدان نرفت و گواردیولا گفت میخواهد از او مراقبت کند. سرمربی سیتی به وعدهاش عمل کرد و بازیکنی را به اسپانیا تحویل داد که در صورت قهرمانی کاندیدای کسب عنوان توپ طلاست.
رمز درخشش مسی در نیمه دوم چیست؟
پس از صعود آرژانتین به فینال جام جهانی با پیروزی برابر انگلیس، باز هم یک سوال همیشگی مطرح شد؛ چرا هر چه به پایان بازی نزدیک میشویم، مسی غیر قابل مهارتر میشود؟ راز این اتفاق را شاید بتوان در تغییر مکان این مهاجم دانست. او خطرناکترین بازیکن جهان در منطقه مرکزی پشت محوطه جریمه است؛ این اما همه داستان مسی نیست. وقتی که در نیمه اول او در این منطقه کنترل میشود و نمیتواند به توپ برسد، به تدریج به کنارهها میرود. این شاید تصمیم اسکالونی باشد، اما هوش و توانایی بدنی مسی هم در آن نقش مهمی دارد. در سه بازی اخیر، مسی ۸۸ بار در نیمه اول و ۲۰۰ بار پس از نیمه اول (شامل ۳۰ دقیقه وقت اضافه مقابل سوئیس) صاحب توپ شده است. این آمار معادل ۵۹ بار لمس توپ در نیمه اول و ۱۰۹ بار لمس توپ پس از نیمه اول بوده است. نقشه مناطق لمس توپ او در سه حضور اخیرش در جام جهانی که لمسهای نیمه اول را با لمسهای پس از نیمه اول مقایسه میکند، نشاندهنده ترجیح او برای فاصله گرفتن از مرکز زمین است. این اتفاق بهویژه زمانی که حریفان با دفاع فشرده بازی میکنند و فضای بیشتری را در کنارههای
آخرین ماموریت آرژانتین: جادوی اسپانیا را باطل کن
اسپانیا پیش از این توانایی خود را در مهار مهاجمان تراز اول جهان به اثبات رسانده است.شاگردان دلافوئنته در آخرین گام باید یک بار دیگر این توانایی خود را به رخ کشیده و بهترین خط حمله جام را هم از کار بیندازند. کاری که مقابل فرانسه به خوبی انجام دادند. در مرحله نیمهنهایی آنها، خط حمله فرانسه را که از بازیکنانی همچون امباپه، دمبله و اولیسه بهره میبرد، به امید گل ۰.۳۱ محدود کردند. آماری که پایینترین میزان XG ثبت شده در تاریخ جامجهانی از سال ۱۹۹۴ در مرحله نیمهنهایی است. اونای سیمون و همتیمیهایش با جلوگیری از گلزنی فرانسه، ششمین کلینشیت خود را در جام جهانی ۲۰۲۶ به ثبت رساندند. اسپانیا به نخستین تیمی تبدیل شد که در یک دوره از این مسابقات، شش بار دروازه خود را بسته نگه داشته است. شکستن سد دفاعی اسپانیا قطعاً نیازمند نوعی جادوست و باید دید که آرژانتین این جادو را دارد یا نه.
شانسیترین گلهای فینال
گلهای شانسی هم در فینال میتواند شیرین باشد. گلهایی که زننده آن شانسی برای ورود آن به دروازه قائل نباشد اما به یکباره فریاد شادی هواداران او را غافلگیر کند. پایینترین XG برای یک گل در فینال جام جهانی از سال ۱۹۶۶ تاکنون کدام گل بوده است؟ این رکورد بهطور مشترک در اختیار شوت پای چپ و از راه دور گرسون برای برزیل در برابر ایتالیا در فینال تاریخی سال ۱۹۷۰ و گل کیلیان امباپه از فاصلهای حتی بیشتر در برابر کرواسی در سال ۲۰۱۸ است. برای هر دوی این گلها، مقدار xG تنها ۰٫۰۳ ثبت شده است. یعنی براساس شانس این توپها تقریبا نزدیک به صفر درصد احتمال گلشدن داشتند اما دروازه حریفان را باز کردند. رکورددار بیشترین XG هم مسی است. در بازی آرژانتین و فرانسه پس از آنکه هوگو لوریس شوت لائوتارو مارتینز را ناقص دفع کرد، مسی توپ سرگردان را به درون دروازه فرستاد و آرژانتین را ۳ بر ۲ پیش انداخت. شاخص xG برای آن ضربه با پای راست، رقم قابلتوجه ۰٫۸۶ بود.
فینالهای پراسترس، امید گل بالاتر، گل کمتر
حتی برای بهترین بازیکنان دنیا نیز بازی در فینال جام جهانی دلهرهآور است. مسابقات فینال معمولاً حتی در بهترین شرایط هم بازیهایی بسیار فشرده و نفسگیر هستند. هر دو تیم چنان هراسی از باخت دارند که به ندرت میتوان تیمی یا بازیکنی را دید که با آرامش و اعتمادبهنفس کامل بازی کند. اگر بخواهیم بخشی از این دلهره و اضطراب را در قالب آمار بیان کنیم شاید XG انتخاب خوبی باشد. در ۱۵ فینال اخیر جام جهانی، مجموع xG تمام شوتهایی که به سمت دروازهها زده شده برابر با ۵۷.۶ بوده و از این میزان امید گل، در نهایت ۴۸ گل به ثمر رسیده است. یعنی بازیکنان فینال تقریبا نزدیک به ۱۰ گل کمتر از حد انتظار زدهاند. این در حالی است که این اختلاف در بقیه بازیهای جام به مراتب کمتر است و استرس و فشار بازی فینال این اختلاف ۱۰ گله را رقم زده است.
جی.او.اِی.تی
دنیا به کامش بود. همه دنیا، جز یه قسمتش: زادگاهش& کشورش. میگفتند بزرگ شده کاتالونیاست. اونجارو کشور خودش میدونه. تو تیم ملی مگه چیکار کرده؟ هیچ وقت رهبر نبوده، لیدر نبوده، قهرمان نبوده.... سال ۲۰۰۷ فینال کوپا رو باخت. سال ۲۰۱۴ هر چه کرد نشد و فینال جام جهانی رو باخت. فینال کوپای بعدی رو هم باخت و موقتا خداحافظی کرد. فشار خردکننده بود. آخر دنیا نبود ولی لئو، با کلکسیون قهرمانیهای رنگارنگش در سطح باشگاهی، اگر قهرمان جهان نمیشد، هیچ وقت به دیگو نمیرسید. اما همه چیز از کوپاآمریکای ۲۰۲۱ شروع شد. بعدش فینالیسیما، بعدش جام جهانی ۲۰۲۲... قصه تازه شروع شده بود. قهرمانی کوپای ۲۰۲۴ و حالا فینال جام جهانی ۲۰۲۶. فینالی که با قهرمانی فقط میتونه شک و گمانِ بهترین تاریخ بودن رو برای همیشه از بین ببره. فوتبالیستی که تا قبل از فینال، موثرترین بازیکن جام، آقای گل جام و مدعی بردن جایزه بهترین بازیکن جام در ۳۹ سالگیه. چهار سال پیش فوتبال بدهیشو با لیونل مسی تسویه کرد. اما اون بیخیالبشو نبود. حالا آرژانتینیها یه قدم با یه تاریخسازی مجدد فاصله دارن. قدمی که اندازه یه بازیه و هم تیمیهای لئو برای قهرمانی مجدد بهترین بازیکن تاریخ حاضرند جونشو بدن.
ترسو همیشه بازنده ست تامی!
