چرا لاروخا؟
از اول تورنمنت همه شانس تیمهای دیگه علیالخصوص فرانسه رو برای قهرمانی بیشتر میدونستند. حتی انگلیس، حتی آرژانتین. اما اونا مثل همیشه کار خودشون رو کردند و در بزنگاهی که برابر تیمهای بزرگ قرار گرفتند، کاری کردند که حریف فرصت نفس کشیدن نداشت. در مورد اسپانیا حرف میزنیم. اسپانیایی که حالا در کنار اروگوئه و فرانسه، دو جام قهرمانی جهان توی ویترینش داره. کنار اروگوئه ای که سالهاست در حسرت قهرمانی میسوزه و فرانسهای که خیال میکرد به ستاره سوم روی پیراهنش نزدیک و نزدیکتر میشه، ولی... اسپانیاییها ۲۰۱۰ و ۲۰۲۶ قهرمان شدن، اما هیچ اثر دیگهای ازشون بین سه تیم برتر جامهای جهانی دیده نمیشه و این خودش بیانگر کار بزرگیه که این تیم تو قرن جدید انجام داده. همه چیز از بارسلونای گورآردیولا شروع شد و طرز فکر و نگرشش منجر به ساخت فوتبالی شد که پس از دوران تیکیتاکا به این پختگی رسیده که فرانسه و آرژانتین رو در خودش میبلعه. آرژانتینی که به یک سوم خودی خلاصه شد و فرانسه ای که فرصت نفس کشیدن هم نداشت. لیست رکوردداران فوتبال اسپانیا پر از اسامی جدید و کسانی هست که به خوبی به یادشون میاریم: راموس ،داوید ویا، رودری و ... باید پذیرفت که اونا حالا پادشاه
خداحافظ آمریکا!
جام جهانی بالاخره تموم شد. فوتبالی که دوستش داشتیم به دست جانی و دونالد بومیسازی شد. هایدریشن بریکهای رو اعصاب، اجراهای تو مخ قبل و بعد بازیها. دخالتهای بیجا تو قضاوتها که اوجش کارت قرمز بالوگان بود. و درنهایت اجرای ۳۰ دقیقهای بین دو نیمه که بعد از یک ربع ساعت برای بیننده فقط یادآور میم پابلو اسکوبار تو سریال نارکو بود! این وسط بعد از انتخاب نشدن فغانی، بیژن مرتضوی بین نوازندگان bts چند تا پارو زد که خدای نکرده ما از فینال بی بهره نباشیم. هر چه بود تموم شد، در کنار قشنگیهایی مثل گل شومورودوف، دعای بازیکنای آلمان و کوراسائو، بازی جذاب انگلیس فرانسه و خیلی چیزهای دیگه تاریخ از این جام احتمالا با نام سیرک امریکایی یاد خواهند کرد که قبل فینالش مایکل و بروس بافر فریاد بزنند : لتس گت ردی تو راااااااامبل!!! جام جهانی تموم شد و ما به فوتبال برمیگردیم. فوتبالی که دوستش داریم و قرار نیست هر کسی هر جا تونست به سلیقه خودش دستی به سر و صورتش بکشه. خداحافظ امریکا! به قول خودتون تنکس فور ناتین…
پرفکت تِن
پیروزی شش بر چهار انگلستان برابر فرانسه بهانهای شد تا به نتایج عجیب تاریخ جام جهانی بپردازیم. شاید جالب باشد بدانید که از ۱۹۳۰ تا به امروز فقط شش بازی دَه گل یا بیشتر داشتهاند. برزیل و لهستان در ۱۹۳۸ با نتیجه ۶ بر ۵ به کار خود خاتمه دادند. بازی سوئیس و اتریش که از این حیث رکورددار است در سال ۱۹۵۴ با نتیجه ۷ بر ۵ به پایان رسید.آلمان غربی با زدن ۸ گل برابر ۳ گل مجارستان این تیم را در سال ۵۴ شکست داد. در سال ۵۸ فرانسه ۷ بر ۳ پاراگوئه را شکست داده بود. مجارستان در سال ۸۲، ۱۰ بر یک السالوادور را از پیش رو برداشته بود و در نهایت آخرین برگ ۱۰ گله یا بیشتر جامهای جهانی به بازی دیشب میرسد.
جی.او.اِی.تی
دنیا به کامش بود. همه دنیا، جز یه قسمتش: زادگاهش& کشورش. میگفتند بزرگ شده کاتالونیاست. اونجارو کشور خودش میدونه. تو تیم ملی مگه چیکار کرده؟ هیچ وقت رهبر نبوده، لیدر نبوده، قهرمان نبوده.... سال ۲۰۰۷ فینال کوپا رو باخت. سال ۲۰۱۴ هر چه کرد نشد و فینال جام جهانی رو باخت. فینال کوپای بعدی رو هم باخت و موقتا خداحافظی کرد. فشار خردکننده بود. آخر دنیا نبود ولی لئو، با کلکسیون قهرمانیهای رنگارنگش در سطح باشگاهی، اگر قهرمان جهان نمیشد، هیچ وقت به دیگو نمیرسید. اما همه چیز از کوپاآمریکای ۲۰۲۱ شروع شد. بعدش فینالیسیما، بعدش جام جهانی ۲۰۲۲... قصه تازه شروع شده بود. قهرمانی کوپای ۲۰۲۴ و حالا فینال جام جهانی ۲۰۲۶. فینالی که با قهرمانی فقط میتونه شک و گمانِ بهترین تاریخ بودن رو برای همیشه از بین ببره. فوتبالیستی که تا قبل از فینال، موثرترین بازیکن جام، آقای گل جام و مدعی بردن جایزه بهترین بازیکن جام در ۳۹ سالگیه. چهار سال پیش فوتبال بدهیشو با لیونل مسی تسویه کرد. اما اون بیخیالبشو نبود. حالا آرژانتینیها یه قدم با یه تاریخسازی مجدد فاصله دارن. قدمی که اندازه یه بازیه و هم تیمیهای لئو برای قهرمانی مجدد بهترین بازیکن تاریخ حاضرند جونشو بدن.
ترسو همیشه بازنده ست تامی!
تو شرایطی که به نظر میرسید انگلیس بلیت فینال رو برای خودش رزرو کرده و چیزی نزدیک به سی دقیقه تا رسیدن بهش فاصله داره، توخل با تعویضهای تدافعی تیمش رو عقب کشید و به بدترین شکل ممکن تنبیه شد. توخل کاری کرد که چند سال قبلتر هم با بایرن برابر رئال کرده بود و به همین شکل هم بازی رو واگذار کرده بود. سوال اینجاست که انگلستان با کنار رفتن ساوتگیت و استخدام توخل به بخش یا کلیتی از اهدافش رسید؟ من فکر میکنم نه! نیمهنهایی جام جهانی جایی بود که انگلستان با ساوتگیت بهش رسیده بود. اما تو بزنگاه برخورد با تیم بزرگ یا کلاف گره خورده بازی وا میداد و تمام دستاوردش با تیم ملی چهارمی ۲۰۱۸ بود. افتخاری که اگر بشه اسمش رو افتخار گذاشت، همین حالا هم توخل تکرارش کرده و شانس سوم شدن جلوی فرانسه رو هم داره. ایده این بود که انگلیس تیم منسجمتری نسبت به تیم ساوتگیت داشته باشه، که به نظر داشت. اگر بازی گره خورد بتونه تیم رو نجات بده، که به نظر (مثلا جلوی مکزیک) داد. اگر به تیم بزرگ برخورد کردند ساده بازی رو برگزار نکنند، که شاید اینجا هم جلوی آرژانتین برای دقایق زیادی موفق بودند. اما
توخل، دو سال بعد!
در طول مسابقات یورو ۲۰۲۴، بازیهای خستهکننده انگلیس گرت ساوتگیت، انتقادات بسیاری را به دنبال داشت. یکی از منتقدان، توماس توخل بود. توخل معتقد بود انگلیسیها با ترس از حذف بازی میکنند، نه شوق و هیجان پیروزی! یک سال بعد، توخل با هدف پایان دادن به انتظار ۶۰ ساله، جانشین ساوتگیت شد؛ اما دیشب و پس از ناکامی دوباره انگلیسیها، این بار انتقادات متوجه توخل بود. تعویضهای تدافعی، عدم استفاده از وینگرهای سرعتی و ضد حملات و البته مالکیت توپ تنها ۱۲ درصدی در حد واصل گل سهشیرها تا گل دوم آرژانتین، کلید واژه «ترس» را در اطراف نام توخل پررنگ کرد. توخل پس از بازی، به دفاع از خود پرداخت و معتقد بود وقتی نتیجه مناسب نبوده، انتقاد از او آسانترین کار است و با طعنه گفت: «بعد از بازی میلیون ها مربی وجود داره که میدونن چی باید بهتر انجام بشه.» بله توماس، حق با توست، همانطور که دو سال پیش هم حق با تو بود!
ثبات، فلسفه، آموزش؛ فوتبال به سبک اسپانیا
تیری آنری پس از شکست ۲ بر صفر تیم کشورش مقابل اسپانیا در نیمهنهایی جام جهانی، تأکید کرد که «بهترین تیم برنده شد» و لاروخا در تمام دقایق بازی برتری محسوسی داشت. او معتقد است اسپانیا با مالکیت بالای توپ، کیفیت فنی و هماهنگی تیمی، بار دیگر نشان داد چرا قهرمان اروپا است و عقب افتادن مقابل چنین تیمی، جبرانناپذیر میشود. آنری برتری فوتبال اسپانیا را نتیجه سالها ثبات در سبک بازی و سیستم آموزشی این کشور دانست و گفت همه تیمهای اسپانیایی، از ردههای پایه تا تیم ملی، با یک فلسفه مشترک بازی میکنند. او همچنین گل دوم اسپانیا را نمونهای از همین هویت فوتبالی توصیف کرد و توضیح داد بازیکنان این تیم از ۹ سالگی دقیقا میدانند چه وظیفهای در زمین دارند و چگونه باید در چارچوب یک سیستم مشخص بازی کنند؛ موضوعی که به اعتقاد او، اسپانیا را به تیمی موفق و الگو در تمام ردههای سنی تبدیل کرده است.