تو شرایطی که به نظر میرسید انگلیس بلیت فینال رو برای خودش رزرو کرده و چیزی نزدیک به سی دقیقه تا رسیدن بهش فاصله داره، توخل با تعویضهای تدافعی تیمش رو عقب کشید و به بدترین شکل ممکن تنبیه شد. توخل کاری کرد که چند سال قبلتر هم با بایرن برابر رئال کرده بود و به همین شکل هم بازی رو واگذار کرده بود. سوال اینجاست که انگلستان با کنار رفتن ساوتگیت و استخدام توخل به بخش یا کلیتی از اهدافش رسید؟ من فکر میکنم نه! نیمهنهایی جام جهانی جایی بود که انگلستان با ساوتگیت بهش رسیده بود. اما تو بزنگاه برخورد با تیم بزرگ یا کلاف گره خورده بازی وا میداد و تمام دستاوردش با تیم ملی چهارمی ۲۰۱۸ بود. افتخاری که اگر بشه اسمش رو افتخار گذاشت، همین حالا هم توخل تکرارش کرده و شانس سوم شدن جلوی فرانسه رو هم داره. ایده این بود که انگلیس تیم منسجمتری نسبت به تیم ساوتگیت داشته باشه، که به نظر داشت. اگر بازی گره خورد بتونه تیم رو نجات بده، که به نظر (مثلا جلوی مکزیک) داد. اگر به تیم بزرگ برخورد کردند ساده بازی رو برگزار نکنند، که شاید اینجا هم جلوی آرژانتین برای دقایق زیادی موفق بودند. اما
توخل، دو سال بعد!
در طول مسابقات یورو ۲۰۲۴، بازیهای خستهکننده انگلیس گرت ساوتگیت، انتقادات بسیاری را به دنبال داشت. یکی از منتقدان، توماس توخل بود. توخل معتقد بود انگلیسیها با ترس از حذف بازی میکنند، نه شوق و هیجان پیروزی! یک سال بعد، توخل با هدف پایان دادن به انتظار ۶۰ ساله، جانشین ساوتگیت شد؛ اما دیشب و پس از ناکامی دوباره انگلیسیها، این بار انتقادات متوجه توخل بود. تعویضهای تدافعی، عدم استفاده از وینگرهای سرعتی و ضد حملات و البته مالکیت توپ تنها ۱۲ درصدی در حد واصل گل سهشیرها تا گل دوم آرژانتین، کلید واژه «ترس» را در اطراف نام توخل پررنگ کرد. توخل پس از بازی، به دفاع از خود پرداخت و معتقد بود وقتی نتیجه مناسب نبوده، انتقاد از او آسانترین کار است و با طعنه گفت: «بعد از بازی میلیون ها مربی وجود داره که میدونن چی باید بهتر انجام بشه.» بله توماس، حق با توست، همانطور که دو سال پیش هم حق با تو بود!
کدام بازیکن انگلیس مقابل مسی بازی میکند؟
براساس بررسیهای اوپتا، سبک هجومی آرژانتین متمرکز بر مرکز زمین است. آنها در مقایسه با سایر تیمهای جام جهانی سهم بیشتری از لمس توپهای هجومی در جریان بازی (open-play) را در یکسوم میانی زمین (۳۴ درصد) به ثبت رساندهاند. مسی در موقعیتهای متمایل به راست بازی میکند و یکی از بهترین بازیکنان کل تورنمنت بوده است. مهمترین وظیفه توخل برای این بازی مهار مسی است و بزرگترین سوالی که باید به آن جواب بدهد این است که کدام بازیکن در جناح چپ تیمش بازی کند. استفاده از یک دفاع چپِ راستپا که در دفاعِ متمایل به مرکز (فضای داخلی زمین) راحتتر عمل میکند میتواند منطقی به نظر برسد. دکلان رایس یا اسپنس کدام یک در این پست به میدان خواهند رفت؟ اسپنس در بازی با نروژ نشان داد که توانایی بالایی برای حضور در ترکیب اصلی دارد. رایس یک گزینه اصلی است و در این میان نیمنگاهی هم میتوان به اریلی داشت.
به سبک صمد آقا؛ “علیرضا آرتیست میشود”
به استقبال تیم ملی رفتند. با سرود و گل و ساز و آواز. دستاورد؟ مگه مهمه؟! صحبتهای علیرضا بیرانوند در برنامه فوتبال برتر به شدت وایرال شده. جایی که از مردم داخل ایران، مهدی مهدویکیا و هر کسی دم دستش بود گله کرد. دروازبان ایران تو جام جهانی معتقد بود که چه فرقی میکنه ما چه عملکردی داشتیم؟ چرا از ما حمایت نشد؟ چرا مهدویکیا که توی استادیوم بود و با اینفانتینو عکس گرفت، سری به رختکن تیم ملی نزد؟ بعد از سه تساوی که یکیش برابر ضعیفترین تیم رقابتها رقم خورد، دروازبان تیم معتقده که باید تحت هر شرایطی از تیم ملی حمایت میکردید. جناب بیرانوند پا رو فراتر هم گذاشتند و معتقد بودند که ترکها و عربها و اساسا همه مردم جهان (جز ایران) عاشق تیم ملی ما شدند ولی مردم خودمون… دلایل خیلی از اتفاقات بالاتر رو خود علیرضا بهتر از هر کس دیگهای میدونه. نزدیک شدن به تیمی که اقبال عمومی مردم رو نداره پسند خیلیها نیست. خواه اون آدم اسطوره فوتبال کشور باشه، خواه مجری برنامه طنز. اما آقا علیرضا هیچوقت از خودش نپرسید که چی شد که مهدویکیا امروز اونجاست؟ چرا مهدویکیا اسطوره است و شما به قول شخص خودت که معتقدی بهترین نسل
جنگ آرژانتین و انگلیس با قضاوت آمریکاییها!
حساسیت بازی آرژانتین در برابر انگلیس، انتخاب داور این بازی را نیز تحت تاثیر قرار داده است. چه کسی این بازی سخت را قضاوت خواهد کرد؟ میزبان قرار است از امتیاز میزبانی استفاده کند و داوری از آمریکا را به میدان بفرستد. اسماعیل الفتح آمریکایی که حتی به عنوان نامزدی برای قضاوت فینال یکشنبه در نظر گرفته شده بود، قاضی میدان خواهد بود. او پیش از این در فینال جام جهانی ۲۰۲۲ قطر داور چهارم بود. الفتح چهارمین بازی خود در این جام جهانی را داوری خواهد کرد. او بازی اروگوئه و اسپانیا را سوت زد و تحت تاثیر بازی خشن اروگوئهایها، در نهایت کانوبیو را اخراج کرد. همچنین در مرحله گروهی هلند-ژاپن و در مرحله یکهشتم نهایی برزیل-نروژ را قضاوت کرد. حالا برای نخستین بار در تاریخ، دو داور از منطقه کونکاکاف بازیهای نیمهنهایی را قضاوت خواهند کرد.
هومن، دستاوردهایش و ما عوام بیسواد
از این استودیو به آن استودیو، افاضلی و بیرانوند وکیلمدافعان این روزهای امیرخان شدهاند. تکلیف بیرو سالهاست که روشن است؛ اما هومن، جایگزین الهویی شده که انگار ژنرال از دفاعیات او بعد از ناکامی جام ملتها چندان راضی نبود. افاضلی بهتر حرف میزند، شوخطبعی ناگواری در لحنش دارد، با غیر منطقی جلوه کردن مشکلی ندارد و طلبکار بودن را خوب بلد است. کارنامه هومن کولهباری از شکست است به همراه یک نقطه روشن؛ تمجید برانکو. تاییدیه پروفسور که باشد، یعنی هومن باهوش است، فوتبال را بلد است. برعکس ما عوام نادان، بیلداپ میشناسد، حتی شاید کانترپرس و هافاسپیس هم از بر باشد و فرق هایبلاک و هایپرس را هم حفظ کرده باشد؛ حتی اگر در عمل چندان به کارش نیامده باشد. هومن تاریخ فوتبال را هم بلد است، جام جهانی ۲۰۱۸ و ۴ امتیاز از گروه اسپانیا، پرتغال و مراکش را به یاد دارد. هومن میداند ۳ تساوی دستاورد نیست، میداند گل آفساید شمرده نمیشود، میداند به کسب پنالتی امتیاز نمیدهند، میداند ۴ سال فرصت از دست رفته بازی دادن به جوانان جز محافظهکاری و جام جهانیدوستی آقای سرمربی به هیچ چیز برنمیگردد و بهتر از همه میداند اگر دنیا برنگردد، بدون نیاز به دستاوردسازی چند ماه دیگر باز هم
نقاط ضعف و قوت فرانسه: جنگجو باش
فرانسه با ترکیبی از ستارگان تراز اول و هدایت دیدیه دشان، قدرتمندترین تیم جام جهانی ۲۰۲۶ است. آنها هم در فاز هجومی و هم در فاز دفاعی همزمان توانستهاند در میان بهترینها باشند. تواناییهای فردی و هنر تیمی و تجربه را هم همزمان در اختیار دارند. همه فاکتورهایی که از آنها یک تیم کامل ساخته و به همین دلیل در پیشبینی اکثر فوتبالیها شانس اول قهرمانی هستند. فرانسه کمتر از سه تیم دیگر به بازی فیزیکی علاقه دارد. آنها هم کمتر خطا کردهاند و هم کمتر مورد خطا قرار گرفتند. البته امباپه بعد از بازی با پاراگوئه گفت اگر لازم باشد بازی فیزیکی را هم خیلی خوب بلد هستند! تنها نقطه ضعفی که میتوان در تیم دشان پیدا کرد در مورد همین فیزیک و بازی فیزیکی است که فرانسویها در آمار سرعت و قدرت بدنی پایینتر از ۳ تیم دیگر قرار گرفتهاند.
احساسات انگلیس به منطق توخل نیاز داشت
بحث لفظی بلینگام و توخل که در واکنش به انتقاد سرمربی آلمانی از نحوه بازی انگلیس مطرح شد بزرگترین نگرانی هواداران از شرایط تیمشان در آستانه حساسترین و حیثیتیترین بازیشان درآمریکاست. صحبت منطقی توخل آلمانی خیلی به مذاق احساسات انگلیسی بلینگام خوش نیامد و این تفاوت فرهنگی در بدترین زمان و مکان ممکن حاشیهای هر چند کوچک را به تیم تحمیل کرد. با این حال انگلیسیها باید یک چیزی را بدانند. شاید این که در همه این سالها در یک قدمی رسیدن به جام، دست خالی به خانه بازگشتهاند به دلیل جای خالی همین منطق تلخ و کوبنده بوده است. به قول تونی کروس شاید بعد از ۱۲۰ دقیقه بازی یک تیم در هوای گرم و شرجی جای مطرح کردن این صحبت منطقی نباشد اما انگلیس برای ماندن در جام نیاز به این شوک داشت. برد با کمترین اختلاف آن هم در وقتهای اضافه، کمتر شدن مالکیت انگلیس با گذشت زمان و رسیدن به حداقل در ۱۵ دقیقه پایانی و این که گل بلینگام در ۹۰ دقیقه یکی از دو شوت تیم در چارچوب بود همه باعث آن برخورد چکشی توخل شد. انگلیس باید به خود بیاید قبل از این که باز هم بدون جام به خانه بازگردند.
نقاط ضعف و قوت انگلیس، کلاسیکهای متوسط
آنها در اکثر آمار نه عملکردی خیلی ضعیف داشتند و نه خیلی قوی. همان مسالهای که هواداران را نگران کرده که باز هم دست آنها را از جام دور نگه دارد. تنها آماری که سهشیرها در آن توانستند صدرنشین باشند و همین مساله تاکتیک تیمی آنها را مشخص میکند تعداد سانترهای از کنار است. تیم توخل با تکیه بر ساختار قدرتمند تیمی و ارسالهای کلاسیک توانسته تا اینجا صعود کند. آنها با استفاده از هافبکهای کناری مانند گوردون و وینگرهایی مثل ساکا، ارسالهای دقیقی روی دروازه میفرستند که منجر به زدن گل توسط مهاجمان قدبلندی نظیر هری کین و بلینگام میشود. ارسال پاسهای خطشکن را هم باید به تواناییهای تیم توخل اضافه کرد. انگلیسیها با ارسال ۱۶۲ پاس خطشکن با اختلاف نسبت به اسپانیا برترین تیم جام هستند. اکثر تیمها برای متوقف کردن انگلیس مجبور به خطا روی بازیکنان آنها شدهاند و به همین دلیل انگلیس بیش از ۳ تیم دیگر توانایی خطا گرفتن از حریف را دارد.
نقاط ضعف و قوت اسپانیا: دفاع میکنم پس هستم
۱۱ گل زده، اسپانیا را به ضعیفترین خط حمله نیمهنهایی تبدیل کرده است. آماری که بیش از سبک بازی این تیم باید آن را به بیدقتی مهاجمانش نسبت داد. اسپانیا بیشتر از انگلیس، شوت و شوت در چارچوب داشته اما کین و بلینگهامی نداشته تا از آنها گل بسازد. لاروخا با ۴۷ شوت خارج از چارچوب، بیش از هر تیمی فرصتسوزی کرده است. البته از آن سو، بهترین خط دفاعی جام به همراه کلمبیا در دست اسپانیاییهاست. شاگردان دلافوئنته بیش از هر تیم دیگری حریف را مجبور به از دست دادن مالکیت توپ کردهاند و زمان بازپسگیری توپ توسط آنها، کوتاهتر از هر ۳ تیم دیگر است. اویارزابال با ۴ گل بهترین گلزن ماتادورهاست و کوکوریا تنها اسپانیایی است که ۲ پاس گل ارسال کرده است. اسپانیاییها با متوسط ۶۶ درصد بیشترین میزان مالکیت توپ در تمام تیمهای تورنمنت را دارند و رودری، کوبارسی و لاپورته به عنوان سه پاسور برتر جام نقش مهمی در این زمینه داشتهاند.
نقاط ضعف و قوت آرژانتین، مسی و دیگر هیچ
آرژانتین بهترین خط حمله را در میان ۴ تیم حاضر در مرحله نیمهنهایی دارد. آنها با امید گل تقریبا ۱۴ توانستند ۱۷ گل بزنند. اما از سوی دیگر، آلبیسلسته با ۶ گل خورده به همراه انگلیس بدترین خط دفاعی را در میان تیمهای حاضر در این مرحله دارد. آرژانتینیها همچنین ۴۱۶۲ پاس در این تورنمنت دادهاند؛ بیشتر از هر تیم دیگری، حتی اسپانیا! در پرس هم وضعیت به همین شکل است و بازیکنان آرژانتین بیش از هر ۳ تیم دیگر برای بازپسگیری توپ فشار آوردهاند. در میان بازیکنان این تیم مسی بیشترین شوت به سمت دروازه، بیشترین شوت در چارچوب و بیشترین گل را دارد. اما به همین جا ختم نمیشود؛ مسی بیشترین پاس گل و بیشترین پاس خطشکن را هم در تیمش ثبت کرده است.