پدری به بازی ۱۹ جولای رسید
وقتی در لیگ ملتهای ۲۵-۲۰۲۴ شاگردان دلافوئنته قهرمانی را در ضربات پنالتی به پرتغال واگذار کردند، پدری عکسی از خود کنار ویلیامز و یامال منتشر کرد تنها کپشن آن "190726" بود! این عدد تاریخ برگزاری فینال جامجهانی ۲۰۲۶ است که یکشنبه آتی در نیوجرسی برگزار میشود. پدری توانست به وعدهی رویابافانه خود عمل کند و حالا فقط قهرمانی مانده است. این پست از پدری را حالا میتوان یکیاز عوامل موفقیت او و ماتادورها دانست؛ وقتی بعد از یک شکست بزرگ و نرسیدن ناامید نشدند، دوباره ادامه دادند و حالا جشن پیروزی به پا کردند. و شاید موفقیت و رسیدن در ادامهدادن باشد و این درس فوتبال برای زندگی است...
به سبک صمد آقا؛ “علیرضا آرتیست میشود”
به استقبال تیم ملی رفتند. با سرود و گل و ساز و آواز. دستاورد؟ مگه مهمه؟! صحبتهای علیرضا بیرانوند در برنامه فوتبال برتر به شدت وایرال شده. جایی که از مردم داخل ایران، مهدی مهدویکیا و هر کسی دم دستش بود گله کرد. دروازبان ایران تو جام جهانی معتقد بود که چه فرقی میکنه ما چه عملکردی داشتیم؟ چرا از ما حمایت نشد؟ چرا مهدویکیا که توی استادیوم بود و با اینفانتینو عکس گرفت، سری به رختکن تیم ملی نزد؟ بعد از سه تساوی که یکیش برابر ضعیفترین تیم رقابتها رقم خورد، دروازبان تیم معتقده که باید تحت هر شرایطی از تیم ملی حمایت میکردید. جناب بیرانوند پا رو فراتر هم گذاشتند و معتقد بودند که ترکها و عربها و اساسا همه مردم جهان (جز ایران) عاشق تیم ملی ما شدند ولی مردم خودمون… دلایل خیلی از اتفاقات بالاتر رو خود علیرضا بهتر از هر کس دیگهای میدونه. نزدیک شدن به تیمی که اقبال عمومی مردم رو نداره پسند خیلیها نیست. خواه اون آدم اسطوره فوتبال کشور باشه، خواه مجری برنامه طنز. اما آقا علیرضا هیچوقت از خودش نپرسید که چی شد که مهدویکیا امروز اونجاست؟ چرا مهدویکیا اسطوره است و شما به قول شخص خودت که معتقدی بهترین نسل
هومن، دستاوردهایش و ما عوام بیسواد
از این استودیو به آن استودیو، افاضلی و بیرانوند وکیلمدافعان این روزهای امیرخان شدهاند. تکلیف بیرو سالهاست که روشن است؛ اما هومن، جایگزین الهویی شده که انگار ژنرال از دفاعیات او بعد از ناکامی جام ملتها چندان راضی نبود. افاضلی بهتر حرف میزند، شوخطبعی ناگواری در لحنش دارد، با غیر منطقی جلوه کردن مشکلی ندارد و طلبکار بودن را خوب بلد است. کارنامه هومن کولهباری از شکست است به همراه یک نقطه روشن؛ تمجید برانکو. تاییدیه پروفسور که باشد، یعنی هومن باهوش است، فوتبال را بلد است. برعکس ما عوام نادان، بیلداپ میشناسد، حتی شاید کانترپرس و هافاسپیس هم از بر باشد و فرق هایبلاک و هایپرس را هم حفظ کرده باشد؛ حتی اگر در عمل چندان به کارش نیامده باشد. هومن تاریخ فوتبال را هم بلد است، جام جهانی ۲۰۱۸ و ۴ امتیاز از گروه اسپانیا، پرتغال و مراکش را به یاد دارد. هومن میداند ۳ تساوی دستاورد نیست، میداند گل آفساید شمرده نمیشود، میداند به کسب پنالتی امتیاز نمیدهند، میداند ۴ سال فرصت از دست رفته بازی دادن به جوانان جز محافظهکاری و جام جهانیدوستی آقای سرمربی به هیچ چیز برنمیگردد و بهتر از همه میداند اگر دنیا برنگردد، بدون نیاز به دستاوردسازی چند ماه دیگر باز هم
پاویا، پاریس، هیوستون؛ یک رقابت، پنج قرن تاریخ
شاید با دیدن این تیتر، اولین سؤال این باشه که پاویا چه ربطی به فرانسه و اسپانیا داره؟ ماجرا برمیگرده به سال ۱۵۲۵؛ نبرد معروف «پاویا» در ایتالیا. جایی که فرانسه و امپراتوری هابسبورگ، با پادشاهی شارل پنجم اسپانیا، یکی از بزرگترین جنگهای تاریخ اروپا رو رقم زدن. اون نبرد فقط یه جنگ نبود؛ شروع یکی از طولانیترین رقابتهای سیاسی و نظامی اروپا بود، رقابتی که سالها بین فرانسه و اسپانیا ادامه پیدا کرد. چند قرن گذشته، دیگه خبری از شمشیر، توپ جنگی و ارتشهای چند هزار نفره نیست. حالا میدان نبرد عوض شده؛ به جای دشتهای پاویا، این بار چمن سبز ورزشگاه و به جای پادشاهها، ستارههای فوتبال روبهروی هم قرار میگیرن. شاید این بار فقط یه مسابقه فوتبال در پیش باشه، اما وقتی پای فرانسه و اسپانیا وسط باشه، تاریخ هم انگار دوباره ورق میخوره؛ فقط این بار نه با صدای شمشیرها، بلکه با سوت داور و غرش سکوها. بعضی رقابتها هیچوقت تموم نمیشن. فقط هر چند سال یکبار، روی بزرگترین صحنه فوتبال دنیا دوباره زنده میشن. فرانسه و اسپانیا دقیقاً از همین جنس رقابتها هستن؛ دو تیمی که هر بار روبهروی هم قرار میگیرن، انگار فقط برای بردن یه بازی به زمین نمیرن، بلکه قراره یه فصل
انتقام جزایر فالکلند، لگد بی موقع بکس و نیمهنهایی جام ۲۶
بازی آرژانتین و انگلیس توی یکچهارم نهایی جام جهانی ۱۹۸۶ فقط یه مسابقه فوتبال نبود؛ انگار ادامه جنگی بود که چهار سال قبل بین دو کشور سر جزایر مالویناس (فالکلند) اتفاق افتاده بود. سال ۱۹۸۲ آرژانتین برای پس گرفتن این جزایر با بریتانیا وارد جنگ شد، اما شکست خورد. صدها نفر کشته شدند و اون شکست، یه زخم عمیق برای مردم آرژانتین شد. برای همین وقتی قرعه دوباره این دو تیم رو روبهروی هم قرار داد، خیلیها توی آرژانتین این بازی رو یه فرصت برای «انتقام فوتبالی» میدیدن. وسط این فضای سنگین، دیهگو مارادونا نمایشی اجرا کرد که تاریخ فوتبال رو عوض کرد. اولین گلش همون گلی بود که با دست زد؛ داور ندید و گل قبول شد. بعداً خودش گفت: «یه کم با سر مارادونا بود، یه کم هم با دست خدا.» برای انگلیسیها اون گل هنوز نماد تقلبه، اما برای خیلی از آرژانتینیها نشونه زرنگی و غلبه بر حریفی بود که چهار سال قبل توی جنگ شکستشون داده بود. اما فقط چهار دقیقه بعد، مارادونا کاری کرد که حتی انگلیسیها هم نتونستن چیزی جز تحسین بگن. توپ رو از وسط زمین برداشت، پنج بازیکن انگلیس و دروازهبان رو یکییکی جا گذاشت و گلی زد که بعدها به اسم
وارث پیراهن شماره 10 و مسیری به طول بینهایت
این جام جهانی پایانی بر بهترینهای یک دوران خواهد بود. نزدیک به محاله که مسی، رونالدو و خیلی از پابهسنگذاشتهها رو تو جام جهانی بعدی ببینیم. داشتم به این فکر میکردم فوتبال فردای خداحافظیشون چه شکلی خواهد بود؟ زمانی که دیگه تو سطح اول و نه در عربستان و امریکا و هیچ جای دیگه خبری از این اسطورهها نباشه. حتما رقابت بین امباپه، هالند، یامال خواهد بود. همگی ستارههای درخشانی هستند. امباپه عملا مهارنشدنی به نظر میرسه. اما وقتی تیم کارش گره میخوره مثل خیلی از بازیهای مادرید، از اون هم کاری ساخته نیست. هالند ماشین گلزنی به دنیا اومده و به قول خودش نمیدونه چطور این توپها رو گل میکنه، ولی میکنه. یامال هم شاید نزدیکترین به مسی و تکنیکیترین این مثلث باشه و یه استعداد ناب. ولی فعلا فقط همین. تگ مسی بعدی چیزی جز نابودی برای پسربچه شیطون لاماسیا نخواهد داشت. بعد از مسی این عنوان به خیلیها اطلاق شد؛ آفلای، هلیلویچ، بویان، فاتی... که شاید مهمترینشون قبل از یامال، خود آنسو فاتی باشه که حالا دیگه قرارداد قرضیش از بارسا به موناکو دائمی شده. اما یامال حرفهایتر و سرپنجهتر به نظر میرسه و میشه امید داشت تو آینده کارهای بزرگتری بکنه. هر چند برعکس ابرستاره آرژانتینی
دلافوئنته: جام یامال تازه شروع شده!