پاویا، پاریس، هیوستون؛ یک رقابت، پنج قرن تاریخ
شاید با دیدن این تیتر، اولین سؤال این باشه که پاویا چه ربطی به فرانسه و اسپانیا داره؟ ماجرا برمیگرده به سال ۱۵۲۵؛ نبرد معروف «پاویا» در ایتالیا. جایی که فرانسه و امپراتوری هابسبورگ، با پادشاهی شارل پنجم اسپانیا، یکی از بزرگترین جنگهای تاریخ اروپا رو رقم زدن. اون نبرد فقط یه جنگ نبود؛ شروع یکی از طولانیترین رقابتهای سیاسی و نظامی اروپا بود، رقابتی که سالها بین فرانسه و اسپانیا ادامه پیدا کرد. چند قرن گذشته، دیگه خبری از شمشیر، توپ جنگی و ارتشهای چند هزار نفره نیست. حالا میدان نبرد عوض شده؛ به جای دشتهای پاویا، این بار چمن سبز ورزشگاه و به جای پادشاهها، ستارههای فوتبال روبهروی هم قرار میگیرن. شاید این بار فقط یه مسابقه فوتبال در پیش باشه، اما وقتی پای فرانسه و اسپانیا وسط باشه، تاریخ هم انگار دوباره ورق میخوره؛ فقط این بار نه با صدای شمشیرها، بلکه با سوت داور و غرش سکوها. بعضی رقابتها هیچوقت تموم نمیشن. فقط هر چند سال یکبار، روی بزرگترین صحنه فوتبال دنیا دوباره زنده میشن. فرانسه و اسپانیا دقیقاً از همین جنس رقابتها هستن؛ دو تیمی که هر بار روبهروی هم قرار میگیرن، انگار فقط برای بردن یه بازی به زمین نمیرن، بلکه قراره یه فصل
انتقام جزایر فالکلند، لگد بی موقع بکس و نیمهنهایی جام ۲۶
بازی آرژانتین و انگلیس توی یکچهارم نهایی جام جهانی ۱۹۸۶ فقط یه مسابقه فوتبال نبود؛ انگار ادامه جنگی بود که چهار سال قبل بین دو کشور سر جزایر مالویناس (فالکلند) اتفاق افتاده بود. سال ۱۹۸۲ آرژانتین برای پس گرفتن این جزایر با بریتانیا وارد جنگ شد، اما شکست خورد. صدها نفر کشته شدند و اون شکست، یه زخم عمیق برای مردم آرژانتین شد. برای همین وقتی قرعه دوباره این دو تیم رو روبهروی هم قرار داد، خیلیها توی آرژانتین این بازی رو یه فرصت برای «انتقام فوتبالی» میدیدن. وسط این فضای سنگین، دیهگو مارادونا نمایشی اجرا کرد که تاریخ فوتبال رو عوض کرد. اولین گلش همون گلی بود که با دست زد؛ داور ندید و گل قبول شد. بعداً خودش گفت: «یه کم با سر مارادونا بود، یه کم هم با دست خدا.» برای انگلیسیها اون گل هنوز نماد تقلبه، اما برای خیلی از آرژانتینیها نشونه زرنگی و غلبه بر حریفی بود که چهار سال قبل توی جنگ شکستشون داده بود. اما فقط چهار دقیقه بعد، مارادونا کاری کرد که حتی انگلیسیها هم نتونستن چیزی جز تحسین بگن. توپ رو از وسط زمین برداشت، پنج بازیکن انگلیس و دروازهبان رو یکییکی جا گذاشت و گلی زد که بعدها به اسم
تقلید بلینگهام از مارادونا، قهرمان میشود؟
شکستن رکوردها شیرین است و اگر این رکورد به نام مارادونا باشد، شیرینی آن چندین برابر است. کدام بازیکن است که شانس این را دارد که بتواند رکورد مارادونای کبیر را بشکند؟ جودی بلینگهام در یورو بعد از این که تیمش را از ناکامی نجات داد فریاد زد: «جز من چه کسی؟» و حالا او بعد از رسیدن به رکورد مارادونا هم میتواند این فریاد را تکرار کند. بلینگهام که دو گل مقابل مکزیک نیز به ثمر رسانده بود، به اولین بازیکنی تبدیل شد که از زمان دیهگو مارادونا در سال ۱۹۸۶، در بازیهای حذفی جام جهانی در دو بازی پیاپی بریس کرده است. دیهگو آرژانتین را به قهرمانی رساند؛ بلینگهام امیدوار است پایان داستان هم مشابه باشد.
بازی انگلیس – آرژانتین را این داور رقم زد؟!
نروژ و مصر؛ این ۲ تیم این روزها یک نقطه اشتراک بزرگ دارند و آن این است که هوادارانشان اعتقاد دارند که سر آنها را مقابل حریفان نام آشنایشان بریدهاند. البته این ۲ تیم یک نقطه اشتراک دیگر هم دارند. آن هم این چهره است: ژروم بریسار. زمانی که فیفا اعضای تیم داوری را که کلمن تورپین را از اتاق کمکداور ویدئویی همراهی میکنند اعلام کرد، نام ژروم بریسار باعث تعجب شد. او همان داوری است که در دیدار آرژانتین و مصر در همین نقش جنجالهای بزرگی رقم زد. با این که کولینا بعد از آن بازی اعلام کرد که تصمیمات داور برای قبول گل آرژانتین و مردود کردن گل مصر درست بوده، اما این تایید هواداران فوتبالی را قانع نکرد. در بازی انگلیس و نروژ هم جنجالهای دیگری رقم خورد و مهمترین آن باز هم مردود شدن یک گل، یعنی گل نروژ بود. عدهای اعتقاد دارند که بازی مرحله نیمهنهایی میان آرژانتین و انگلیس بیش از هر چیزی مرهون اشتباهات داوری است. اشتباهاتی که در هر دو، این چهره از اتاق وی ای آر داوران را همراهی کرده است.
این شما و این جود جدید
نمودار بازی هر بازیکنی در یک جایی، تیمی یا تورنمنتی به اوج خودش میرسد. به نظر میرسد که این نقطه اوج برای بلینگهام همینجاست، در آمریکا. این اوج نه به دلیل گلهای مهم و حساسی است که جود زده است بلکه به دلیل مدل بازیای است که احتمالا بعد از جامجهانی از او بازیکن متفاوتتری خواهد ساخت. بلینگهام را در طول این سالها در تیم ملی و رئال مادرید بیشتر به عنوان یک بازیساز خوب شناختیم، اما حالا یک جود متفاوت را به ما نمایش داده است. بازیکنی که در عمق خط دفاع حریف حتی از آن بازیکن بازیساز هم خطرناکتر است. او که در جام گذشته فقط یک گل از ۶ گل تیمش به ایران را زده بود، در این جام خودش به تنهایی ۶ گل به حریفان زده است. ۶ گل در ۶ بازی؛ بهترین عملکرد هجومی دوران فوتبالش! جام جهانی آمریکا یک بازیکن جدید به دنیای فوتبال معرفی کرد، این شما و این جود جدید.
وارث پیراهن شماره 10 و مسیری به طول بینهایت
این جام جهانی پایانی بر بهترینهای یک دوران خواهد بود. نزدیک به محاله که مسی، رونالدو و خیلی از پابهسنگذاشتهها رو تو جام جهانی بعدی ببینیم. داشتم به این فکر میکردم فوتبال فردای خداحافظیشون چه شکلی خواهد بود؟ زمانی که دیگه تو سطح اول و نه در عربستان و امریکا و هیچ جای دیگه خبری از این اسطورهها نباشه. حتما رقابت بین امباپه، هالند، یامال خواهد بود. همگی ستارههای درخشانی هستند. امباپه عملا مهارنشدنی به نظر میرسه. اما وقتی تیم کارش گره میخوره مثل خیلی از بازیهای مادرید، از اون هم کاری ساخته نیست. هالند ماشین گلزنی به دنیا اومده و به قول خودش نمیدونه چطور این توپها رو گل میکنه، ولی میکنه. یامال هم شاید نزدیکترین به مسی و تکنیکیترین این مثلث باشه و یه استعداد ناب. ولی فعلا فقط همین. تگ مسی بعدی چیزی جز نابودی برای پسربچه شیطون لاماسیا نخواهد داشت. بعد از مسی این عنوان به خیلیها اطلاق شد؛ آفلای، هلیلویچ، بویان، فاتی... که شاید مهمترینشون قبل از یامال، خود آنسو فاتی باشه که حالا دیگه قرارداد قرضیش از بارسا به موناکو دائمی شده. اما یامال حرفهایتر و سرپنجهتر به نظر میرسه و میشه امید داشت تو آینده کارهای بزرگتری بکنه. هر چند برعکس ابرستاره آرژانتینی
دلافوئنته: جام یامال تازه شروع شده!