لوئیس دلافوئنته در گفتوگو با گیوم بالاگه، از دو مهره مهم اسپانیا؛ لامین یامال و میکل اویارزابال، به شکلی ویژه تمجید کرد. سرمربی اسپانیا درباره یامال فاش کرد که تیم فنی از ابتدا انتظار نداشتند این وینگر جوان در شروع مسابقات در بهترین سطح خود باشد و هدف این بود که در مراحل حساس به اوج برسد. او با اشاره به آمادگی ذهنی یامال گفت: «الان زمانی است که میخواهیم او را ببینیم و خودش هم میخواهد خودش را نشان دهد.» دلافوئنته همچنین تأکید کرد که ستاره جوان لاروخا حالا آماده است تا این رقابتها را به «جام جهانی خودش» تبدیل کند. دلافوئنته سپس از اویارزابال صحبت کرد و با انتقاد از کسانی که سالها معتقد بودند اسپانیا مهاجم نوک ندارد، گفت مشکل از تعریف محدود آنها از این پست بوده است. او با رد برچسبهایی مانند «مهاجم کاذب» تأکید کرد که مهاجمان میتوانند به شکلهای مختلفی مؤثر باشند؛ از حرکت در فضاها گرفته تا بازی بین خطوط و ایجاد عمق. سرمربی اسپانیا در نهایت با تحسین از مهاجم رئال سوسیداد یاد کرد و گفت: «او یک مهاجم در سطح جهانی است.» و اویارزابال را «یکی از پنج مهاجم نوک برتر جهان» دانست؛ به عقیده دلافوئنته ظرفیتهای اویارزابال تازه از
هافتایم شوئی درخور جام آمریکایی
لیست هنرمندان بین دو نیمه فینال بالاخره منتشر شد و درست مثل خود جام جهانی ۲۶ که گروگان کشور امریکا و دونالد ترامپ شده، تیمهای فینالیست به اجبار و با ایده استراحت سیدقیقهای به استقبال مینیکنسرت این آرتیستها خواهند رفت: جاستین بیبری که هایلایت سال گذشتش ترامای دوستی با پی دیدی ایه که الان توی زندانه، مدونای افسانهای که برای اجراهای این سالها سوژه رسانههاست، گروه تاریخ گذشته کرهای بیتیاس و شکیرایی که اگر فوتبال نبود، معلوم نبود کریر موسیقیش به کجا ختم میشد. اینها انتخابهای میزبانی ایه که خودش یکی از پیشگامان موسیقی دنیاست! اما خب باید همه چیزشون به همه چیزشون بیاد بالاخره. به تقلید از سوپربولی که خود بازیش برای هیچکس در جهان(شاید بجز خود امریکاییها) مهم نیست، اینجا هم قوانین بازی رو بهم خواهند زد تا با کنسرت ستارههای پلاسیده موسیقی فوتبال رو هم بومیسازی کرده باشند! این جام بازی قشنگ کم نداشته، اما چیزی که ازش به یادگار میمونه میزبانی ایه که هیچ ایدهای از فوتبال و میراثش نداشت. امریکا ممکنه بدترین میزبان تاریخ نباشه، اما قطعا جرزنترین و رو مُخترین میزبان دورانهاست.
شیرها روی نمودار سینوسی
پنج بازی، چهار پیروزی و یک تساوی نتیجه بدی به نظر نمیرسه! ولی نه برای تیمی که دایهی قهرمانی داره. شاگردای توخل کرواسی شایسته رو با یه نمایش درخشان خصوصا در ابتدای نیمه دوم غافلگیر کردند. بعد از اون بازی مدح و تحسین رسانههای بریتانیایی شروع شد. اونا استاد افراط و تفریط هستند. تو پیروزی تیم رو مدعی قهرمانی میدونند و بعدش یه تساوی صفر صفر جلوی غنا کافیه تا استیوی نیکول مدعی بشه: “تنها چیزی که به خونه برمیگرده بازیکنا هستن”. انگلیس نتونست راهی برای عبور دادن توپ از اتوبوس کیروش پیدا کنه. نمودار بالارونده امید بعد سوت داور برگشت سر جاش. این اوضاع تا اواسط نیمه دوم بازی با پاناما هم ادامه داشت. تا سر و کله بلینگام پیدا شد و بازی رو برای مربی آلمانی درآورد. گره بازی کنگو تو روزی که انگلیس باید رکورد شصت ساله کامبک نزدن رو میشکست به دست هری کین باز شد. همچنان نمایشهای مسالهدار و دور از شان یک قهرمان. اما بازی با مکزیک یکبار دیگه ورق رو برگردوند. باز هم انگلیس زود با دو گل جود پیش افتاد، اما طبق معمول رولر کوستر انگلیس با اخراج کوآنسا همه رو جون به لب کرد. انگلیس بازی رو بست و صعود کرد.
حبيبي قرب بص وبص بص
هفت دوره حضور و مهمترین دستاورد؛ صعود به یک هشتم نهایی جام جهانی ۱۹۸۶. این رزومه مراکشیها تا قبل از جام جهانی ۲۰۲۲ ئه. اونا نه تنها حرفی برای گفتن نداشتند، بلکه بهترین تیم قاره سیاه هم نبودند. اما به ناگهان مراکش تبدیل به کابوس رقیبان شد و به عنوان اولین تیم آفریقایی به نیمه نهایی جام جهانی رسید و رو پله چهارم دنیا ایستاد. موفقیت مراکش از ۲۰۲۲ به بعد اتفاقی نبود؛ حاصل پروژهای بود که نزدیک به دو دهه براش سرمایهگذاری شده بود. مهترینش ساخت مرکز ملی فوتبال محمد ششم بود که شد میراث خودش و انقلاب فوتبالی کشوری که تا قبل این حرف زیادی توی دنیا نداشت. کیروش زمانی که به ایران اومد تیمی رو مامور کرد تا بازیکنای دو رگهای رو که شانس بازی برای ایران رو دارند پیدا کنند و اگر شد لباس تیم ملی رو بپوشند. در بعضی موارد خروجی عالی بود مثل اشکان دژاگه، بعضی خروجی ها جالب نبود. مثل دانیل داوری و استیون بیت آشور و در مواردی هم نشد، مثل آریا جسور هاسگاوا. مراکش چنین رویکردی رو در دستور کارش قرار داد.خیلی دلبرانه و شاید با نامهای سرگشاده با مضمون:”حبیبی، به ما نزدیک شو، مارو ببین، پیش ما بیا” و حتما
کولینا بر علیه کرنر؛ تعداد گلها کمتر از حد انتظار!
کمیته داوران فیفا، پیش از جام و با هدف انجام «فوتبال واقعی» به جای زد و خورد در ضربات کرنر، جلسات توجیهی متعددی برای داوران و تیمها برگزار کرد. بر اساس قانون جدید کولینا، ایجاد هرگونه سد برای دروازهبان و کشمکش بین بازیکنان در محوطه جریمه خطا است. با گسترش ایدههای ارتتا در فوتبال، این فصل متوسط هر بازی ۰.۴۹ گل در لیگ انگلیس و ۰.۴۶ گل در لیگ قهرمانان اروپا از ضربات کرنر بدست آمد؛ اما این عدد در جام جهانی ۲۰۲۶ به ۰.۳۴ گل در هر بازی رسید. هر چند ضعف تیمهای ملی نسبت به باشگاهها هم میتواند در این مورد تاثیرگذار باشد، اما اعلام خطاهای متعدد در ضربات کرنر و رد گل تاه در برابر پاراگوئه نشان از تاثیر سختگیری فیفا در این تاکتیک نوین گلزنی است! با این حال متوسط گلهای زده شده از کرنر در جام ۲۰۲۲ تنها ۰.۲ بود و افزایش آن نشان از تاثیر بیشتر کرنر در سرنوشت بازیها است. طبق گزارش بیبیسی، مقامات کمیته داوران لیگ انگلستان قصد تبعیت از فیفا را ندارند و احتمالا کرنر مثل فصل گذشته تاثیر زیادی در تعیین قهرمان پریمیر لیگ خواهد داشت!
ممنون بلژیک؛ حالا بفرمایید ساکر!
بعد از قانونشکنی امریکا و دونالد ترامپ در مورد کارت قرمز بالوگان، حالا تیم ملی امریکا تورنمنت رو با گردن شکسته و سری پایین ترک خواهد کرد. حتما امریکا در مسیر درستی برای ترویج فوتبال تو سرزمین فرصتهای طلایی قرار داره. ولی خرابی اونجایی به بار میاد که قوانین رو دور بزنی و مسیر ارگانیک فوتبال رو با تصمیمات مندرآوردی تحت تاثیر قرار بدی. بالوگان تو روزی که نباید در ترکیب امریکا حضور میداشت این آمار رو به جا گذاشت: ۸۹ دقیقه حضور در زمین، یک شوت در چارچوب، ۷ پاس موفق از ۱۲ پاس، صفر خلق موقعیت و طبیعتاً صفر گل زده! شرایط پیش اومده ربطی به کارما نداره وقتی تمرکز تیم و بازیکنتون رو به هم میزنید و اون رو مقابل تمام دنیای فوتبال قرار میدید. قبل از تورنمنت همه امریکا رو به خاطر تصمیمات فوتبالی درست تحسین میکردند. حالا نحوه میزبانی، رفتار غیرحرفهای و دخالتهای شخص رئیس جمهور آمریکا باعث شده بیشتر طرفدارای فوتبال دیگه تمایلی به ادامه حضورشون توی جام نداشته باشند. جرزنی و توهم کاری رو توی فوتبال پیش نمیبره. همونطور که تابلوی believe بین تماشاچیها و بالوگان غیرقانونی کاری از پیش نبرد… حالا شاید بهتر باشه فوتبال رو رها کنن و به ساکر خودشون
یه مرد بود، یه مرد!