لوئیس دلافوئنته در گفتوگو با گیوم بالاگه، از دو مهره مهم اسپانیا؛ لامین یامال و میکل اویارزابال، به شکلی ویژه تمجید کرد. سرمربی اسپانیا درباره یامال فاش کرد که تیم فنی از ابتدا انتظار نداشتند این وینگر جوان در شروع مسابقات در بهترین سطح خود باشد و هدف این بود که در مراحل حساس به اوج برسد. او با اشاره به آمادگی ذهنی یامال گفت: «الان زمانی است که میخواهیم او را ببینیم و خودش هم میخواهد خودش را نشان دهد.» دلافوئنته همچنین تأکید کرد که ستاره جوان لاروخا حالا آماده است تا این رقابتها را به «جام جهانی خودش» تبدیل کند. دلافوئنته سپس از اویارزابال صحبت کرد و با انتقاد از کسانی که سالها معتقد بودند اسپانیا مهاجم نوک ندارد، گفت مشکل از تعریف محدود آنها از این پست بوده است. او با رد برچسبهایی مانند «مهاجم کاذب» تأکید کرد که مهاجمان میتوانند به شکلهای مختلفی مؤثر باشند؛ از حرکت در فضاها گرفته تا بازی بین خطوط و ایجاد عمق. سرمربی اسپانیا در نهایت با تحسین از مهاجم رئال سوسیداد یاد کرد و گفت: «او یک مهاجم در سطح جهانی است.» و اویارزابال را «یکی از پنج مهاجم نوک برتر جهان» دانست؛ به عقیده دلافوئنته ظرفیتهای اویارزابال تازه از
معما برای توخل: مهار هالند
بازیکنی که با میانگین لمس توپ ۲۴.۸ در هر ۹۰ دقیقه سومین آمار پایین را در جامجهانی دارد. (در میان بازیکنانی که حداقل ۳۰۰ دقیقه بازی کردهاند). بازیکنی که حدود ۴۰درصد از بازی را راه میرود و احتمالا در این مورد هم در میان پایینترین دوندگی جام قرار دارد. کاری راحتتر از مهار این بازیکن برای یک تیم وجود دارد؟ شاید بگویید نه تا وقتی که متوجه بشوید نام این بازیکن هالند است!
مهمتر از هالند، رهبر ارکستر را بگیر
انگلیسیها از مصاحبههایشان مشخص است که برای مهار هالند خیلی امیدوار نیستند. احتمالا راهحل آنها این است که به جای مهار هالند که کمی بعید به نظر میرسد راه رسیدن او به توپ را ببندند. برای رسیدن به این هدف باید یکی از راههای اصلی تغذیه هالند بسته شود و او کسی نیست جز رهبر وایکینگها. در تیمی که فقط و فقط از بچه غول گفته میشود یک ستاره و رهبر و پاسور به نام مارتین اودگارد حضور دارد. بازیکن آرسنال که در سه بازی اول خود در جامجهانی ۳ پاس گل ثبت کرد و به رکورد میشاییل بالاکر در سال ۲۰۰۲ رسید. تنها براهیم دیاز، برونو گیمارش و مایکل اولیسه در این دوره از جام جهانی بیش از او پاس گل دادهاند. او همچنین نقشی کلیدی در انتقال توپ و عبور آن از خطوط دفاعی حریف ایفا میکند. پیش از آغاز مرحله یکچهارم نهایی او با ۷ پاس، به صورت مشترک در صدر فهرست بازیکنانی قرار داشت که در شرایط فشار شدید (حضور بازیکن حریف در شعاع ۲ متری) پاسهایی ارسال کردهاند که خط دفاعی حریف را شکسته است. پاسهایی که از ارزشمندترین پاسها برای یک تیم و بازیکن است. اودگارد همچنین بیش از هر بازیکن دیگر نروژی، پاسهایی
هافتایم شوئی درخور جام آمریکایی
لیست هنرمندان بین دو نیمه فینال بالاخره منتشر شد و درست مثل خود جام جهانی ۲۶ که گروگان کشور امریکا و دونالد ترامپ شده، تیمهای فینالیست به اجبار و با ایده استراحت سیدقیقهای به استقبال مینیکنسرت این آرتیستها خواهند رفت: جاستین بیبری که هایلایت سال گذشتش ترامای دوستی با پی دیدی ایه که الان توی زندانه، مدونای افسانهای که برای اجراهای این سالها سوژه رسانههاست، گروه تاریخ گذشته کرهای بیتیاس و شکیرایی که اگر فوتبال نبود، معلوم نبود کریر موسیقیش به کجا ختم میشد. اینها انتخابهای میزبانی ایه که خودش یکی از پیشگامان موسیقی دنیاست! اما خب باید همه چیزشون به همه چیزشون بیاد بالاخره. به تقلید از سوپربولی که خود بازیش برای هیچکس در جهان(شاید بجز خود امریکاییها) مهم نیست، اینجا هم قوانین بازی رو بهم خواهند زد تا با کنسرت ستارههای پلاسیده موسیقی فوتبال رو هم بومیسازی کرده باشند! این جام بازی قشنگ کم نداشته، اما چیزی که ازش به یادگار میمونه میزبانی ایه که هیچ ایدهای از فوتبال و میراثش نداشت. امریکا ممکنه بدترین میزبان تاریخ نباشه، اما قطعا جرزنترین و رو مُخترین میزبان دورانهاست.
همه جانشینان مسی برای ضربات پنالتی آرژانتین
موفقیت ضربات پنالتی در کنار توانایی فنی یک بازیکن، به تمرکز و البته شانس هم ارتباط دارد. اما زمانی که تعداد پنالتیهای از دست رفته بالاتر برود، تاثیر مستقیم شانس کمتر شده و توانایی پنالتی زدن اهمیت بیشتری پیدا میکند. آمار پنالتیهای از دست رفته مسی میگوید که بهتر است ( البته باید بگوییم در این سالها بهتر بود)حداقل برای بازیهای باقیمانده پنالتیزن دیگری انتخاب شود. نرخ موفقیت پنالتیهای مسی در بازیهای باشگاهی و ملی پایینتر از ۷۷ درصد بوده است. اسکالونی در ترکیب آرژانتین برای انتخاب پنالتیزن دستش کاملا باز است و میتواند بازیکنانی مانند لئاندرو پاردس (۹۲.۹٪)، الکسیس مکآلیستر و انزو فرناندز (هر دو ۹۱.۷٪) و خولیان آلوارز (۸۹.۵٪) را به عنوان پنالتیزنان آرژانتین انتخاب کند. مکآلیستر تنها بازیکن غیردروازهبانی است که در این جام جهانی دقایق بیشتری نسبت به مسی برای آرژانتین بازی کرده است و میتواند یکی از گزینههای اصلی باشد.
نبرد نابرابر در دقایق پایانی
وقتهای تلف شده جام جهانی ۲۰۲۶، شاهد گلهای دراماتیک زیادی بوده است. ۱۱.۴ درصد از کل گلهای این دوره از مسابقات در وقتهای تلفشده (چه در پایان ۹۰ دقیقه و چه در پایان ۱۲۰ دقیقه) زده شده که بالاترین میزان در تاریخ جام جهانی محسوب میشود. علاوه بر افزایش جنگندگی و تلاش تا آخرین ثانیه برای رسیدن به گل، نقش بازیکنان تعویضی بسیار پررنگ بوده است؛ ۱۷ گل از ۳۲ گل دقایق پایانی جام جهانی امسال توسط بازیکنان تعویضی به ثمر رسیده است که بیش از نیمی از آنها محسوب میشود. گویا قدمهای خسته مدافعان در برابر گامهای تازهنفس مهاجمان یارای مقاومت نداشتند و بازنده این جنگ نابرابر شدهاند؛ طوری که حتی هایدرشن برک هم مانع آن نشده است!
یک پنجم گلهای جام جهانی؛ سهم تعویضهای طلایی
وقتی یک بازیکن تعویضی گل میزند، همه برنده میشوند. آن بازیکن به عنوان قهرمان ستایش میشود و سرمربی، نابغه خوانده میشود. اگر جریان بازی طبق برنامه پیش نرود، سرمربی نگاهی به نیمکت میاندازد و گزینههای خود را میسنجد. به همین دلیل است که یک تیم برای قهرمانی علاوه بر داشتن یک تیم خوب داخل زمین، باید نیمکتی در حد و اندازه قهرمانی هم داشته باشد. در این دوره از مجموع ۲۵۰ گل به ثمر رسیده، ۵۲ گل یعنی ۱۸.۶ درصد آنها توسط بازیکنانی زده شده است که به عنوان یار تعویضی وارد زمین شدهاند. تا اینجای کار، آمار این دوره اندکی پایینتر از جام جهانی ۲۰۱۴ است که در آن ۱۸.۷ درصد از گلها توسط بازیکنان تعویضی زده شد که البته احتمالا تا پایان بازیها این رکورد شکسته خواهد شد. عوامل متعددی در افزایش تعداد گلزنان تعویضی تاثیر دارد. افزایش تعداد تعویض به عدد ۵ اولین دلیلی است که میتوان مطرح کرد. عامل دوم در خستگی و شرایط آبوهوایی آمریکاست. رطوبت هوا و ارتفاع بالای بعضی از ورزشگاهها باعث میشود بازیکنان سریعتر دچار خستگی شوند و عملکردشان در دقایق پایانی مسابقات افت کند. بازیکنانی که از بازیهای سخت و فشرده باشگاهی به تیم ملی آمدند برای تکمیل شدن نقشه تیم
۵ دقیقه فوتبال بیشتر در آمریکا!
در جامجهانی ۲۰۲۶، حدود ۵ دقیقه بیشتر فوتبال دیدیم! این ۵ دقیقه حاصل رویکرد و قوانین فیفاست که تلاش کرد تا حد امکان از وقتکشی و روشهای مرسوم تیمها برای از بین بردن فوتبال زیبا و جوانمردانه جلوگیری کند. فیفا اقدامات سختگیرانهای را در این جام برای مقابله با اتلاف وقت در پیش گرفته بود. هنگام زدن ضربات دروازه، یک شمارش معکوس پنج ثانیهای استفاده شد. این اقدام باعث شد میانگین زمان صرف شده برای ضربه دروازه از ۲۷.۷ ثانیه در سال ۲۰۲۲ به ۲۳.۸ ثانیه کاهش پیدا کند. در حال حاضر میانگین زمان لازم برای ضربات دروازه در این تورنمنت، کمترین میزان ثبت شده در تمامی مسابقات از سال ۲۰۱۰ تاکنون است. در مورد پرتابهای اوت نیز تایمر پنج ثانیهای در نظر گرفته شده بود. میانگین زمان صرفشده برای پرتاب اوت به ۱۳.۳ ثانیه کاهش یافته است، در حالی که این رقم در قطر ۱۵.۷ ثانیه بود. شاید صرفهجوییِ کمی بیش از دو ثانیه برای هر پرتاب، رقم ناچیزی به نظر برسد، اما با توجه به میانگین ۳۵.۹ پرتاب اوت در هر بازیِ این دوره از مسابقات، همین صرفهجوییهای زمانی باعث شده است که مجموع زمان بازگرداندن توپ به جریان بازی در طول یک مسابقه کامل، نسبت به سال
آمریکا، جایی برای پیرمردها هست
در فوتبال، معمولاً این ستارههای جوان هستند که توجه رسانهها را به خود جلب میکنند. کشف پدیدهها و درخشش آنها یکی از جذابترین بخشهای فوتبال است. با این حال به نظر میرسد که در این دنیای جوان دوست و پدیده پرور، قدیمیها همچنان حکم طلا را دارند و مربیان به آسانی از ارزش تجربه نمیگذرند. عملکرد مسی ۳۹ ساله و ووزینیای ۴۰ ساله و بازیکنان دیگری مانند رونالدو و مودریچ و پریشیچ تاییدی بر این مدعاست. در تیم ملی خودمان هم همه نگاهها به رامین رضاییان 36 ساله و بیرانوند 34 ساله معطوف شد. تورنمنت ۲۰۲۶ شاهد مسنترین ترکیبهای اصلی در تاریخ جامجهانی بوده است. در این تورنمنت، میانگین سنی ترکیب اصلی تیمها ۲۸ سال و ۱۱۷ روز بوده است که در مقایسه با ۲۷ سال و ۲۹۹ روز جامجهانی قبل یک سال پیرتر شده است. جام جهانی ۱۹۷۰ «جوانترین» دوره این مسابقات بود. در این رقابتها که به میزبانی مکزیک برگزار شد، میانگین سنی ترکیب اصلی تیمها ۲۶ سال و ۷۶ روز بود.
پنالتیهای از دست رفته؛ فاجعه نیست!
از دست رفتن ضربات پنالتی در جام ۲۰۲۶ رکورد شکست و بازیکنان حاضر در این تورنمنت بیشتر از سایر دورهها پنالتی از دست دادند. با احتساب ضربات پنالتی پایان بازی، ۲۰ مورد از ۵۹ پنالتی زدهشده در آمریکا به گل تبدیل نشدهاند. آمار ۶۶.۱ درصدیِ موفقیت در این ضربات، پایینترین عدد ثبت شده در تاریخ جامهای جهانی محسوب میشود. البته این آمار به یکباره به کمترین میزان تاریخ نرسیده و روندی نزولی را طی کرده است. درصد تبدیل پنالتی به گل در تمامی دورههای جام جهانی از سال ۲۰۱۴ به بعد، سیر کاهشی داشته است. پنالتی زدن همیشه چنین کار دشواری نبوده است؛ هر ۱۳ پنالتی گرفته شده در جامهای جهانی ۱۹۶۶ و ۱۹۷۰ تبدیل به گل شدند و در آن زمان از دست رفتن پنالتی یک فاجعه محسوب میشد!
شیرها روی نمودار سینوسی
پنج بازی، چهار پیروزی و یک تساوی نتیجه بدی به نظر نمیرسه! ولی نه برای تیمی که دایهی قهرمانی داره. شاگردای توخل کرواسی شایسته رو با یه نمایش درخشان خصوصا در ابتدای نیمه دوم غافلگیر کردند. بعد از اون بازی مدح و تحسین رسانههای بریتانیایی شروع شد. اونا استاد افراط و تفریط هستند. تو پیروزی تیم رو مدعی قهرمانی میدونند و بعدش یه تساوی صفر صفر جلوی غنا کافیه تا استیوی نیکول مدعی بشه: “تنها چیزی که به خونه برمیگرده بازیکنا هستن”. انگلیس نتونست راهی برای عبور دادن توپ از اتوبوس کیروش پیدا کنه. نمودار بالارونده امید بعد سوت داور برگشت سر جاش. این اوضاع تا اواسط نیمه دوم بازی با پاناما هم ادامه داشت. تا سر و کله بلینگام پیدا شد و بازی رو برای مربی آلمانی درآورد. گره بازی کنگو تو روزی که انگلیس باید رکورد شصت ساله کامبک نزدن رو میشکست به دست هری کین باز شد. همچنان نمایشهای مسالهدار و دور از شان یک قهرمان. اما بازی با مکزیک یکبار دیگه ورق رو برگردوند. باز هم انگلیس زود با دو گل جود پیش افتاد، اما طبق معمول رولر کوستر انگلیس با اخراج کوآنسا همه رو جون به لب کرد. انگلیس بازی رو بست و صعود کرد.
حبيبي قرب بص وبص بص
هفت دوره حضور و مهمترین دستاورد؛ صعود به یک هشتم نهایی جام جهانی ۱۹۸۶. این رزومه مراکشیها تا قبل از جام جهانی ۲۰۲۲ ئه. اونا نه تنها حرفی برای گفتن نداشتند، بلکه بهترین تیم قاره سیاه هم نبودند. اما به ناگهان مراکش تبدیل به کابوس رقیبان شد و به عنوان اولین تیم آفریقایی به نیمه نهایی جام جهانی رسید و رو پله چهارم دنیا ایستاد. موفقیت مراکش از ۲۰۲۲ به بعد اتفاقی نبود؛ حاصل پروژهای بود که نزدیک به دو دهه براش سرمایهگذاری شده بود. مهترینش ساخت مرکز ملی فوتبال محمد ششم بود که شد میراث خودش و انقلاب فوتبالی کشوری که تا قبل این حرف زیادی توی دنیا نداشت. کیروش زمانی که به ایران اومد تیمی رو مامور کرد تا بازیکنای دو رگهای رو که شانس بازی برای ایران رو دارند پیدا کنند و اگر شد لباس تیم ملی رو بپوشند. در بعضی موارد خروجی عالی بود مثل اشکان دژاگه، بعضی خروجی ها جالب نبود. مثل دانیل داوری و استیون بیت آشور و در مواردی هم نشد، مثل آریا جسور هاسگاوا. مراکش چنین رویکردی رو در دستور کارش قرار داد.خیلی دلبرانه و شاید با نامهای سرگشاده با مضمون:”حبیبی، به ما نزدیک شو، مارو ببین، پیش ما بیا” و حتما
کولینا بر علیه کرنر؛ تعداد گلها کمتر از حد انتظار!