فرگی کفش رو برداشت و پرت کرد سمت بکس. پیشونی دیوید شکافت، فرداش یه چسب به شکل ضربدر زد روی پیشونیش و جلوی دوربینها ظاهر شد. معلوم بود همه چیز تموم شده ست. مثل بروس، مثل کین و بقیه... بکام پیراهن شماره هفت رو درآورد، چمدونش رو بست و به مادرید رفت. مدتی بعد یه پسربچه سرتق که فکل جلوی موهاش رو رنگ میکرد و اسمش رونالدو بود پیراهن شماره ۷ یونایتد رو پوشید. با دریبلهای رو اعصاب و رفتاری که روی مغز طرفدارای یونایتد راه میرفت. رونالدو؟ حتما اینم یه پسربچه ست که آرزو داره مثل رونالدو نازاریوی برزیلی بشه... ولی نه. اسمش کریستیانو رونالدو بود. دلیلش هم این بود که مادر اسم کریستیانو رو دوست داشت، پدر اسم رونالدو رو. پدری که همیشه مست بود و خیلی زود از دنیا رفت و کریستیانو به همین دلیل تصمیم گرفت هرگز لب به الکل نزنه. قصههای زیادی از کودکی سختش گفته شده. از در پشتی مکدونالد و دختری که شبها بهش ساندویچ میداد. از سقفی که اگر بارون میبارید همیشه چکه میکرد. از غذایی که باید بین چند نفر تقسیم میشد. اما اون تصمیمش رو گرفته بود: حتی اگر همه دنیا علیه من باشند باید موفق بشم. اون با یونایتد
باید قدر جود را بدانیم!
در چند ساعت اخیر ستایش جود بلینگهام در رسانههای انگلیسی به اوج خودش رسیده است. در حالی که چند روز قبل روزنامهنگاری با «تفرقهافکن و بداخلاق» خواندن جود خواهان کنار گذاشتن او از جام جهانی شده بود، حالا هنری وینتر، ژورنالیست مشهور انگلیسی ویژگیهای او را ناشی از ذهنیت برندهاش میداند. وینتر که نزدیک به ۴۰ سال بازیهای تیم ملی انگلیس را از نزدیک دنبال کرده، در صحبت با Talk Sport بلینگهام را «یکی از بهترین بازیکنانی که تا به حال برای انگلیس دیدهام» توصیف میکند. او میگوید: «او این روحیه پیروزی را دارد. دوست دارم بازیکنان بیشتری در تیم انگلیس از چنین ذهنیتی الهام بگیرند». از نگاه این روزنامهنگار باسابقه، بلینگهام از همان نوجوانی در بیرمنگام سیتی یک استعداد ویژه بود؛ استعدادی که در دورتموند درخشید و سپس در رئال مادرید، جایی که به گفته وینتر «شخصیتهای ضعیفتر زیر فشار آن خرد شدهاند»، باز هم موفق شد. وینتر معتقد است ستاره انگلیس بارها نشان داده برای بزرگترین صحنههای فوتبال ساخته شده و به همین دلیل تأکید میکند: «باید قدر او را بدانیم.»
نمی شکنه، یه کمی خم می شه
“محرومیت یک جلسهای بالوگان برای خطای خطرناک روی محرموویچ در بازی امریکا برابر بوسنی، به مدت یکسال به تعلیق در اومد و نامبرده در صورت تکرار، جریمه خواهد شد” گزاره بالا کاملاً جدیه، باور میکنید؟ جام جهانی بیست بیست و شش که قرار بود یه یکی بهترین ادوار جامهای جهانی بدل بشه، تبدیل شده به حیاط خلوت دونالد ترامپ! گفته میشه رئیس جمهور امریکا شخصاً با جانی اینفانتینو تماس گرفته و ازش خواسته کارت قرمز بالوگان رو بررسی کنه.تماسی که منجر به یک اتفاق شرم آور تو جام ۲۶ شده! نگران نباشید، قانونی شکسته نشده، برای میزبان فقط قانون یه کمی خم شده. تنها نقطه امیدواری اتحاد دنیای فوتبال برابر رویکردها و تصمیمات رقتانگیز فیفا تحت میزبانی ایالات متحده است. به قول یورگن کلوپ دوست داشتنی: “این دو نفر هیچ چیز از فوتبال نمیفهمند، این بازی ماست، نه بازی اونا” این جام جهانی هر هفته داره عجیب و عجیبتر میشه. به شکلی که هر لحظه میشه احتمال هر اتفاقی رو داد! از برگزاری کنسرت در وقفه آبخوری نیمه اول تا حمله آدم فضاییها!!! بیاید امیدوار باشیم تو مرحله بعد دونالد جِی ترامپ، مثل شیخ احمد الفهد الصباح شخصا وارد زمین نشه! یا توی فینالی که منطقاً امریکا توش جایی نداره،
بدرود نِی جِی
برزیل هر نسل یه ابرستاره به فوتبال جهان معرفی میکنه. گزاره ای که توی این چند سال گذشته به بازیکنی مثل اندریک اطلاق میشه که مسیر خیلی طولانی برای اثباتش پیش رو داره. اما روزگاری که نیمار با موهای تاج خروسیش توی سانتوس میدرخشید و با رقص پا وسط لیگ برزیل همه رو مجنون خودش کرده بود، میشد گفت که واقعا فوتبال دنیا میتونه منتظر یه رونالدو یا رونالدینیهوی دیگه باشه. نیمار خیلی زود پلههای ترقی رو طی کرد. بعد از بازی جلوی مسی با پیراهن سانتوس، بهش توی بارسلونا ملحق شد و کنار هم تمامی عناوین ممکن رو درو کردند. نیمار تو اوج بود و زندگی به بهترین شکل ممکن پیش میرفت، اما یه جای کار اشکال داشت. برعکس کریستیانو که برای رفتن به سطح بالاتر چمدونش رو بست و از اولدترافورد به برنابئو رفت، نی جی فهمید که زیر سایه مسی بودن تا ابد اونو توی همین سطح نگه میداره. پس پاریس رو انتخاب کرد. یه پروژه جاهطلبانه با منابع لایتناهی مالی. تبدیل به گرونترین فوتبالیست تاریخ شد و پیراهن قهرمان فرانسه رو پوشید. کنار امباپه تا فینال لیگ قهرمانان رفت، ولی نشد. وقتی دیدند نمیشه حتی سراغ مسی هم رفتند و اونو دوباره همبازی نیمار کردند. اما
تمپو روی ۱۲۰، لتس گو!
کریربازهای فیفا خوب یادشون میاد که یه جوون آیندهدار بود که رئال مالکیتش رو برعهده داشت ولی قرضش میداد به تیمهای دیگه تا زمان مناسب فرا برسه و بتونه به عنوان بازیکن اصلی توی ترکیب قرار بگیره. اگر شما مارتین اودگارد جوون رو توی تیمتون داشتید، اون در گذر زمان به یکی از بهترین بازیکنای جهان تبدیل میشد. اتفاقی که توی دنیای واقعی هم افتاد و حالا مارتین، کاپیتان تیم ملی کشورش و قهرمان انگلیسه. اون تو دوران حضورش توی مادرید و زیر سایه مثلث برمودای کروس، مودریچ، کاسمیرو قرار گرفت و توی سوسیداد، ویتسه و هیرنفین بازی کرد. اما یه روز تصمیمش رو گرفت و بار سفر به لندن رو بست. حالا کاپیتان تیم آرتتا تنظیم کننده مترونوم بازی تیمش توی لیگ برتره و با اونا قهرمان جزیره شد و تا فینال لیگ قهرمانان هم پیش اومد. حالا شاید شبی نباشه که پرز به این که چقدر مفت این ابر ستاره رو از دست داده فکر نکنه. از دیشب دوئوی هالند/اودگارد خیلی با دوئوی بیل/رمزی مقایسه میشه. اما حقیقا این کجا و آن کجا؟! اودگارد توی بیست و هفت سالگی تو اوج دوران فوتبالش قرار داره و اگر با نروژ موفق به حذف انگلیس بشه، برای اولین بار این
جام ۲۶؛ در روز بیست و چهارم چه گذشت
جام بیست و ششم به قدمهای آخر خود نزدیک میشود. در دور یک هشتم رقابتها مراکش به مصاف یکی از سه میزبان رقابتها رفت و موفق شد با سه گل از سد کانادا گذر کند. برای شیرهای اطلس اوناهی دوبار، و صفیان رحیمی یکبار دروازه شاگردان جسی مارچ را گشودند تا اولین تیم مرحله بعدی رقابتها لقب بگیرند. در دومین بازی فرانسه به مصاف پاراگوئه جانسخت رفت و در یک بازی پربرخورد با پنالتی امباپه که روی دوئه اتفاق افتاد موفق شدند حریف امریکای جنوبی خود را شکست دهند. بازیکنان پاراگوئه با ایجاد جنگ روانی و خطاهای زیاد سعی در برهم زدن تمرکز خروسها داشتند که در نهایت موفق نشدند. فرانسه و مراکش در تقابل امباپه و اشرف حکیمی، دو دوست صمیمی، در مرحله بعدی رقابتها به مصاف هم خواهند رفت. دیدار مکزیک و انگلیس با حاشیههای زیادی همراه بوده است. شایعه تغییر ساعت مسابقه به دلیل احتمال وقوع رعدوبرق و شرایط جوی منتشر شد، اما فیفا در نهایت برنامه اولیه را حفظ کرد. ورود تیم انگلیس به مکزیکوسیتی با استقبال سرد بخشی از هواداران میزبان همراه بود و برای محل اقامت این تیم نیز تدابیر امنیتی گستردهای در نظر گرفته شد. در مکزیک، همزمان با شور و هیجان جام
کلمبیا، رها از نام ستارهها، در مسیر درست
شکست ۳ بر ۱ در بازی دوستانه مقابل تیم دوم فرانسه، از نگاه تیم ویکری، نقطه عطف کلمبیای جدید بود. این کارشناس فوتبال آمریکای جنوبی معتقد است نستور لورنسو پس از آن شکست، فلسفه تیمش را تغییر داد و حالا کلمبیا با انسجام دفاعی بیشتر و بلوغ تاکتیکی بالاتر، یکی از مدعیان جام جهانی است. ویکری میگوید کلمبیا دیگر «گروگان ستاره کهنهکارش نیست» و خامس رودریگز نیز با دوندگی و وظایف دفاعی بیشتر، در خدمت ساختار تیم قرار گرفته است. او همچنین از جون آریاس تمجید کرد و با لحنی طنز گفت: «اگر پولش را داشتم، خودم او را میخریدم و روی طاقچه میگذاشتم!»؛ بازیکنی که به اعتقاد ویکری «جوکر تاکتیکی» لورنسو است و در چندین پست برای تیم بازی میکند. ویکری در پایان هم پیشبینی جالبی داشت و گفت اگر کلمبیا در یکچهارم نهایی به آرژانتین برسد، «شاید این بار کفه شانس به سود کلمبیا باشد»، چون این تیم «واقعاً در مسیر درستی حرکت میکند.»
روزهای خوب صلاح در آمریکا
مسی، امباپه، هالند، کین و حتی کریستیانو، در این جام چندین گل زدند و بسیاری به جام جهانی ۲۰۲۶، جام ستارهها میگویند. اما نام محمد صلاح با یک گل زده برابر نیوزلند، در این روزها کمتر از بقیه ابرقهرمانهای دنیای فوتبال شنیده شده است. یک پنالتی پاننکا در حساسترین لحظات برابر استرالیا، ریسک بالایی برای ستارهای بود که بعد از بدترین فصل خود در لیورپول، راهی آمریکا شده است. اما صلاح ایجاد اعتماد به نفس در تیم را، وظیفه خود میداند. مصر پس از کابوس جام ملتهای آفریقا، چهره متفاوتی از خود در جام جهانی نمایش داد و محمد صلاح علاوه بر رهبری تیم، نقش محوری در بعد فنی هم دارد. ۱۶ ایجاد موقعیت پس از بواتنگ در سال ۲۰۱۰ و آپیا در سال ۲۰۰۶، بیشترین تعداد از سوی یک بازیکن آفریقایی در طول جام جهانی است؛ رکوردی که احتمالا در بازی برابر آرژانتین، در اختیار فرعون مصری قرار میگیرد.
هوی متال روی نیمکت تیم ملی؟
حذف زودهنگام آلمان از جام جهانی ۲۰۲۶ بار دیگر نیمکت مانشافت را به یکی از مهمترین سوژههای فوتبال اروپا تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، نام یورگن کلوپ بیش از هر گزینه دیگری به گوش میرسد؛ مربیای که سالهاست هواداران آلمان آرزوی حضورش روی نیمکت تیم ملی را دارند. هرچند هنوز تصمیمی رسمی گرفته نشده، اما دلایل زیادی وجود دارد که احتمال همکاری دو طرف را تقویت میکند. نخستین دلیل، جایگاه ویژه کلوپ در فوتبال آلمان است. او پس از موفقیتهای چشمگیر با باشگاههای مختلف، به مربیای تبدیل شده که توانایی ساختن تیمهای منسجم، جنگنده و با شخصیت را بارها ثابت کرده است. فدراسیون فوتبال آلمان نیز پس از نتایج ناامیدکننده سالهای اخیر، بیش از هر زمان دیگری به دنبال چهرهای است که بتواند اعتماد عمومی را بازگرداند. از سوی دیگر، کلوپ شناخت کاملی از فوتبال آلمان و نسل جدید بازیکنان این کشور دارد. بسیاری از ملیپوشان فعلی یا زیر نظر او کار کردهاند یا سبک بازیشان با فلسفه فوتبال پرفشار و هجومی او هماهنگ است. همین موضوع میتواند روند بازسازی تیم ملی را سرعت ببخشد. البته موانعی هم وجود دارد. کلوپ پس از سالها مربیگری فشرده، چندی پیش مسئولیتی مدیریتی در فوتبال پذیرفت و مشخص نیست حاضر باشد به
پرتغال، کرواسی و آفساید؛ قانون مهمتر است یا روح فوتبال؟
یک موج بسیار کوچک روی نمایشگر VAR، حکم به حذف کرواسی از جام جهانی داد. در حالی که یوشکو گواردیول گل تساوی را به ثمر رسانده بود، فناوری «Connected Ball» تماس بسیار جزئی ایگور ماتانوویچ با توپ را ثبت کرد و به دلیل آفساید، گل مردود شد. این فناوری بر پایه نسخهای پیشرفته از سیستم Snicko، که برای تشخیص تماسهای بسیار ظریف در کریکت توسعه یافته است، کار کرده و با کمک میکروچیپ داخل توپ برخوردهای بسیار کوچک را ثبت میکند. به گفته فیفا، این فناوری دادههای لحظهای و دقیقی برای تصمیمگیری داوران فراهم میکند. با این حال، این تصمیم با انتقادهایی همراه شد؛ برونو ماریچ، داور پیشین کرواسی، جهت رفع ابهام خواستار ارائه شواهد بصری در کنار دادههای چیپ شد و زلاتکو دالیچ، سرمربی کرواتها، گفت VAR اگرچه به داوران کمک میکند، اما از احساس فوتبال میکاهد. فیفا از این تصمیم دفاع کرده و تأکید داشت که دادههای چیپ، تماس با توپ را تأیید میکند؛ تصمیمی که همچنان محل بحث میان دقت فناوری و روح فوتبال است.
شهاب زودگذر فوتبال آلمان
واکنش رسانههای آلمانی به برکناری ناگلزمن پس از حذف زودهنگام مانشافت از جام جهانی ادامه دارد. بورکهارد هوپه، خبرنگار آلمانی، در یادداشتی تند مینویسد سرمربی سابق مانشافت بیش از آنکه قربانی نتایج باشد، اسیر تصمیمات و رفتارهای خودش شد؛ از مصاحبه جنجالی با «کیکر» و انتقاد علنی از بازیکنان گرفته تا ابهام در انتخاب دروازهبان شماره یک، اصرار بر کنار گذاشتن زوج موفق پاولوویچ و کیمیش و انتشار فهرستی که با معیارهای اعلامشده خودش همخوانی نداشت. به اعتقاد این نویسنده، رودی فولر نیز با حمایت بیچونوچرا از ناگلزمن و نادیده گرفتن اختلافات داخلی تیم، در شکلگیری این شکست سهم داشت. هوپه در پایان، دوران ناگلزمن روی نیمکت آلمان را «سقوط از یک ستاره به شهابی گذرا» توصیف میکند.
برای آیندگان…
جدای از نچسبی های جام بیست ششم، برهم زدن قوانین بازی، وقفه رقتانگیز آبخوری، بازرسیهای پلیسی از تیمها، ویزا ندادنها، نمایشهای قبل و بین و بعد از بازی، این تورنمنت روی اعصاب آخرین ضیافت حضور ستارههای زیادیه که ما باهاشون بزرگ شدیم. بازیکنای زیادی احتمالا این آخرین جام جهانیشون خواهد بود. اما تعدادیشون مسبب شکل گرفتن زیباترین تصاویر فوتبالی ذهن ما هستند. مودریچ، پرشیچ، فندایک، نیمار، کاسمیرو، سون، کیدیبی، نویر ،کانته، خیلیهای دیگه که احتمالا الان به یاد ندارم و براش شماتت خواهم شد و سرآمد همه اسمها دو ابراسطوره: مسی و رونالدو. خیال خامیه اگر فکر کنیم چهار سال دیگه هم کریس و لئو میتونن تو زمین راه برن تا دَه نفر دیگه براشون موقعیت بسازن و اونا گلش کنن. اما ما نسلی خواهیم بود که روزی برای بچههامون ازشون خواهیم گفت. از رونالدویی که وسط هجده قدم پرواز کرد و با برگردون دروازه یکی از بهترین گلرای جهان رو باز کرد و توسط هواردای رقیب تشویق شد. از پسربچه آرژانتینی که یه تیم رو دریبل کرد و وسط یکی از پرشورترین استادیومهای جهان همه رو به سکوت دعوت کرد. از نیماری که با توپ جادو میکرد. از مودریچی که مترونوم تیم بود و تیمش با تمپوی اون بازی
پایان پروژه ناگلزمن؛ آلمان در جستوجوی ناجی جدید
حذف زودهنگام تیم ملی آلمان از جام جهانی ۲۰۲۶، سرانجام به تصمیمی منجر شد که از همان ساعات نخست پس از شکست برابر پاراگوئه زمزمههایش به گوش میرسید؛ پایان همکاری با یولیان ناگلزمن. هرچند فدراسیون فوتبال آلمان هنوز در حال طی کردن مراحل نهایی این تصمیم است، اما رسانههای معتبر آلمان از قطعی بودن برکناری این سرمربی ۳۸ ساله خبر دادهاند و انتظار میرود این جدایی بهزودی بهصورت رسمی اعلام شود. این سومین جام جهانی متوالی بود که آلمان نتوانست به جمع مدعیان واقعی برسد؛ آماری که فشار افکار عمومی و رسانهها را به اوج رساند و مدیران فدراسیون را به این نتیجه رساند که ادامه همکاری با ناگلزمن دیگر توجیهی ندارد. اگرچه ناگلزمن موفق شد فضای مثبتتری نسبت به دوران هانسی فلیک ایجاد کند، اما در مهمترین آزمون خود ناکام ماند. در دوران حضور او: آلمان به مرحله یکچهارم نهایی یورو ۲۰۲۴ رسید. در لیگ ملتهای اروپا ۲۰۲۵ نتوانست عنوانی کسب کند. در جام جهانی ۲۰۲۶ در همان نخستین مرحله حذفی حذف شد. فرصت بازی دادن به نسل جدیدی از بازیکنان مانند توم بیشوف و لِنارت کارل را فراهم کرد و روند جوانگرایی را سرعت بخشید. با این حال، مهمترین انتقادها به او، ناتوانی در ایجاد ثبات تاکتیکی، تغییرات
تو یه جادوگری هری!