کمیته داوران فیفا، پیش از جام و با هدف انجام «فوتبال واقعی» به جای زد و خورد در ضربات کرنر، جلسات توجیهی متعددی برای داوران و تیمها برگزار کرد. بر اساس قانون جدید کولینا، ایجاد هرگونه سد برای دروازهبان و کشمکش بین بازیکنان در محوطه جریمه خطا است. با گسترش ایدههای ارتتا در فوتبال، این فصل متوسط هر بازی ۰.۴۹ گل در لیگ انگلیس و ۰.۴۶ گل در لیگ قهرمانان اروپا از ضربات کرنر بدست آمد؛ اما این عدد در جام جهانی ۲۰۲۶ به ۰.۳۴ گل در هر بازی رسید. هر چند ضعف تیمهای ملی نسبت به باشگاهها هم میتواند در این مورد تاثیرگذار باشد، اما اعلام خطاهای متعدد در ضربات کرنر و رد گل تاه در برابر پاراگوئه نشان از تاثیر سختگیری فیفا در این تاکتیک نوین گلزنی است! با این حال متوسط گلهای زده شده از کرنر در جام ۲۰۲۲ تنها ۰.۲ بود و افزایش آن نشان از تاثیر بیشتر کرنر در سرنوشت بازیها است. طبق گزارش بیبیسی، مقامات کمیته داوران لیگ انگلستان قصد تبعیت از فیفا را ندارند و احتمالا کرنر مثل فصل گذشته تاثیر زیادی در تعیین قهرمان پریمیر لیگ خواهد داشت!
کلمبیا، حذف بخشی از زیبایی جام
کلمبیا بازی را در ضربات پنالتی باخت اما به عنوان یک تیم شایسته و تاثیرگذار این رقابتها را ترک میکند. تیمی کامل که هم بردهای آسان داشت و هم مقابل پرتغال یک نمایش مطلوب داشت و هم در بازی با سوییس شایسته برد بود. تیمی با ویژگیهای انتقالی خوب در حالی که مالکیت توپ را هم حفظ میکند. شاگردان لورنزو یکی از سه تیم برتر جام در مالکیت توپ بودند و بعد از اسپانیا و آلمان قرار گرفتند. از نظر ایجاد موقعیت در میان ۵ تیم برتر بودند و بازی هجومی به نمایش گذاشتند. بازی هجومی از تیمی که در دقایق بازی فقط یک بار دروازهاش باز شده بود. کلمبیا در میان تیمهای پرسکننده رتبه خوبی نداشت و میانگین سنی آنها هم این اجازه را نمیداد. با اینحال لورنزو با راهکارهایی از جمله پوشش زمین توسط هافبکها این مشکل را به خوبی حل کرد. اگرچه کلمبیا از رسیدن به مرحله یک چهارم نهایی بازماند اما آنها با خاطرهای خوب جام را ترک میکنند. کمتر تیمی توانست به اندازه کلمبیا در طول مسابقات، تعادل بین سرگرمی و اثربخشی را حفظ کند.
جام به خانه نزدیک شد
جام کمی به خانه نزدیک شد. بعد از این که انگلیس از آزتکا با برد بیرون آمد هواداران این تیم با اعتماد به نفس بیشتری شعار«جام باید به خانه برگردد» را میخوانند. شاگردان توخل در بازی با مکزیک از چند آزمون سربلند بیرون آمدند. یک بازی سخت در ارتفاع بیش از ۲ هزار متر از سطح دریا که اولین حریف آنها در این بازی بود، زدن اولین گل به مکزیک در این رقابتها و حفظ نتیجه با وجود یک یار کمتر در نیمساعت پایانی بازی اتفاقاتی بود که امید به سهشیرها را بیشتر کرد. در مجموعِ نیمه اول انگیس ۳۷.۲ درصد مالکیت توپ را در اختیار داشت و دو موقعیت بزرگ خلق کرد در حالی که مکزیک تنها یک موقعیت داشت. همچنین XGبرای انگلیس ۰.۷۵ ثبت شد که باز هم بیشتر از آمار مکزیک (۰.۴۴) بود. انگلیس در نیمه اول دو بازی غنا و پاناما در مجموع نزدیک به ۰.۸۰ امید گل به دست آورده بود. در ۳۰ دقیقه پایانی (با وقت اضافه) مکزیک ۸۳ درصد مالکیت توپ را در اختیار داشت، ۷۹ پاس در یکسوم دفاعی حریف ارسال کرد و ۳۲ سانتر به درون محوطه جریمه فرستاد؛ اما آنها نتوانستند سد دفاعی انگلیس را بشکنند و حتی یک موقعیت
تو همان پایان باشکوهی
عضی از بازیکنان بار زمین را بر دوش میکشند و زمین را سبکتر میکنند. بازیکنانی که با درخشش و گلهایشان باعث میشوند در دقایق زیادی از دوران حضورشان هواداران فوتبال از شادی و خوشحالی به آسمان بپرند و بابت این همه نبوغ و درخشش در آسمانها سیر کنند. دروغ است اگر بگوییم جام قهرمانی ارزشی ندارد حتی اگر این جمله را در مورد رونالدو به کار ببریم. برای بازیکنی که حتی اگر در تورنمنتی دورهمی در تعطیلاتش شرکت کند قهرمان شدن مهم است جای خالی جام «جهانی» حسرتی آزاردهنده است. اما دروغ نیست اگر بگوییم او برای ابرستاره بودن نیازی به این جام نداشت. رونالدو جام نگرفت اما تا ابد زمانی که بخواهیم از عصر فعلی فوتبال نام ببریم میگوییم دوران مسی و رونالدو (برخلاف بقیه دورانهای فوتبال که یک اسطوره داشتند؛ عصر مارادونا، عصر کرایف). رونالدو برای ما همانی است که میتوانیم با او زندگی کنیم. او مثل خود ماست با همه شکستها و پیروزیها و تلاشها و فراز و نشیبهایمان. نه در سرزمین فوتبال زاده شده بود، نه به بهترین مدرسه فوتبال دنیا رفت، نه همه عمرش را در بهترین تیم فوتبال دنیا گذراند. او مثل ما بود. نسل ما او را به یاد میآورد که چطور از
ممنون بلژیک؛ حالا بفرمایید ساکر!
بعد از قانونشکنی امریکا و دونالد ترامپ در مورد کارت قرمز بالوگان، حالا تیم ملی امریکا تورنمنت رو با گردن شکسته و سری پایین ترک خواهد کرد. حتما امریکا در مسیر درستی برای ترویج فوتبال تو سرزمین فرصتهای طلایی قرار داره. ولی خرابی اونجایی به بار میاد که قوانین رو دور بزنی و مسیر ارگانیک فوتبال رو با تصمیمات مندرآوردی تحت تاثیر قرار بدی. بالوگان تو روزی که نباید در ترکیب امریکا حضور میداشت این آمار رو به جا گذاشت: ۸۹ دقیقه حضور در زمین، یک شوت در چارچوب، ۷ پاس موفق از ۱۲ پاس، صفر خلق موقعیت و طبیعتاً صفر گل زده! شرایط پیش اومده ربطی به کارما نداره وقتی تمرکز تیم و بازیکنتون رو به هم میزنید و اون رو مقابل تمام دنیای فوتبال قرار میدید. قبل از تورنمنت همه امریکا رو به خاطر تصمیمات فوتبالی درست تحسین میکردند. حالا نحوه میزبانی، رفتار غیرحرفهای و دخالتهای شخص رئیس جمهور آمریکا باعث شده بیشتر طرفدارای فوتبال دیگه تمایلی به ادامه حضورشون توی جام نداشته باشند. جرزنی و توهم کاری رو توی فوتبال پیش نمیبره. همونطور که تابلوی believe بین تماشاچیها و بالوگان غیرقانونی کاری از پیش نبرد… حالا شاید بهتر باشه فوتبال رو رها کنن و به ساکر خودشون
یه مرد بود، یه مرد!