یعنی کنگو هم یه ایسلند دیگه میشه؟ یعنی بازم قراره مثل نیم قرن گذشته بعد از گل خورده حذف بشیم؟ هیچ شانسی نداریم؟ اینا احتمالا سوالای طرفدرای انگلیس در جریان بازی دیشبشون با کنگوئه. اونا تو بازیای که نمایش درخشانی هم نداشتند، خیلی زود شوکه شدند و روی غفلت کونسا و اسپنس دروازهشون باز شد تا دوباره بحث فولبک راست تیم ملی انگلیس و غیب آرنولد حسابی داغ بشه. دیشب انگلیس خوششانس بود که بعد از گل اول بازی، شوت ویسا به تیر نشست وگرنه چوب جادوی کپتن کین هم کارساز نبود. اما تو روزی که پیکفورد گل بدی خورد، رشفورد تو جیب کوچیک عنکبوت سابق یونایتد گرفتار شده بود، رایس خاموش ترین ستاره زمین بود و جود تحت پرس شدید کنگوئیها، باز هم کین به داد سهشیرها رسید. بعد از چند موقعیت جدی و نصفه نیمه این کاپیتان انگلیس بود که گل تساوی رو زد. ولی هم خودش و هم هم تیمیهاش میدونستن که این کافی نیست... شوت کین که منجر به گل دوم سهشیرها شد، ۱۰۷.۳ کیلومتر بر ساعت سرعت داشت و ۰.۰۶ امید گل. کین یکبار دیگه انگلیس رو نجات داد. انگلیس روی فوتبالش سرمایهگذاری جدی کرده و به نظر میرسه تا سالهای سال ستارهای زیادی رو
اوه کپتن مای کپتن!
صحنه درگیری تروسار و تیلمانس در بازی دیشب یکبار دیگر بحث بازوبند کاپیتانی شیاطین سرخ رو پیش کشید. قبل از شروع بازیها هم به این انتخاب رودی گارسیا ایرادهای زیادی گرفته میشد. لوکاکو عموما غایب بود. کی دی بی اصرار داشت بیشتر روی بازی متمرکز باشه تا کاپیتانی تیم. کورتوآ هم بعد از درگیری با تدسکو و غیبت نسبتا طولانی در تیم ملی در بازگشتش تمایلی به بستن بازوبند نداشت. پس تصمیم سرمربی بازیکنی جوون ولی با تجربه بالا بود: یوری تیلمانس. دیشب اما درگیری با تروسار صحنه زشتی رو رقم زد. در حالی که بلژیک دو هیچ عقب بود، توپ و تشر تروسار به تیلمانس داشت به درگیری کشیده میشد که با دخالت بازیکنان خودی و غیر خودی موضوع فیصله پیدا کرد. چه بسا اگر کسی بینشون قرار نمیگرفت شاهد یک راند فایت به سبک و سیاق بویر-دایر میبودیم! کمی بعدتر روی ارسال خود تروسار و ضربه سر تیلمانس بلژیک به گل تساوی رسید و در نهایت با پنالتی خود کاپیتان هم به مرحله بعد رفتند، اما تصویر این درگیری حتما از ذهن هوارادان بلژیکی پاک نمیشه. جایی که به نظر میرسه کاپیتان تیم اتوریته لازم رو نداره و تو لحظات حساس ممکنه کار دست تیم رودی گارسیا بده.
نمایش، دور از شأن انگلیس!
عملکرد انگلستان برابر جمهوری کنگو موجی از انتقاد در رسانههای این کشور به همراه داشت. گاردین نوشت انگلیس «تا آستانه فاجعه» پیش رفت، برای هواداران تیم ملی که به سالها رنج کشیدن عادت کردهاند، خاطرات تلخ گذشته تکرار شد. تلگراف با کنایه از سرگرمکننده بودن بازی برای علاقهمندان به «اضطراب، وحشت و ترس از یک رسوایی ملی» گفت. بیبیسی از «شروع کابوسوار» نوشت و ایندیپندنت از تیتر دور از شأن انگلستان استفاده کرد. هر چند انگلیسیها با تحسین گسترده کین او را «معجزه» دانستند، معتقد بودند در صورت رفع نشدن نقصهای تیم توخل، حتی پرنس هری هم برای موفقیت کافی نیست.
نپذیرفتن مسئولیت، از زمین بازی تا راس فدراسیون مانشافت
یک روز پس از حذف آلمان از جام جهانی، انتقادها از بازیکنان فراتر رفته و مدیران فدراسیون فوتبال این کشور نیز هدف حملات قرار گرفتهاند. رسانههای آلمانی میگویند همان بحران رهبری که در زمین مسابقه دیده شد، در رأس فوتبال این کشور نیز جریان دارد. صحنهای که یوشوا کیمیش در ضربات پنالتی با گفتن «لئون، تو؟» به دنبال داوطلب میگشت و با سکوت همتیمیاش روبهرو شد، نمادی از این شکست است. چند دقیقه بعد، همین بلاتکلیفی بیرون از زمین هم تکرار شد؛ جایی که یولیان ناگلزمان درباره آیندهاش گفت: «این تصمیم را من نمیگیرم. قرارداد دارم و آماده ادامه همکاری هستم»؛ اما نه رودی فولر و نه برند نویندورف حاضر نشدند مسئولیت تصمیم در این خصوص را بر عهده بگیرند. در این میان، یورگن کلوپ نیز خواستار یک بازسازی عمیق در فوتبال آلمان شد و تأکید کرد: «باید تغییرات اساسی ایجاد کنیم؛ باید از ردههای زیر ۱۰ سال شروع کنیم و برای رسیدن به نتیجه صبور باشیم». حالا بسیاری در آلمان معتقدند مشکل مانشافت فقط ناکامی در یک جام جهانی نیست؛ بحران اصلی، کمبود رهبری و مسئولیتپذیری در بالاترین سطح مدیریت فوتبال این کشور است.
از عرش به فرش برای قهرمانان سابق: حسرتبهدل برای پیروزی!
شاید برای ضربالمثل "گهی پشت به زین و گهی زین به پشت" هیچ مثالی در فوتبال بهاندازه عملکرد قهرمانانهای جامهایجهانی ۲۰۰۶، ۲۰۱۰ و ۲۰۱۴ واضح نباشد. ایتالیا، اسپانیا و آلمان بعد از قهرمانیهای بزرگی که در جامجهانی داشتند هیچگاه نتوانستند در یک جدال مرحله حذفی این رقابتها به قهرمانی برسند تا بعد از دورانی شکوهمند حالا در حضیض بهسر ببرند. ایتالیاییها که در جامجهانی ۲۰۱۰ و ۲۰۱۴ در گروهی بهترتیب چهارم و سوم شدند و بعد از آنهم حالا برای سومین دوره متوالی نتوانستهاند به جامجهانی صعود کنند. این شرایط بد برای فاتح یورو ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲ و جامجهانی ۲۰۱۰ هم وجود دارد و ماتادورها بعد از حذف در گروهی ۲۰۱۴ در گروهی که هلند، شیلی و استرالیا بودند، در ۲۰۱۸ و مرحله یکهشتم در ضربات پنالتی مغلوب روسیهی میزبان شدند. لاروخا در قطر هم بعد از صعود از گروهی بهعنوان تیم دوم بعد از ژاپن بازهم اسیر ماراتن پنالتیها شدند و اینبار قافیه را به مراکش شگفتیساز باختند. بعد از ترکیب موفق یواخیم لو و هانسی فلیک روی نیمکت تیمملی آلمان که منجر به قهرمانی مانشافت در جامجهانی ۲۰۱۴ شد روزگار تلخ آنها شروع شد؛ در ۲۰۱۸ باخت به مکزیک و کرهجنوبی باعث قعرنشینی آلمان در گروه خود شد
سوتی کسب و کار من است
دنیلو لوئیز داسیلوا. مدافع ۳۴ ساله با سابقه بازی برای پورتو، رئال مادرید، منچسترسیتی و یوونتوس. برنده پریمیرا، لالیگا، پرمیرلیگ و دو لیگ قهرمانان اروپا. اینها فقط بخشی از دستاوردهای دفاع راست دیشب برزیل برابر ژاپنه. اما اگر همین حالا از طرفدارای فوتبال برزیل بپرسید که حاضرند دنی آلوز رو با یه پرواز مستقیم از کلیسا به استادیوم بیارند احتمالا جواب همهشون مثبته. کارنامه قهرمان دو دوره لیگ قهرمانان پر از سوتیهای ریز و درشته. کسی که با این ویترین پر از زرقوبرق باید هایلایتش تو ذهم صحنههای موندگاری باشه. ولی من پنالتی جلوی کرواسی رو به یاد میارم. یا اشتباهش تو فینال کوپادلری که عملا یه سهگانه رو از مادریدیها گرفت. یا سوتی وحشتناکش تو پیراهن یووه برابر ساسوئولو. و همینطور نمایش ضعیفش تو فینال کوپاآمریکا ۲۰۲۱ در فینال. شب گذشته هم با یک پاس اشتباه مقدمات گلزنی سانو رو فراهم کرد و بازی برای سلسائو گره خورد. برزیل به بازی برگشت و تونست با گلهای کاسمیرو و مارتینلی به مرحله بعد صعود کنه، اما هر بار توپ به دنیلو رسید تک ضرب و رو به عقب کار کرد. انگار نه انگار که تو این سن و سال باید سمبل اعتمادبهنفس و الگوی جوونترها توی زمین باشه. دنیلو تو
پایان یک دوران با آخرین سیو یک افسانه
تصویر دیشب نویر و حذف در این مرحله از جام جهانی یادآور رازهای دردناک خیلی از دروازبانهای تاریخ بود. این پایان یک دوران بود. دورانی که پایانبخش بیش از ۱۲۰ بازی ملی برای کسی بود که فقط قهرمانی یورو رو در سطح ملی تجربه نکرد. فستیوالی از عناوین فردی و یک قهرمانی جهان کارنامه مانوئل نویر در این دوران بود. پسری که از شروع دوران فوتبال تو شالکه تا همین حالا، هرگز خاک آلمان رو در سطح باشگاهی ترک نکرد و کل حرفهاش به دو باشگاه بایرن و شالکه خلاصه میشه. دوران شکوهمندی که با سختگیری میشه فقط جای خالی توپ طلا برای یک دروازبان رو درش خالی دید! من یاشین رو ندیدم. دینو زوف رو هم همینطور. ولی کان، کاسیاس، چک، اشمایکل، وندرسار و جیجی بوفون کسانی بودند که با حیرت بهشون نگاه میکردم؛ فوقالعاده بودند. نویر برام با همهشون فرق داشت. فوتبال مدرن برای من به قبل و بعد نویری تقسیم میشد که در موقع حمله تیمش، دست به کمر بیمحابا وسط زمین ایستاده بود. جایی که لازم بود سوئیپر بود و جایی که لازم بود کیپر. شاید جادوی جیجی روی خط دروازه به عملکرد نویر بچربه ولی هم از نظر ویترین افتخارات هم عملکرد بازی با پا
جایی که خیابانها اسمی ندارند…
جام جهانی ۲۰۲۲، مرحله یکهشتمنهایی. پنالتیهای بوسکتس و سولر رو مهار کرد و برای اولین بار مراکش به یک چهارم نهایی جام جهانی رسید. تو بازی یک چهارم ضربه ژائو فلیکس رو سیو کرد تا مراکش به نیمهنهایی هم برسه. تو فینال لیگ اروپا. فینال لیگ اروپا ۲۰۲۳، رم-سویا. دو پنالتی مانچینی و ایبنیز رو گرفت و چهره اصلی قهرمان شد.در جام جهانی باشگاهها ۲۰۲۵ ابرنمایشش باعث حذف سیتی شد. شب گذشته هم بونو با مهار پنالتی سامرویل مقدمات صعود مراکش به مرحله بعد رو فراهم کرد. بونو یکی از قدرندیدهترین دروازبانهای دوران خودشه. گلری که سپر مراکشی بوده که در این سالها شناختیم. فراموش نکنیم زمانی که مادرید به خاطر مصدومیت کورتوآ به دنبال دروازبان بود بونو اولین انتخابشون بود. ولی چون برای شرکت در مسابقات جام ملتهای آفریقا نزدیک به یک ماه اون رو در اختیار نمیداشت تصمیمشون عوض شد. خود بونو هم در مهمترین بزنگاه دوران ورزشیاش الهلال رو انتخاب کرد. جایی که اون رو از دید رسانههای اروپایی دور میکرد. با الهلال به افتخارات زیادی رسید. ولی کیه که ندونه اگر بونو تو چارچوب دروازه یه ابرباشگاه می ایستاد اونو برای سالها بیمه میکرد. یه لحظه تصور کنید بونو توی دروازه اتلتیکو ایستاده... چقدر جذاب. اما
تبانی تبانی …
عملکرد تیم ملی جای نقد بسیار داره. اما نمیشه کتمان کرد که این تیم با همه فشارهای درونی و بیرونی روبهرو بود. با کارشکنی میزبان (که البته صرفا مختص تیم ایران نبود). با بدشانسی و خیلی چیزهای دیگه. اما واقعا تبانی؟... به لطف اینترنتی که اگر همیشه وصل باشه خیلی ها داستان بازی اتریش و آلمان و رسوایی خیخون رو فهمیدند. روزی که باعث شد قانون برگزاری بازی آخر مرحله گروهی برای همیشه عوض بشه. حالا شاهد یادآوری اون روز و مقایسهاش با بازی اتریش و الجزایر هستیم. شاهد دیالوگهای خیلی عجیبی هم بودیم. از نفهمیدن اینکه چی شد؟ تا خواهش و تمنا به زبان عربی و بعد تاکید موکد بر این که اتریش و الجزایر با هم بسته بودند! هر جور بود دنیا دست به دست هم داد، غنا به کرواسی باخت، کنگو ازبکستان رو برد، اتریش و الجزایر هم مساوی کردند، تا تیم ملی با شانس بیش از نود درصد( به گفته رسانه اتلتیک) از صعود به مرحله بعدی باز بمونه. بیاید فرض بگیریم همه جهان برعلیه تیم ملی باشه. ولی چرا ضعیف ترین تیم جام رو تو اولین بازی نبردیم؟ چرا وقتی انگوی ناشیانه تو بازی دوم اخراج شد، سه دقیقه عقب نشستیم و کادر فنی حتی
اوه کانادا!
از ابتدای تورنمنت کسی جدیشون نمیگرفت. اونا فقط به سه تا جام جهانی رسیدن که یکیش هنوز در جریانه! سال ۱۹۸۶ و ۲۰۰۲ کانادا رسما زنگ تفریح رقباش بود. هر دو توی گروهشون آخر شدن. بدون امتیاز. تو سال ۸۶ حتی گل زده هم نداشتن. اما این دوره فرق میکنه. در کنار نمایش بهتر نسبت به هر بار شور میزبانی هم بهشون کمک کرد و حالا تو جمع شانزده تیم پایانی جام هستند. شاید بهش حجم هیجانزدگیشون رو از بوسیدن لوگوی تیم از سوی سرمربی آمریکایی تیم یعنی جسی مارچ متوجه شد. درسته که کانادا شاید شانس زیادی تو بازی مرحله بعد برابر برنده هلند-مراکش نداشته باشه، ولی تا همینجا هم همه چیز برای اونا یه جشن بزرگه.