فرگی کفش رو برداشت و پرت کرد سمت بکس. پیشونی دیوید شکافت، فرداش یه چسب به شکل ضربدر زد روی پیشونیش و جلوی دوربینها ظاهر شد. معلوم بود همه چیز تموم شده ست. مثل بروس، مثل کین و بقیه... بکام پیراهن شماره هفت رو درآورد، چمدونش رو بست و به مادرید رفت. مدتی بعد یه پسربچه سرتق که فکل جلوی موهاش رو رنگ میکرد و اسمش رونالدو بود پیراهن شماره ۷ یونایتد رو پوشید. با دریبلهای رو اعصاب و رفتاری که روی مغز طرفدارای یونایتد راه میرفت. رونالدو؟ حتما اینم یه پسربچه ست که آرزو داره مثل رونالدو نازاریوی برزیلی بشه... ولی نه. اسمش کریستیانو رونالدو بود. دلیلش هم این بود که مادر اسم کریستیانو رو دوست داشت، پدر اسم رونالدو رو. پدری که همیشه مست بود و خیلی زود از دنیا رفت و کریستیانو به همین دلیل تصمیم گرفت هرگز لب به الکل نزنه. قصههای زیادی از کودکی سختش گفته شده. از در پشتی مکدونالد و دختری که شبها بهش ساندویچ میداد. از سقفی که اگر بارون میبارید همیشه چکه میکرد. از غذایی که باید بین چند نفر تقسیم میشد. اما اون تصمیمش رو گرفته بود: حتی اگر همه دنیا علیه من باشند باید موفق بشم. اون با یونایتد
اسپانیا چطور کلینشیت میکند؟
اسپانیا نخستین تیم در تاریخ جام جهانی است که در شش بازی پیاپی دروازه خود را بسته نگه داشته است. آنها اکنون ۱۰ ساعت و ۹ دقیقه است که در این رقابتها گلی دریافت نکردهاند. با این که اونای سیمون قطعا نقش مهمی در این کلینشیت داشته است اما نکته عجیب در مورد او این است که او با ۹ مهار توپ به صورت مشترک با چند دروازهبان دیگر در رده سیام قرار دارد. مسالهای که نشان میدهد اسپانیایی که همیشه به پاسهای پی در پی و بازی هجومی میشناختیم در این دوره با تغییر مدل بازی به آمریکا آمده و یکی از دلایلی که آنها برخلاف فرانسه و آرژانتین خیلی سروصدا و جلب توجه ندارند همین بازی منطقی و دفاعیشان است. اسپانیا بخشی از این رکورد را با گرفتن مالکیت توپ که تخصص آنهاست به دست آورده است. این تیم در گرفتن مالکیت توپ از بازیکنان حریف با استفاده از تحت فشار قراردادن یا قطع توپ در رده اول قرار دارد. مایکل اویارزابال و پدری بیشترین نقش را در این زمینه ایفا کردهاند. این آمار میگوید که اونای سیمون خیلی خوششانس است که درون دروازهای قرار گرفته که این فرصت را به او میدهد تا یکی پس از دیگری
باید قدر جود را بدانیم!
در چند ساعت اخیر ستایش جود بلینگهام در رسانههای انگلیسی به اوج خودش رسیده است. در حالی که چند روز قبل روزنامهنگاری با «تفرقهافکن و بداخلاق» خواندن جود خواهان کنار گذاشتن او از جام جهانی شده بود، حالا هنری وینتر، ژورنالیست مشهور انگلیسی ویژگیهای او را ناشی از ذهنیت برندهاش میداند. وینتر که نزدیک به ۴۰ سال بازیهای تیم ملی انگلیس را از نزدیک دنبال کرده، در صحبت با Talk Sport بلینگهام را «یکی از بهترین بازیکنانی که تا به حال برای انگلیس دیدهام» توصیف میکند. او میگوید: «او این روحیه پیروزی را دارد. دوست دارم بازیکنان بیشتری در تیم انگلیس از چنین ذهنیتی الهام بگیرند». از نگاه این روزنامهنگار باسابقه، بلینگهام از همان نوجوانی در بیرمنگام سیتی یک استعداد ویژه بود؛ استعدادی که در دورتموند درخشید و سپس در رئال مادرید، جایی که به گفته وینتر «شخصیتهای ضعیفتر زیر فشار آن خرد شدهاند»، باز هم موفق شد. وینتر معتقد است ستاره انگلیس بارها نشان داده برای بزرگترین صحنههای فوتبال ساخته شده و به همین دلیل تأکید میکند: «باید قدر او را بدانیم.»
نمی شکنه، یه کمی خم می شه
“محرومیت یک جلسهای بالوگان برای خطای خطرناک روی محرموویچ در بازی امریکا برابر بوسنی، به مدت یکسال به تعلیق در اومد و نامبرده در صورت تکرار، جریمه خواهد شد” گزاره بالا کاملاً جدیه، باور میکنید؟ جام جهانی بیست بیست و شش که قرار بود یه یکی بهترین ادوار جامهای جهانی بدل بشه، تبدیل شده به حیاط خلوت دونالد ترامپ! گفته میشه رئیس جمهور امریکا شخصاً با جانی اینفانتینو تماس گرفته و ازش خواسته کارت قرمز بالوگان رو بررسی کنه.تماسی که منجر به یک اتفاق شرم آور تو جام ۲۶ شده! نگران نباشید، قانونی شکسته نشده، برای میزبان فقط قانون یه کمی خم شده. تنها نقطه امیدواری اتحاد دنیای فوتبال برابر رویکردها و تصمیمات رقتانگیز فیفا تحت میزبانی ایالات متحده است. به قول یورگن کلوپ دوست داشتنی: “این دو نفر هیچ چیز از فوتبال نمیفهمند، این بازی ماست، نه بازی اونا” این جام جهانی هر هفته داره عجیب و عجیبتر میشه. به شکلی که هر لحظه میشه احتمال هر اتفاقی رو داد! از برگزاری کنسرت در وقفه آبخوری نیمه اول تا حمله آدم فضاییها!!! بیاید امیدوار باشیم تو مرحله بعد دونالد جِی ترامپ، مثل شیخ احمد الفهد الصباح شخصا وارد زمین نشه! یا توی فینالی که منطقاً امریکا توش جایی نداره،
بدرود نِی جِی
برزیل هر نسل یه ابرستاره به فوتبال جهان معرفی میکنه. گزاره ای که توی این چند سال گذشته به بازیکنی مثل اندریک اطلاق میشه که مسیر خیلی طولانی برای اثباتش پیش رو داره. اما روزگاری که نیمار با موهای تاج خروسیش توی سانتوس میدرخشید و با رقص پا وسط لیگ برزیل همه رو مجنون خودش کرده بود، میشد گفت که واقعا فوتبال دنیا میتونه منتظر یه رونالدو یا رونالدینیهوی دیگه باشه. نیمار خیلی زود پلههای ترقی رو طی کرد. بعد از بازی جلوی مسی با پیراهن سانتوس، بهش توی بارسلونا ملحق شد و کنار هم تمامی عناوین ممکن رو درو کردند. نیمار تو اوج بود و زندگی به بهترین شکل ممکن پیش میرفت، اما یه جای کار اشکال داشت. برعکس کریستیانو که برای رفتن به سطح بالاتر چمدونش رو بست و از اولدترافورد به برنابئو رفت، نی جی فهمید که زیر سایه مسی بودن تا ابد اونو توی همین سطح نگه میداره. پس پاریس رو انتخاب کرد. یه پروژه جاهطلبانه با منابع لایتناهی مالی. تبدیل به گرونترین فوتبالیست تاریخ شد و پیراهن قهرمان فرانسه رو پوشید. کنار امباپه تا فینال لیگ قهرمانان رفت، ولی نشد. وقتی دیدند نمیشه حتی سراغ مسی هم رفتند و اونو دوباره همبازی نیمار کردند. اما