قدرت کلمبیا یا تغییر خود خواسته؟ پرتغال متفاوتتر از همیشه
امضای پرتغال روبرتو مارتینز، مالکیت بالا و بازپسگیری سریع توپ است. به طوری که این تیم با تکیه بر خط هافبک پر ستاره خود، در مسابقات یورو ۲۰۲۴ با ۶۶.۹% بالاترین میانگین مالکیت توپ مسابقات را داشت. اما پرتغال در برابر کلمبیا، به شکل کاملا متفاوتی بازی کرد. میزان مالکیت این تیم، تنها ۴۱% بود؛ اما قسمت جالبتر ماجرا، زمان بازپسگیری توپ ۲۶.۳۳ ثانیهای این تیم در برابر ۱۷ ثانیه کلمبیا بود. برای این که متوجه بزرگی این عدد شوید، بهتر است بدانید تنها در ۴ مسابقه از جام جهانی تیمی توپ را کندتر از پرتغال در این بازی پس گرفته است؛ تونس مقابل هلند، اتریش مقابل الجزایر، اردن مقابل آرژانتین و کنگو در برابر خود پرتغال. نبود ژائو نوس در ترکیب اولیه که در ایجاد پرس از مهمترین مهرههای مارتینز محسوب میشود، از دلایل اصلی این اتفاق است، اما حتی جایگزینی او با روبن نوس در بین دو نیمه هم تغییر چندانی ایجاد نکرد. نکته منفی ماجرا اما آنجاست که پرتغال با این شکل بازی، نهتنها در ایجاد موقعیت در انتقالها موفق نبود بلکه امید گل ۱.۸۵ نیز به کلمبیا اهدا کرد. به نظر زنگ خطر جدی در تیم روبرتو مارتینز پیش از شروع مسیر سخت مراحل حذفی به
تیمی که نباخت، اما برنده هم نبود
چند ساعت بعد از حذف تیم ملی، فریاد ظلم، تبانی و حقخوری همه جا رو پر کرده. از اونها فقط بیخودی پاس میدادند گرفته تا گل آخر رو از قصد خوردند! اما محض رضای خدا، قبل از این که تهمتهاتون رو به سمت هر ملت و تیم و بازیکنی پرتاب کنید، نیم نگاهی به سادهترین و دمدستیترین آمارها نمیکنید؟ الجزایر برابر اتریش ۷۷۵ پاس داد؛ بله، چقدر زیاد! ولی نه به عنوان تیمی که بعد از اسپانیا بیشترین تعداد پاس صحیح در کل تورنمنت رو داشته! تیمی که حتی در بازیای که سه گل از آرژانتین خورد، بیشتر از اونها پاس داد. جالبتر چیه؟ این که الجزایر در این بازی ۱۲۱ تلاش برای خطشکنی کرد؛ در حالی که ایران فقط در بازیاش برابر مصر و با ۱۲۴ تلاش تونست عدد بالاتری رو ثبت کنه. شرایط این واکنشها رو میطلبه، صحیح؛ ولی دوره این غیرتیبازیها و پشت بهونه موجه و غیر موجه قایم شدن خیلی وقته گذشته عزیزان. تیم ملی نباخت، ولی برنده هم نبود. قهرمانسازی حیرتانگیزتون از فدراسیونی که حتی در شرایط صلح هم رقیب دوستانهای بهتر و متفاوتتر از ازبکستان و روسیه پیدا نمیکرد و تیم فنیای که در سادهترین گروه در هفت دوره حضور در جام جهانی هیچ
مسی تاریخ را مینویسد
ژاوی پس از بازی مقابل الجزایر درباره او نوشت وقتی همه از عدم آمادگی بدنی حرف میزنند، مسی ذهنیت خود را برای جام جهانی به اوج رسانده است؛ این جام لحظه اوست و اگر قانع نمیشد که نمیتواند باز هم برنده باشد، هیچگاه در این تورنمنت شرکت نمیکرد. در کمتر از ۳۰ دقیقه بازی، مسی ذهنیت خود را با زدن گل ششم تورنمنت آن هم از روی ضربه ایستگاهی نشان داد. حالا با ۱۹ گل، در جدول بهترین گلزنان تاریخ جامهای جهانی دستنیافتنیتر به نظر میرسد و با گلزنی در ۷ بازی پیاپی، رکورد جدیدی در جام جهانی به جای گذاشته است. رکوردی که با مسیر حداقل روی کاغذ ساده آرژانتین تا نیمهنهایی، باید منتظر بهبود آن باشیمدر کمتر از 30 دقیقه بازی، مسی ذهنیت خود را با زدن گل 6ام تورنمنت آن هم از روی ضربه ایستگاهی نشان داد. حالا با 19 گل، در جدول بهترین گلزنان تاریخ جامهای جهانی دستنیافتنیتر به نظر میرسد و با گلزنی در 7 بازی پیاپی، رکورد جدیدی در جام جهانی به جای گذاشته است. رکوردی که با مسیر حداقل روی کاغذ ساده آرژانتین تا نیمهنهایی، باید منتظر بهبود آن باشیم.
رامین، پشتکار و جاودانگی
قضایای خندهدار ریزهاسپور، دعواهای بچگانه با برانکو، استوریهای حیرتانگیز، ناسازگاری با تقریبا تمام همتیمیها در تمام تیمها، انتقاد از بازیکنان و مربی خودی روی آنتن زنده تلویزیون، قول شرف همیشه پرسپولیسی بودن و دست بالا بردن و قسم به تلاش برای موفقیت استقلال، نیمکتنشینی و تنش با ساپینتو تا همین چند ماه پیش؛ وقتی به سیاهه حواشی رضاییان نگاه کنی، احتمالا باورپذیر نیست، اما رامین، بازیکنی که تا 25 سالگی در راهآهن بازی میکرد و با دعوت کیروش ناگهان رقیب وریا غفوری در سمت راست دفاع تیم ملی شد، حالا در 36 سالگی گلزنترین بازیکن ایران در تاریخ جام جهانیه! بالاتر از هر نام بزرگی. برای دوست نداشتنش میشود دلیلهای زیادی نوشت، اما رامین چیزی دارد که در لیست همه بازیکنان ایرانی شاید به اندازه انگشتان یک دست هم نبینی؛ پشتکار. این عنوان، لیاقت اوست، چون همیشه تلاش کرد. بااستعدادترین نبود، ولی در زمین درستترین ذهنیت را داشت. حتی اگر با دیدن پستهای دویدن زیر پل به خنده افتاده باشی، اما دوید. حرفهای زندگی کرد و حالا در جایی قرار دارد که شاید به سختی بشود به آن رسید. ۳ گل، در جامهای جهانی. مبارک باشد رامین، کاش همت تو مسری بود.
فوتبال رو ترک کن، قبل از اینکه فوتبال ترکت کنه…
فرناندو موسلرا رو تو چارچوب دروازه لاتزیو به یاد میارم. سه چهار فصلی اونجا بود و بعد چمدونش رو به مقصد ترکیه بست. جایی که به شکلی باورنکردنی چهارده سال دروازبان اول گالاتاسرای بود. موسلرا نماد جنگندگی توی قاب فلزی دروازه است.دروازبانی که امروز چهل ساله است. اون توی ایتالیا، کوپاایتالیا و سوپرکاپ ایتالیا رو به دست آورد. برای دستاوردهاش تو ترکیه باید خطوط زیادی رو اختصاص داد و در تیم ملی هم با بیشتر از صد بازی ملی موفق به کسب کوپاآمریکای ۲۰۱۱ شد. اما یکی دوسالی هست که با پا به سن گذاشتن، کمکم از دوران درخشانش فاصله گرفته. گزارهای که جیمی کرگر در مورد کاسمیرو استفاده کرده بود انصافا حالا به فرناندو موسلرا میشینه. در پایان فصل قبل او از طرفداران گالا خداحافظی کرد و به تیم دلاپلاتا در آرژانتین پیوست تا فرصت به اوغورجان چاکر برسه. در تیم ملی اما اوضاع فرق داشت. سرخیو روشت و سانتیاگو مله هرگز نتونستن توجه بیلسا رو جلب کنند و باز هم برای بار پنجم به عنوان دروازبان اروگوئه در جام جهانی ۲۰۲۶ درون دروازه قرار گرفت. روشت انتخاب اول برای جام جهانی ۲۰۲۲ بود ولی بیلسا در این جام جهانی ترحیج داد موسلرایی که از بازنشتگی ملی برگشته بود
مرگ تدریجی جام، به لطف جیانی و دوستان
صعود 8 تیم برتر سوم، از مجموعه شاهکارهای ادامهدار اینفانتینو و رفقا، دور سوم مرحله گروهی رو از پرهیجانترین، به مضحکترین تبدیل کرده. پاراگوئه و استرالیا دست در دست هم 90 دقیقه برای مساوی عرق ریختند(!)، گراهام پاتر به حرص و جوش الانگا برای گلزنی خندید و سلباکن با خوشحالی از قرعه احتمالی ساحل عاج ما رو از دیدن تقابل هالند-امباپه محروم کرد. ولی از همه بیشتر، بیچاره اسکاتلندیها! فدراسیون با دو دو تا چهارتا، تشخیص داد خانواده بازیکنان رو از هتل شبی 300 دلار اخراج کند و استیو کلارک و بچهها کز کرده کنج کمپ حذف تدریجی تیمشون رو نگاه کنند! مرگ آروم زیباییها، دسترنج کلکسیون نبوغ بچههای خدوم فیفا!
اوّلین قانون فایت کلاب: درباره اش حرف نزن
تو روزی که آمریکا بازی تدارکاتی و سومش رو برابر ترکیه برگزار میکرد استادیوم پر از سلبریتیهای رنگارنگ بود. اما یه قاب از بازی تو دقیقه هشت یا نُه همه رو میخوب کرد. شاید اگر این دو نفر به تنهایی در استادیوم حضور داشتند تا به این حد توجهها به سمتشون جلب نمیشد: ادوارد نورتون در کنار برد پیت، ستارگان فیلم فایت کلاب، محصول ۱۹۹۹ امریکا به کارگردانی دیوید فینچر. برای لحظاتی جریان بازی رو فراموش کردم و توی گوشم ملودی موسیقی سکانس پایانی فیلم where is my mind از گروه pixies پخش میشد… آمریکا بازی تشریفاتی رو به ترکیه باخت. به ترکیه ای که برای اعاده حیثیت به میدون اومده بود. اما تا همیشه قاب این بازی برای من تصویر راوی باشگاه مشتزنی و تایلر دردن خواهد بود. راستی شما هم مثل من این دو نفر رو یکی دیدید؟!
برنمیگردم، ولی…
برزیل تا به اینجای تورنمنت سه بازی برگزار کرده. در بازی اول بهترین بازیکن زمین کسی نبود جز وینیسیوس جونیور. در بازی دوم هم او موفق به کسب جایزه بهترین بازیکن زمین شد. و بله! در بازی سوم هم او بهترین بازیکن زمین بود. به نظر میرسه وینی در بهترین خودش قرار داره. اون تا با اینجای جام چهار گل به ثمر رسونده و در آمار گل و پاس گل در اپ فوتموب بالاتری از مسی و دنیس اونداف بهترین بازیکن جام تا به اینجاست. حتی در هفته گذشته در برنامههای مختلف صحبت از آقای گلی او در پایان جام و حتی قهرمانی سلسائو هم بود. در تیم ملی برزیل بر خلاف مادرید، کسی از ترکبک نکردن وینی ایراد خاصی نمیگیره و از همه مهمتر، مربی روی نیمکت قرار داره که به نظر میرسه میتونه بهترین بازی ممکن رو از ستاره شماره یک برزیل تا به اینجا بگیره. راستی آخرین باری که وینی باضربه سر گل زده رو به یاد دارید؟ وینی از صد و چهل و شش گلی که در مسابقات مختلف زده فقط موفق به زدن یازده گل(چیزی حدود هفت درصد) با ضربه سر شده که آخرینش تو بازی با اسکاتلند بود. برزیلیها برای قهرمانی همه چیز دارند.